﻿1
00:00:07,478 --> 00:00:09,415
‫الو ؟ الو ؟ برج مراقبت ؟

2
00:00:09,417 --> 00:00:14,136
‫لیسبون هواپیما تا 10 دقیقه دیگه
‫بلند میشه . از باند شرقی . مرسی.

3
00:00:26,256 --> 00:00:29,226
‫لویس ، به کارگرت بگو با آقای لازلو
‫بره و ترتیب چمدون هاش رو بده .

4
00:00:29,228 --> 00:00:31,311
‫حتما ، ریک . هر چی شما بگی.

5
00:00:31,313 --> 00:00:33,605
‫چمدون های آقای لازلو رو پیدا کن
‫و بزارشون توی هواپیما .

6
00:00:33,607 --> 00:00:34,699
‫بله ، قربان .

7
00:00:34,806 --> 00:00:36,151
‫از این طرف ، لطفا .

8
00:00:37,882 --> 00:00:40,353
‫اگه مشکلی نیست ، اسم‌ها رو پرکن .
‫قضیه رو بیشتر رسمی‌ش میکنه .

9
00:00:40,801 --> 00:00:42,209
‫به همه چی فکر کردی ، مگه نه ؟

10
00:00:43,304 --> 00:00:45,952
‫و اسم‌ها ، آقا و خانم ویکتور لازلو هستند .

11
00:00:45,994 --> 00:00:49,508
‫- ولی .... چرا اسم من ، ریچارد ؟
‫- بخاطر اینکه تو سوار هواپیما میشی.

12
00:00:49,622 --> 00:00:53,157
‫- من نمی‌فهمم . پس تو چی ؟
‫- من با اون اینجا می‌مونم تا وقتی که هواپیما بدون خطر بره.

13
00:00:53,167 --> 00:00:55,918
‫- نه ، ریچارد! نه ، چه اتفاقی برات افتاده ؟
‫دیشب گفتی که ....

14
00:00:55,920 --> 00:00:57,461
‫دیشب ما حرف‌های خیلی خوبی زدیم.

15
00:00:57,463 --> 00:00:59,465
‫تو گفتی که من به جای هردومون فکر کنم.

16
00:00:59,475 --> 00:01:02,362
‫خب، من از اون موقع زیاد فکر کردم
‫و همه‌ی اون‌ها به یک انجام یک کار ختم شد:

17
00:01:02,364 --> 00:01:04,218
‫تو با ویکتور سوار اون هواپیما میشی
‫جایی‌که بهش تعلق داری.

18
00:01:04,220 --> 00:01:06,764
‫- ولی ریک ، نه من ، من ...
‫- حالا ، تو باید به من گوش کنی .

19
00:01:06,805 --> 00:01:10,234
‫تو اصلا می‌دونی باید
‫منتظر چی باشی اگه اینجا بمونی ؟

20
00:01:10,236 --> 00:01:14,331
‫9 شانس از 10 تا ما هردمون
‫آخر سر از زندان سیاسی درمی‌یاریم ، مگه این درست نیست لویس؟

21
00:01:14,333 --> 00:01:16,183
‫متاسفانه سرگرد استریسر پافشاری می‌کنه.

22
00:01:16,184 --> 00:01:19,588
‫- تو این رو داری میگی که منو مجبور کنی برم .
‫- اینو میگم بخاطر اینکه حقیقت داره .

23
00:01:19,714 --> 00:01:22,141
‫درون هردومون می دونیم که
‫تو به ویکتور تعلق داری .

24
00:01:22,143 --> 00:01:24,278
‫تو بخش از کار اون هستی ،
‫چیزی که باعث میشه اون به جلو حرکت کنه.

25
00:01:24,280 --> 00:01:27,523
‫اگه اون هواپیما بلند بشه
‫و تو با اون نباشی ، پشیمون میشی.

26
00:01:27,575 --> 00:01:31,423
‫شاید امروز و فردا نه ،
‫ولی خیلی زود برای بقیه ی عمرت .

27
00:01:32,069 --> 00:01:33,998
‫ولی ما چی؟

28
00:01:34,311 --> 00:01:35,750
‫ما همیشه پاریس رو داریم .

29
00:01:35,812 --> 00:01:39,149
‫ما اونو نداشتیم ما.... از دستش دادیم
‫تا وقتی که تو اومدی به کازابلانکا.

30
00:01:39,190 --> 00:01:41,586
‫ما دیشب پسش گرفتیم .

31
00:01:41,860 --> 00:01:45,863
‫- وقتی میگم که هیچوقت ترکت نمی کنم.
‫- و هیچوقت نمی کنی.

32
00:01:45,968 --> 00:01:47,563
‫ببین من اگه شریف باشم به هیچ دردی نمی خورم .

33
00:01:47,573 --> 00:01:50,543
‫ولی چیز زیادی نمی خواد که اینو بفهمی که
‫مشکلات سه تا آدم کوچک ...

34
00:01:50,545 --> 00:01:53,896
‫هیچ اهمیتی توی این دنیای دیوانه نداره .

35
00:01:54,330 --> 00:01:56,975
‫روزی این رو میفهمی.

36
00:01:57,958 --> 00:02:00,230
‫حالا، حالا.

37
00:02:01,378 --> 00:02:03,857
‫اون داره بهت نگاه میکنه، بچه .

38
00:02:16,288 --> 00:02:18,497
‫یه چیزی هست که باید بدونی
‫قبل از اینکه بری .

39
00:02:18,499 --> 00:02:20,686
‫- آقای بلین ، من نمی‌خوام که تو چیزی رو توضیح بدی .

40
00:02:20,688 --> 00:02:23,647
‫من به هر حال میرم
‫این شاید بعدا روت تاثیر بزاره .

41
00:02:23,649 --> 00:02:26,171
‫تو گفتی که درباره من و ایلسا می دونی .
‫بله .

42
00:02:26,173 --> 00:02:29,132
‫اون نمی دونست که
‫وقتی دیشب خونه ی من بود ، تو هم اونجا بودی.

43
00:02:29,134 --> 00:02:32,366
‫اون برای برگه‌های عبور اومده بود.
‫درسته ، ایلسا؟

44
00:02:32,887 --> 00:02:34,137
‫بله.

45
00:02:34,139 --> 00:02:36,954
‫اون هرکاری کرد
‫که اونا رو بدست بیاره ، ولی فایده نداشت .

46
00:02:36,996 --> 00:02:40,395
‫اون تمام تلاشش رو کرد که
‫منو متقاعد کنه که هنوز عاشق منه .

47
00:02:40,603 --> 00:02:43,187
‫ولی همه‌ی این چیزا خیلی وقت پیش تموم شده بود .

48
00:02:43,238 --> 00:02:47,282
‫بخاطرتو اون تظاهر کرده که هیچ چیز نیست
‫و من بهش اجازه داده تظاهر کنه.

49
00:02:47,325 --> 00:02:49,994
‫- متوجهم
‫- اینجاست .

50
00:02:50,036 --> 00:02:52,112
‫مرسی.

51
00:03:04,967 --> 00:03:07,043
‫آماده‌ای ، ایلسا؟

52
00:03:08,798 --> 00:03:11,053
‫بله ، آماده‌ام.

53
00:03:13,239 --> 00:03:15,677
‫خداحافظ ، ریک .

54
00:03:15,679 --> 00:03:18,018
‫خدا پشت و پناهت.

55
00:03:18,814 --> 00:03:21,566
‫بهتره عجله کنی ،
‫پرواز رو از دست میدی.

56
00:03:50,723 --> 00:03:55,152
‫این میتونه برات خوب باشه که
‫برای یک مدت از کازابلانکا بری.

57
00:03:55,154 --> 00:03:59,896
‫یه پادگان فرانسوی آزاد توی برازاویل هست.
‫من می‌تونم ترتیب یه گذرگاه رو بدم.

58
00:03:59,898 --> 00:04:03,065
‫برگه های عبورم ؟ می تونم یه مسافرت برم .

59
00:04:03,107 --> 00:04:06,571
‫این تفاوتی توی شرطمون ایجاد نمی کنه .
‫تو هنوز به من 10000 فرانک بدهکاری.

60
00:04:06,665 --> 00:04:09,854
‫اون 10000 فرانک
‫می تونه هزینه هامون رو پرداخت کنه .

61
00:04:09,856 --> 00:04:11,887
‫- هزینه های ما؟
‫- اوه

62
00:04:11,889 --> 00:04:16,825
‫لویس، من فکر می‌کنم
‫که این شروع یک دوستی ه .

63
00:04:59,369 --> 00:05:02,820
‫من کیو مسخره کردم ؟ من اونجوری نیستم .

64
00:05:02,872 --> 00:05:05,577
‫هیچوقت نبودم ، هیچوقتم نخواهم بود .

65
00:05:06,667 --> 00:05:08,375
‫این مخصوص فیلم هاست.

66
00:05:11,380 --> 00:05:13,456
‫من خیلی افسردم .

67
00:05:14,842 --> 00:05:18,756
‫اگه که دو تا دیگه آسپرین بخورم
‫شاید کمک کنه .

68
00:05:18,804 --> 00:05:23,015
‫که با اون میشه ...
‫دو ، چهار ، شیش تا آسپرین .

69
00:05:24,142 --> 00:05:26,550
‫دارم معتاد آسپرین میشم .

70
00:05:26,603 --> 00:05:31,348
‫به زودی برای یه خورده بیشتر
‫پنبه رو روی شیشه می جوشونم .

71
00:05:40,992 --> 00:05:43,280
‫من نباید او برگه‌ها رو امضا می‌کردم .

72
00:05:43,327 --> 00:05:45,533
‫بزار منو ببره دادگاه .

73
00:05:45,579 --> 00:05:48,497
‫دو سال ازدواج نابود شد .

74
00:05:48,541 --> 00:05:51,210
‫من نمی تونم چیزی رو که بهم گفت رو باور کنم.

75
00:05:51,251 --> 00:05:54,454
‫اون مثل یه غریبه بود برام ،
‫نه مثل زنم .

76
00:05:54,505 --> 00:05:57,956
‫من هیچی نفقه‌ای نمی‌خوام ،
‫فقط طلاق می‌خوام.

77
00:05:58,008 --> 00:06:01,840
‫- میشه دربارش بحث کنیم ؟
‫- 50 بار دربارش بحث کردیم. فایده ای نداره .

78
00:06:01,887 --> 00:06:04,342
‫-چرا؟
‫- نمی‌دونم.

79
00:06:04,389 --> 00:06:06,465
‫منی نمی‌تونم این ازدواج رو تحمل کنم.

80
00:06:06,516 --> 00:06:08,722
‫تو اصلا باحال نیستی ، حس میکنم داری منو خفه می‌کنی.

81
00:06:08,768 --> 00:06:12,054
‫هیچ ارتباطی بین ما وجود نداره
‫و از لحاظ فیزیکی هیچ جذابیتی برام نداری .

82
00:06:12,105 --> 00:06:15,390
‫بخاطر خدا ، آلن ،
‫به دل نگیری.

83
00:06:15,441 --> 00:06:18,892
‫من به دل نمی‌گیرم ،
‫فقط خودم رو می‌کشم .

84
00:06:19,779 --> 00:06:23,194
‫اگه فقط می‌دونستم روانپزشک من کجا رفته تعطیلات .

85
00:06:23,240 --> 00:06:27,534
‫اونا هر آگوست کجا میرن ؟
‫اونا شهر رو ترک می کنن.

86
00:06:27,578 --> 00:06:31,789
‫هر تابستون شهر پر از آدم هایی
‫که تا روز کارگر دیوونه‌ان .

87
00:06:31,832 --> 00:06:34,916
‫اگه من برم پیشش چی ؟
‫اون چی میگه بهم ؟

88
00:06:34,960 --> 00:06:38,329
‫هرچی که من بگم
‫اون به من میگه که مشکل جنسی ‍‍ه .

89
00:06:38,380 --> 00:06:41,749
‫این مسخره نیست ؟
‫چطور میتونه مشکل جنسی باشه ؟

90
00:06:41,800 --> 00:06:44,421
‫ما حتی با هم رابطه نداشتیم .

91
00:06:44,469 --> 00:06:46,545
‫شاید هر از چند گاهی یه بار .

92
00:06:46,596 --> 00:06:49,087
‫اون عادت داشت موقع انجامش تلویزیون نگاه کنه .

93
00:06:49,140 --> 00:06:52,425
‫با کنترل کانال ها رو عوض کنه .

94
00:06:52,476 --> 00:06:55,561
‫چرا طلاق باید اینقدر منو اذیت کنه ؟

95
00:06:55,604 --> 00:06:58,142
‫شاید بدون اون بهتره برام .

96
00:06:58,190 --> 00:07:01,274
‫چرا که نه ؟
‫جوونم ، سالم ، یه کار خوب دارم .

97
00:07:01,318 --> 00:07:04,604
‫این می تونه شانس من باشه
‫که از دوباره شروع کنم .

98
00:07:04,655 --> 00:07:06,731
‫اون اگه می‌تونه اینکار رو بکنه ، چرا من نتونم .

99
00:07:06,782 --> 00:07:09,189
‫می‌تونم اینجارو تبدیل به کلوب شبانه کنم .

100
00:07:09,242 --> 00:07:12,243
‫من می تونم خانوم هایی
‫بیارم اینجا که باور نمی‌کنی.

101
00:07:12,287 --> 00:07:14,825
‫رقاصها ، عجیب و غریب ا ، حشری

102
00:07:14,873 --> 00:07:17,198
‫دندون پزشکا.

103
00:07:17,250 --> 00:07:20,204
‫اگه که اون من رو نمی‌خواد
‫خودم رو بهش تحمیل نمی‌کنم.

104
00:07:20,253 --> 00:07:23,538
‫باور نمی‌شه
‫موقعی که رفت چی گفت .

105
00:07:23,589 --> 00:07:25,463
‫من یه زندگی جدید می‌خوام .

106
00:07:25,508 --> 00:07:28,295
‫می‌خوام برم اسکی ،
‫برقصم ، برم به ساحل ،

107
00:07:28,344 --> 00:07:30,882
‫با موتورسیکلت از وسط اروپا برم .

108
00:07:30,930 --> 00:07:34,133
‫- تموم کاری که ما همیشه می‌کنیم تلویزیون دیدنه .
‫- من برای یه مجله فیلم نوشتم .

109
00:07:34,183 --> 00:07:36,259
‫به علاوه ، اتفاقا من فیلم دوست دارم .

110
00:07:36,310 --> 00:07:40,058
‫به خاطر اینکه
‫تو یکی از بزرگترین بیننده‌های دنیایی.

111
00:07:40,105 --> 00:07:44,814
‫من ایونجری نیستم . من یه فعالم . می‌خوام که مشارکت کنم .
‫ما هیچ وقت با هم نمی خندیدیم.

112
00:07:44,860 --> 00:07:48,692
‫چطور می تونی اینو بگی ؟
‫درباره تو نمی دونم . ولی من دائما می‌خندم .

113
00:07:48,738 --> 00:07:53,863
‫من یواش میخندم ، من قهقهه میزنم ،
‫چطور وقتی با هم قرار میزاشتیم اینو نگفتی ؟

114
00:07:53,910 --> 00:07:56,235
‫فرق داشت ، تو اون موقع پشتکارت بیشتر بود .

115
00:07:56,287 --> 00:07:59,621
‫همه موقع ابراز علاقه کردن اینجوری‌ان.
‫این طبیعیه .

116
00:07:59,666 --> 00:08:04,742
‫می خوای که طرف مقابل رو تحت تاثیر قرار بدی ،تو نمی‌تونی ازم انتظار
‫این سطح از دلربایی رو برای همیشه داشته باشی ، سکته می‌کنم.

117
00:08:04,795 --> 00:08:07,369
‫خداحافظ ، آلن .

118
00:08:07,423 --> 00:08:09,581
‫وکیلم به وکیلت زنگ میزنه .

119
00:08:11,051 --> 00:08:13,127
‫من وکیل ندارم .

120
00:08:13,178 --> 00:08:15,254
‫بگو به دکترم زنگ بزنه .

121
00:08:20,227 --> 00:08:23,512
‫مشکل من چیه ؟
‫چرا من نمی‌تونم باحال باشم ؟

122
00:08:23,563 --> 00:08:26,019
‫رازش چیه ؟

123
00:08:26,066 --> 00:08:30,526
‫رازی نداره ، بچه .
‫خانم ها ساده‌ان .

124
00:08:30,570 --> 00:08:34,817
‫من هیچوقت کسی رو
‫ملاقات نکردم که فرق توگوشی رو ...

125
00:08:34,866 --> 00:08:37,238
‫با تیر خوردن نفهمه .

126
00:08:37,285 --> 00:08:39,408
‫آره ، بخاطراینکه تو همفری بوگارتی

127
00:08:39,453 --> 00:08:42,953
‫من هیچوقت نمی تونم نانسی رو بزنم .
‫رابطه ما اون شکلی نیست .

128
00:08:42,998 --> 00:08:46,248
‫رابطه ؟ این کلمه رو از کجا یاد گرفتی ،
‫یکی از اون روانپزشکای مزخرف ؟

129
00:08:46,293 --> 00:08:51,251
‫من شبیه تو نیستم .
‫توی کازابلانکا ، وقتی تو اینگرید رو از دست دادی ، نابود نشدی ؟

130
00:08:51,298 --> 00:08:54,003
‫چیزی نیست که با یک کم
‫بوربون و سودا (نوعی مشروب) درست نشه .

131
00:08:54,051 --> 00:08:57,217
‫من نمی تونم مشروب بخورم .
‫بدن من نمی تونه الکل رو تحمل کنه .

132
00:08:57,262 --> 00:09:01,639
‫نصیحت من رو گوش کن و
‫تموم این جزئیات و اینجور چیزای رابطه رو فراموش کن .

133
00:09:01,683 --> 00:09:03,925
‫دنیا پر از زن هاست .

134
00:09:03,977 --> 00:09:06,468
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که سوت بزنی .

135
00:09:13,028 --> 00:09:14,902
‫حق با اونه .

136
00:09:14,947 --> 00:09:17,817
‫یکم بهشون فضا میدی
‫و اونا میپرن روت .

137
00:09:18,367 --> 00:09:21,237
‫چرا من نمی تونم همچین رفتاری داشته باشم ؟

138
00:09:21,286 --> 00:09:25,070
‫چیزی نیست که
‫بوربن و سودا نتونه درستش کنه .

139
00:09:54,276 --> 00:09:56,564
‫- حالت خوبه ؟
‫- بدبخت!

140
00:09:56,611 --> 00:09:59,648
‫- وقتی که رفت ، چرا به ما زنگ نزدی ؟
‫- نمی خواستم مزاحمتون بشم .

141
00:09:59,698 --> 00:10:03,446
‫مزاحم ما ؟
‫بخاطر خدا ، دوست ها به چه دردی می خورن پس ؟

142
00:10:03,493 --> 00:10:05,865
‫نگفت واسه چی طلاق می‌خواد ؟

143
00:10:05,912 --> 00:10:08,070
‫خنده می خواست ، اون به اندازه کافی نمی خنده .

144
00:10:08,122 --> 00:10:11,076
‫دلایل طلاق : خنده ناکافی

145
00:10:11,125 --> 00:10:13,201
‫اون می خواست بره اسکی.

146
00:10:13,252 --> 00:10:15,743
‫اون میخواست از روی کوه خنده کنان مثل احمقا اسکی کنه .

147
00:10:15,796 --> 00:10:19,960
‫بزار زنگ بزنم دفتر .
‫من از یه جلسه زدم بیرون وقتی تو زنگ زدی.

148
00:10:20,009 --> 00:10:22,297
‫اونا فکر می کنن من دیوونم .

149
00:10:22,344 --> 00:10:25,879
‫- ازش خبر داری؟
‫- از شولمن و وایس (وکلای معروف) خبر دارم .

150
00:10:25,931 --> 00:10:29,097
‫می خواستن من یه چندتا کاغذ امضا کنم
‫و نانسی می خواد بره مکزیک .

151
00:10:29,142 --> 00:10:31,301
‫ما ماه عسل رفتیم اونجا.

152
00:10:31,353 --> 00:10:33,891
‫تموم دوهفته رو توی رخت خواب بودیم .

153
00:10:33,939 --> 00:10:36,014
‫من اسهال گرفته بودم .

154
00:10:36,066 --> 00:10:39,648
‫الو ، جورج ؟ اونا با شرایط موافقت کردن ؟

155
00:10:40,695 --> 00:10:44,230
‫اوه ، لعنتی . خب اگه خراب کنیم . خرابش کردیم دیگه .

156
00:10:44,282 --> 00:10:47,318
‫خدا! بجز غذاهای تلویزیون
‫چیز دیگه ای بلدی بپزی؟

157
00:10:47,368 --> 00:10:50,903
‫کی زحمت میده آشپزی کنه ،
‫همینجوری یخ زده میخورمشون.

158
00:10:50,955 --> 00:10:57,242
‫من میگم کجا می تونی با من تماس بگیری ،
‫من برای مدتی توی 9296-362 خواهم بود .

159
00:10:57,294 --> 00:11:02,122
‫بعد 15 دقیقه هم توی 0024-648 خواهد بود .

160
00:11:02,174 --> 00:11:05,377
‫بعدش توی 0420-752

161
00:11:05,427 --> 00:11:08,344
‫و بعدش توی خونه 4598-621 خواهم بود .

162
00:11:09,097 --> 00:11:10,971
‫خوبه ، جورج . خداحافظ.

163
00:11:11,016 --> 00:11:15,060
‫یک کیوسک تلفن سر چهارراه هست ،
‫برم پایین شماره ش رو گیر بیارم ؟

164
00:11:15,103 --> 00:11:17,558
‫از جلوش رد میشی.

165
00:11:19,690 --> 00:11:22,976
‫- شرمنده ، آلن .
‫- اون می خواد ولگرد باشه .

166
00:11:23,027 --> 00:11:26,727
‫- یهویی دیگه زندگی متاهلی براش خوب نیست .
‫- خیلی احساساتی نشو

167
00:11:26,781 --> 00:11:29,568
‫من به اون خونه دادم ، مهربانی ، امنیت .

168
00:11:29,617 --> 00:11:33,448
‫موقعی که پیداش کردم
‫داشت توی دونات خوری پیشخدمتی میکرد .

169
00:11:33,495 --> 00:11:36,366
‫من عادت داشتم هر شب
‫می رفتم اونجا و بهش زیادی انعام میدادم .

170
00:11:36,415 --> 00:11:38,703
‫1.50 دلار برای یک صورتحساب 35 سنتی .

171
00:11:38,750 --> 00:11:41,420
‫نانسی بدون فکر عمل می کرد .
‫همه ما اینو می دونیم .

172
00:11:41,461 --> 00:11:45,790
‫اون بدون فکر و یهویی نرفت.
‫ماه ها داشت دربارش حرف میزد .

173
00:11:45,840 --> 00:11:49,790
‫- باورم نمی شد که این کار رو بکنه .
‫- این خوبه که حالا اینو فهمیدی .

174
00:11:49,844 --> 00:11:53,213
‫- تو جوونی ، یه زنگی جدید بساز .
‫- من 29 سالمه .

175
00:11:53,264 --> 00:11:56,847
‫بیشترین توانایی جنسی من
‫واسه 10 سال پیش بود .

176
00:11:56,893 --> 00:11:59,810
‫نیمه پر لیوان رو ببین . تو آزادی .

177
00:11:59,854 --> 00:12:01,930
‫تو میری بیرون ، اونجا دختر ها هستن .

178
00:12:01,981 --> 00:12:05,266
‫میری به مهمونی ها ،
‫با یه زن شوهردار رابطه برقرار میکنی .

179
00:12:05,317 --> 00:12:09,445
‫رابطه ی جنسی با دختر ها
‫با هر نژاد ، عقیده و رنگی .

180
00:12:10,531 --> 00:12:12,903
‫تو ازش خسته میشی.

181
00:12:12,950 --> 00:12:16,034
‫به علاوه ، این چیزا دیگه برای من اتفاق نمیافته .

182
00:12:16,078 --> 00:12:19,992
‫من تونستم یه دختر رو گول بزنم
‫که من رو دوستم داشته باشه ، و اون حالا رفته .

183
00:12:20,040 --> 00:12:22,198
‫می بینی چطور خودش رو دست کم میگیره ؟

184
00:12:22,250 --> 00:12:26,200
‫فکر نمی کنی خانم های زیادی
‫فکر می کنن اون جذاب هست .

185
00:12:26,254 --> 00:12:30,417
‫- بله ، البته .
‫- دنیا پر خانم های واجد شرایطه .

186
00:12:30,466 --> 00:12:33,752
‫آره ، ولی نه مثل نانسی .
‫اون خیلی دوست داشتنی بود .

187
00:12:33,803 --> 00:12:36,341
‫من عادت داشتم توی رخت خواب
‫دراز بکشم و خوابیدن اون رو نگاه کنم .

188
00:12:36,389 --> 00:12:38,926
‫بعضی اوقات اون بیدار میشد و
‫می فهمید .

189
00:12:38,974 --> 00:12:41,050
‫اون جیغ میکشید .

190
00:12:41,101 --> 00:12:44,268
‫اون واقعا دوستش داشته . می خوام گریه کنم .

191
00:12:44,313 --> 00:12:46,389
‫چرا دوست داری گریه کنی ؟

192
00:12:46,440 --> 00:12:49,606
‫یه مرد سرمایه گذاری میکنه ،
‫خب سود نمیده .

193
00:12:49,651 --> 00:12:52,356
‫یه آسپرین میدی بهم ؟
‫دارم سردرد میگیرم.

194
00:12:52,404 --> 00:12:54,942
‫اون افسرده شده و توهم مریض.

195
00:12:54,990 --> 00:12:59,153
‫- خیلی خب ناراحت نشو .
‫- من ناراحت نشدم ، فقط یه روز سخت داشتم امروز .

196
00:12:59,202 --> 00:13:02,203
‫تو هم آسپرین می خوای؟
‫- نه .

197
00:13:02,247 --> 00:13:04,951
‫من همه ی آسپرین های رو خوردم ،
‫Darvon (یک نوع مسکن) خوبه ؟

198
00:13:04,999 --> 00:13:08,783
‫آره خوبه ، دکترم وقتی که میگرن
‫داشتم برام تجویز کرد Darvon .

199
00:13:08,836 --> 00:13:12,668
‫من قبلا میگرن می گرفتم ،
‫ولی دکترم من رو درمان کرد . حالا فقط تبخال میزنم .

200
00:13:12,715 --> 00:13:15,336
‫من هنوزم میگیرم .
‫شدید ، از استرس میگریم .

201
00:13:15,384 --> 00:13:19,678
‫- دکترم دیگه نمی تونه درمانم کنه . شاید جراحی بخوام .
‫-وقتی دکترم میره تعطیلات، من که احساس فلجی می کنم .

202
00:13:19,722 --> 00:13:22,259
‫شما دو تا باید با هم
‫ازدواج کنید با هم برید بیمارستان زندگی کنین .

203
00:13:22,307 --> 00:13:25,807
‫- یکم لیموناد می خوای با Darvon ؟
‫- آره مگه اینکه آب سیب داشته باشی ؟

204
00:13:25,852 --> 00:13:27,762
‫آب سیب با Darvon معرکن با هم .

205
00:13:27,813 --> 00:13:31,016
‫تو تا حالا lithium
‫رو با آب گوجه خوردی ؟

206
00:13:31,066 --> 00:13:34,481
‫خودم که نه ، ولی یه
‫آدم عصبی دیگه بهم گفت که باورنکردنیه .

207
00:13:34,527 --> 00:13:37,445
‫یه نوشابه که هیچی توش نباشه میدی بهم ؟

208
00:13:39,115 --> 00:13:41,191
‫من قرص هارو میارم .

209
00:13:44,662 --> 00:13:47,995
‫بدبخت .
‫آلن اگه کمکی از دست ما برمیاد ....

210
00:13:53,879 --> 00:13:56,370
‫اون هیچوقت نباید با نانسی ازدواج می کرد .

211
00:13:56,423 --> 00:13:58,831
‫اون هیچوقت چیزی نگفت ،
‫من فکر می کردم که با همدیگه خوب هستن .

212
00:13:58,884 --> 00:14:02,928
‫بخاطر اینکه اینقدر
‫سرت شلوغه ، نمی فهمی دور و برت چه خبره .

213
00:14:02,971 --> 00:14:05,676
‫فکر نمی کنی که یه کم
‫عجیبه که اون ازدواج کرده بود ...

214
00:14:05,724 --> 00:14:08,428
‫ولی یه قرار تو شب سال نو نداشت ؟

215
00:14:08,476 --> 00:14:10,765
‫عزیزم ، خیلی بهش فکر نکن .

216
00:14:10,812 --> 00:14:14,975
‫آقای کریستی هستم ،
‫من دیگه توی 0420-752 نیستم ،

217
00:14:15,024 --> 00:14:17,978
‫من توی خونه 4598-621 خواهم بود .

218
00:14:19,070 --> 00:14:21,146
‫چی ؟ باشه ، نگه می دارم ؟

219
00:14:21,197 --> 00:14:23,735
‫عزیزم ، این چیزا منو ناراحت میکنه .

220
00:14:23,783 --> 00:14:26,902
‫من دارم یه موجی از ناامنی رو تجربه می کنم .

221
00:14:26,952 --> 00:14:30,368
‫فکر می کنی ناامنی ؟
‫بهت گفتم که چه اتفاقی برای من امروز افتاد ؟

222
00:14:30,414 --> 00:14:32,786
‫من 100 هکتار زمین توی فلوریدا خریدم امروز ...

223
00:14:32,833 --> 00:14:35,750
‫و بعدش معلوم شد که
‫98 هکتار اون شن روانه .

224
00:14:35,794 --> 00:14:38,795
‫شرکت من می خواست که زمین گلف بسازه .
‫حالا چی ؟

225
00:14:38,839 --> 00:14:41,792
‫تمام کاری که می تونیم بکنیم اینه که
‫یه زمین گلف با سه تا سوراخ ...

226
00:14:41,841 --> 00:14:44,130
‫با بزرگترین تله شنی دنیا بسازیم .

227
00:14:45,804 --> 00:14:48,211
‫برای چی داری قرص می خوری ؟

228
00:14:48,264 --> 00:14:51,550
‫- من عصبی ام.
‫- برای چی ؟

229
00:14:51,601 --> 00:14:56,476
‫عزیزم ، تمام موضوع طلاق
‫برای من ترسناکه .

230
00:14:56,522 --> 00:15:00,733
‫- اون داره طلاق میگیره ، نه ما .
‫- می دونی فقط ایده ی اون .

231
00:15:01,819 --> 00:15:05,353
‫فکر کنم هیچوقت نتونستم
‫طلاق پدر و مادرم رو فراموش کنم .

232
00:15:05,406 --> 00:15:07,778
‫خب ، دیگه موقشه . بیا اینجا.

233
00:15:10,912 --> 00:15:14,660
‫تو خیلی متزلزلی
‫کاش می تونستم ....

234
00:15:14,707 --> 00:15:17,578
‫سلام میلت ؟ دیک ام .
‫اون توافق غیر قابل قبوله . شرایط جالب نیست .

235
00:15:17,627 --> 00:15:19,418
‫نه ، من نمی تونم قبولش کنم .

236
00:15:34,851 --> 00:15:37,389
‫مارجری ، آقای هاردی زنگ زد ؟

237
00:15:38,355 --> 00:15:41,439
‫من توی 3299-922 هستم .

238
00:15:41,483 --> 00:15:44,686
‫آره ، من اینجا...
‫اومدم دنبال همسرم .

239
00:15:45,403 --> 00:15:47,609
‫چی؟کی؟ اوه ، آلن فیلکس.

240
00:15:48,489 --> 00:15:51,407
‫خیلی خب ، بعدا بهش زنگ میزنم . خداحافظ .

241
00:15:53,578 --> 00:15:56,282
‫آلن دوباره زنگ زد .
‫بایدبراش یه دختر پیدا کنیم .

242
00:15:56,330 --> 00:15:58,406
‫یکی که باهاش باشه و خوشحال باشه دربارش.

243
00:15:58,457 --> 00:16:00,450
‫خب ، براش یه دختر خوب پیدا کن .

244
00:16:00,501 --> 00:16:03,751
‫- خب اینجا باید یکی باشه دیگه .
‫- تنها نیستن .

245
00:16:03,796 --> 00:16:06,500
‫- کارل چی ؟
‫- نامزد کرده .

246
00:16:06,548 --> 00:16:10,877
‫- اون چی ؟
‫- دورین ؟ با یه کشیش زندگی میکنه .

247
00:16:12,304 --> 00:16:15,719
‫اون بلوند قد بلنده چی ؟
‫چی ؟ سابرینا با آلن ؟

248
00:16:15,765 --> 00:16:19,810
‫زنده زنده می خوردش .
‫هیچی ازش بجز عینکاش نمی مونه .

249
00:16:19,853 --> 00:16:22,390
‫فکر کنم این مشکل باشه .

250
00:16:22,438 --> 00:16:25,356
‫آقای کریستی ، شما یک تماس دارید .

251
00:16:27,985 --> 00:16:31,686
‫ایده خوبیه ، ببین من و لیندا
‫فردا برای شام می خوایم بریم بیرون .

252
00:16:31,739 --> 00:16:34,693
‫خب ما یک دختر خوب رو دعوت می کنیم
‫و بعدش چهارتایی با هم میریم .

253
00:16:34,742 --> 00:16:37,030
‫بی خیال آلن ، تا باید شروع کنی به دیدن دخترها .

254
00:16:37,077 --> 00:16:40,446
‫خب من دو ساله که این کار رو نکردم .
‫باید تمرین کنم.

255
00:16:40,497 --> 00:16:43,498
‫موقعی که داشتم این کار رو میکردم هم ،
‫نیاز به تمرین داشتم .

256
00:16:43,542 --> 00:16:46,412
‫تو داری احساسات رو
‫روی یه سهام شکست خورده سرمایه گذاری میکنی.

257
00:16:46,461 --> 00:16:48,537
‫که از بین رفته .

258
00:16:48,588 --> 00:16:52,123
‫چی کار باید بکنی ؟
‫خب تو دوباره روی یه سهم مطمئن سرمایه گذاری میکنی.

259
00:16:52,175 --> 00:16:55,295
‫یه چیزی که سود بلند مدت داشته باشه .

260
00:16:55,345 --> 00:16:57,302
‫منو با کی میخوای جور کنی ، جنرال موتور؟

261
00:16:57,347 --> 00:16:59,423
‫بی خیال آلن ، به خودت بیا .

262
00:16:59,474 --> 00:17:03,637
‫خیلی باید خوشگل باشه ،
‫دختره خیلی باید خوب باشه که باعث دلگرمی من بشه .

263
00:17:03,686 --> 00:17:06,971
‫- عزیزم ، کیو می تونیم براش بگیریم ؟
‫- هنوز کسی رو در نظر نداری ؟

264
00:17:07,023 --> 00:17:10,023
‫- ما یه چند تایی زیر نظر داریم .
‫- چه مدلیدوست داری ، آلن ؟

265
00:17:10,067 --> 00:17:12,854
‫- اون عصبی دوست داره .
‫- من بلوند دوست دارم .

266
00:17:12,903 --> 00:17:15,572
‫موی بلند بلوند با دامن کوتاه ...

267
00:17:15,614 --> 00:17:18,698
‫و با چکمه و سینه گنده
‫، خوش فکر و شوخ طبع .

268
00:17:18,742 --> 00:17:20,948
‫این استاندارد های مسخره رو برای خودت زار .

269
00:17:20,994 --> 00:17:23,829
‫اون باید خیلی خوشگل باشه
‫با موی بلوند و سینه گنده ؟

270
00:17:23,872 --> 00:17:27,038
‫و یه باسن گنده ،
‫یه چیزی که بتونم با دندونام گاز بگیرم .

271
00:17:27,083 --> 00:17:30,250
‫- اون همیشه ایراد میگیره .
‫- آره ، ولی نتایج رو نگاه کن .

272
00:17:30,295 --> 00:17:32,620
‫آره تو هیچوقت بیرون نرفتی.

273
00:17:32,672 --> 00:17:35,459
‫سالی موهای بلندی داره
‫و اندازه سینه اش هم خوبه .

274
00:17:35,508 --> 00:17:38,841
‫- سایزش چنده ؟
‫- نمی دونم ، شبیه این فکر کنم .

275
00:17:38,886 --> 00:17:41,673
‫- خیلی دختر باهشی نیست البته .
‫- کارش چیه ؟

276
00:17:41,722 --> 00:17:44,509
‫برای یه طالع بین کار میکنه .
‫- فراموشش کن .

277
00:17:44,558 --> 00:17:46,634
‫بیخیال آلن ، شاید تونستی
‫بیاریش توی رخت خواب حتی

278
00:17:46,685 --> 00:17:49,686
‫رخت خواب ؟ با این شانس من
‫حتی نمی تونم بیارمش روی صندلی !

279
00:17:49,730 --> 00:17:52,850
‫این دخترایی که تو میخوای
‫معمولا عقل درست حسابی ندارن .

280
00:17:52,900 --> 00:17:55,984
‫چرا حالا واسه یکی که
‫می خوای بری باهاش شام بخوری ، اینقدر ایراد میگری؟

281
00:17:56,028 --> 00:17:59,776
‫ببین ، من حتی اینو نمی خوام ، نمی خوام قرار بزارم .
‫من هنوز به نانسی وابسته ام .

282
00:17:59,823 --> 00:18:02,907
‫می تونی نانسی رو فراموشش کنی ؟
‫اون رفته .

283
00:18:04,202 --> 00:18:08,034
‫درسته . اون می خواست آزاد باشه
‫تا بتونه مثل ولگردا باشه .

284
00:18:08,081 --> 00:18:10,204
‫عزیزم ، یکی رو پیدا کن ،

285
00:18:10,249 --> 00:18:12,740
‫من می تونم فکر کنم
‫که اون الان داره چکار میکنه.

286
00:18:19,050 --> 00:18:21,125
‫عزیزم ، این معرکه ست ،

287
00:18:21,177 --> 00:18:24,592
‫همسر سابقم هیچوقت
‫منو سوار موتور نمی کرد .

288
00:18:24,638 --> 00:18:28,089
‫اون یبار از روی اسکوتر افتاد
‫و استخون کتفش رو شکست ..

289
00:18:28,142 --> 00:18:31,427
‫موتور سیکلت هم نبود
‫از این اسکوتر ها بود که رو زمین هل میدی .

290
00:18:31,478 --> 00:18:34,348
‫فیلم . همه ی زندگیش بود ،
‫اون یه بیننده بود .

291
00:18:34,397 --> 00:18:36,271
‫من کسی ام که عمل می کنم.

292
00:18:36,316 --> 00:18:40,064
‫خیلی گذشته از وقتی که
‫با یه مرد بلوند خوشتیپ

293
00:18:40,111 --> 00:18:42,187
‫عشق بازی کردم .

294
00:18:42,947 --> 00:18:46,281
‫ما دو هفته س طلاق گرفتیم
‫اون داره با یه نازی قرار میذاره

295
00:18:46,326 --> 00:18:49,492
‫- شارون چی؟
‫- از اسمش خوشم میاد .

296
00:18:49,537 --> 00:18:52,870
‫شارون واسه جک آلن که یه عکاسه کار میکنه
‫دستیارشه .

297
00:18:52,915 --> 00:18:55,121
‫- خیلی باهو و خوشگله .
‫- بزن بریم .

298
00:18:55,167 --> 00:18:57,076
‫-بهش زنگ بزن .
‫- عالیه

299
00:18:57,127 --> 00:19:00,710
‫- وایسا ! چی می خوای بهش بگی ؟
‫- می پرسم ازش که وقتش واسه شام آزاده یا نه .

300
00:19:00,756 --> 00:19:03,757
‫چیزی بهش درباره طلاق نگی .
‫بگو زنم مرده .
‫- اونو بزار به عهده ما دیگه.

301
00:19:03,800 --> 00:19:08,593
‫یه دقیقه وایسا ! فکر نکنم این کارو باید بکنیم .
‫عین قدیم دارم عصبی میشم باز ، تو دلم آشوبه .

302
00:19:08,638 --> 00:19:11,556
‫شارون لیک ، لطفا . لیندا کریستی .

303
00:19:11,600 --> 00:19:13,888
‫نمی خوام اینو بشنوم .

304
00:19:13,935 --> 00:19:16,473
‫سلام ، لیندام ، چطوری ؟

305
00:19:17,564 --> 00:19:21,431
‫خوبه . ما داریم امشب
‫با یه دوست قدیمی میریم شام ....

306
00:19:21,484 --> 00:19:24,769
‫ما فکر کردیم شاید بخوای با ما بیای .

307
00:19:24,821 --> 00:19:28,984
‫نه ، چیزی نیست .
‫فقط رادیو روشنه .

308
00:19:31,911 --> 00:19:34,236
‫- تو نمیشناسیش .
‫- بگو بیوه س .

309
00:19:34,288 --> 00:19:37,538
‫بهش بگو زنم توی
‫یه انفجار معدن مرده .

310
00:19:37,583 --> 00:19:39,824
‫اون خیلی باحاله . فکر کنم ازش خوشت بیاد .

311
00:19:39,877 --> 00:19:44,419
‫اگه نمی خواد ، ولش کن .
‫من اینقدر نمی خوامش.

312
00:19:44,464 --> 00:19:47,299
‫خب ، ما ساعت 8 میایم دنبالت .

313
00:19:47,342 --> 00:19:49,381
‫یه لباس ساده .

314
00:19:49,427 --> 00:19:51,716
‫آره ، کفش صاف هم خوبه .

315
00:19:51,763 --> 00:19:55,096
‫بزار پاشنه بلند بپوشه .
‫مگه من چی ام ؟ Toulouse-Lautrec ؟
‫(نقاش فرانسوی که به قد کوتاهش مشهور بود.)

316
00:19:56,768 --> 00:19:59,341
‫خداحافظ . همه چی ردیفه .

317
00:19:59,395 --> 00:20:02,230
‫من واقعا احساسات پیچیده ای دارم درباره این .

318
00:20:02,273 --> 00:20:05,357
‫چی میشه اگه این دختره
‫رو بیارم تو تخت خواب و نانسی برگرده ؟

319
00:20:05,401 --> 00:20:08,188
‫خیلی امیدت واسه
‫شب اول زیاد نباشه ، آلن .

320
00:20:08,237 --> 00:20:11,819
‫- چیزی درباره من نگفت ؟
‫چی میخوای بگه ؟ اون که تو رو نمیشناسه .

321
00:20:11,865 --> 00:20:14,024
‫تو نگفتی که من زنم مرده .

322
00:20:14,076 --> 00:20:17,908
‫من قرار رو برات گذاشتم ،
‫تو درباره مرگ همسرت بگو بهش .

323
00:20:17,955 --> 00:20:19,947
‫من خیلی هیجان دارم برای این .

324
00:20:19,998 --> 00:20:23,201
‫ما اول میریم دنبال شارون چون نزدیک تره
‫بعد میایم دنبال تو بعد از ساعت هشت .

325
00:20:23,251 --> 00:20:26,169
‫من خیلی نمی تونم بیرون وایسم ، عزیزم .
‫صبح زود یه جلسه دارم .

326
00:20:26,212 --> 00:20:29,166
‫ما می تونیم تو رستوران Pier تو Sausalito غذا بخوریم .
‫شباش خیلی قشنگه .

327
00:20:29,215 --> 00:20:31,338
‫عالیه . خیلی رمانتیکه .

328
00:20:31,384 --> 00:20:35,132
‫اونجا غذاش افتضاحه
‫بعلاوه اینکه فکر کنم بارون بیاد . واست خوبه ؟
‫- برای من خوبه .

329
00:20:35,179 --> 00:20:38,630
‫من میرم دوش بگیرم
‫و بدنم رو با کانو(مارک افتر شیو) پر کنم .

330
00:20:39,558 --> 00:20:43,638
‫من میرم خونه .
‫من میرم تموم دندونام رو مسواک بزنم .

331
00:20:44,688 --> 00:20:47,393
‫فکر کنم اون با شارون به هم بیان .

332
00:20:47,441 --> 00:20:49,896
‫- آره ؟
‫- تو فکر نمی کنی ؟

333
00:20:49,943 --> 00:20:51,383
‫اون احتمالا تا شب خونسردتر میشه .

334
00:20:53,572 --> 00:20:55,730
‫کاش اون قبلا منو میدید.

335
00:20:55,782 --> 00:20:59,994
‫بدم میاد ندید برم سر قراری که
‫دختره دفعه اوله که منو میبینه .

336
00:21:00,036 --> 00:21:05,031
‫اگه ناامید بشه چی
‫و بخنده یا جیغ بکشه ؟

337
00:21:12,758 --> 00:21:14,418
‫مسخره س .

338
00:21:14,468 --> 00:21:17,919
‫تا حالا دختری
‫با جیغ یا خنده واکنش نشون داده ؟

339
00:21:17,971 --> 00:21:20,723
‫یه بار ، یه همکلاسی موقع کالج بروکلین .

340
00:21:20,765 --> 00:21:23,552
‫اومد دم در ،
‫منو دید و بیهوش شد .

341
00:21:23,601 --> 00:21:26,057
‫البته ، اون ضعیف شده بود از رژیم گرفتن .

342
00:21:48,208 --> 00:21:50,829
‫خب که چی ؟

343
00:21:50,877 --> 00:21:54,661
‫بوگارت هم قد کوتاه بود .
‫به نظر نمی اومد کسیو اذیت کنه .

344
00:21:54,714 --> 00:21:57,288
‫از دنده چپ بلند شدی ، بچه .

345
00:21:57,342 --> 00:21:59,418
‫- آره ، منظورت منفیه دیگه .
‫- البته .

346
00:21:59,469 --> 00:22:02,968
‫اون بهترین حالتت
‫رو می بینه ، قبل از اینکه حتی بازی شروع بشه .

347
00:22:03,014 --> 00:22:05,719
‫اون چیزا که به صورتت زدی ، چی بود ؟

348
00:22:05,767 --> 00:22:10,428
‫- کانو ، یه نوع افتر شیوه .
‫اون چیزای دیگه چی ؟

349
00:22:10,479 --> 00:22:14,144
‫دهانشو ، اسپری بدن و پودر بچه .

350
00:22:14,191 --> 00:22:17,192
‫تو قراره که مثل
‫فاحشه خونه های فرانسوی ، بو بدی .

351
00:22:17,236 --> 00:22:20,356
‫- من بهشون احتیاج دارم .
‫- چرا ؟ از عرق کردن خجالت میکشی؟

352
00:22:20,406 --> 00:22:22,481
‫می خوام که تاثیرگذار باشم .

353
00:22:22,533 --> 00:22:26,696
‫میدونی ، یه جایی توی زندگیت
‫تو باید عوض بشی .

354
00:22:26,745 --> 00:22:29,318
‫وظیفه ی اونه که بوی خوبی برای تو بده .

355
00:22:29,372 --> 00:22:33,785
‫هر کاری هم که میکنی ، بهش نگو که مشروب نمی خوری
‫فکر می کنه که بچه مثبتی .

356
00:22:33,835 --> 00:22:35,709
‫و دستپاچه هم نشو .

357
00:22:35,754 --> 00:22:39,418
‫تنها چیز بدی که ممکنه پیش بیاد
‫اینه که اون باکره باشه .

358
00:22:39,465 --> 00:22:41,541
‫یا یه پلیس باشه .

359
00:22:41,592 --> 00:22:44,379
‫با شانس من ،
‫معلوم میشه که اون هردوتاشه .

360
00:22:44,428 --> 00:22:46,338
‫می دونی که حق با اونه .

361
00:22:46,389 --> 00:22:50,469
‫تعداد زیادی زن با
‫عضلاتش و کیفیت زمینیش ، حشری شدن .

362
00:22:51,435 --> 00:22:55,349
‫اینقدر اسپری نباید می زدم زیر بغلم .

363
00:22:55,397 --> 00:22:59,015
‫معکره نمیشه اگه
‫من و شارون با همون نگاه اول با هم دوست بشیم ؟

364
00:22:59,902 --> 00:23:03,602
‫چرا نه ؟
‫اونا میگن که خانم ها ساده ان.

365
00:23:04,614 --> 00:23:08,197
‫من تا حالا یکی از اون ها رو ملاقات نکردم که
‫فرق بین توگوشی خوردن رو با

366
00:23:08,243 --> 00:23:10,319
‫تیر خوردن نفهمه .

367
00:23:12,163 --> 00:23:14,619
‫بیا اینجا ، شارون .

368
00:23:16,918 --> 00:23:19,124
‫تو معرکه ای .

369
00:23:20,087 --> 00:23:24,251
‫تا قبل از امشب ،
‫دکترا بهم گفته بودن که توی رابطه جنسی خیلی سردم .

370
00:23:24,300 --> 00:23:27,834
‫می خوام ازت تشکر کنم
‫که ثابت کردی اونا اشتباه می کنن.

371
00:23:27,887 --> 00:23:32,347
‫اگه دوست دختر داری که
‫همین مشکل رو دارن ، اونا رو هم بیار اینجا.

372
00:23:32,391 --> 00:23:36,175
‫وقتی دیک و لیندا داشتن دربارت صحبت می کردن ،
‫از عباراتی مثل ،

373
00:23:36,228 --> 00:23:38,801
‫"باهوش" یا "نابغه" استفاده می کردن .

374
00:23:38,855 --> 00:23:42,307
‫ولی اونا نگفتن که
‫تو همچنین مثل حیوون هایی .

375
00:23:43,276 --> 00:23:46,277
‫ببخشید عزیزم که مجبور شدم بزنمت ،

376
00:23:46,321 --> 00:23:49,654
‫ولی تو دیوونه شدی
‫وقتی که گفتم "دیگه بسه" .

377
00:24:05,798 --> 00:24:07,755
‫لیندام .

378
00:24:09,676 --> 00:24:13,508
‫تنهام . شارون با دیکه .
‫اونا بیرون دارن پارک می کنن.

379
00:24:13,555 --> 00:24:16,390
‫اون منو فرستاد
‫تا مطمئن شه همه چیز خوبه .

380
00:24:16,433 --> 00:24:18,591
‫همه چیز اوکیه ، متوجه نشدم که اینقدر دیر شده .

381
00:24:18,643 --> 00:24:21,727
‫شیشه خمیر اصلاح رو شکستی روی خودت ؟

382
00:24:21,771 --> 00:24:24,855
‫شوخی میکنی ، زیاد زدم به خودم ؟
‫- یه خورده زیاده .

383
00:24:24,899 --> 00:24:28,149
‫وقتی بریم توی هوای آزاد ،
‫اون حتی متوجه نمیشه .

384
00:24:28,194 --> 00:24:30,436
‫بهتره که سریع اینجارو مرتب کنم .

385
00:24:30,488 --> 00:24:33,738
‫اینجا که خوبه .
‫ما می خوایم که سریع یه نوشیدنی بخوریم و بریم .

386
00:24:33,783 --> 00:24:37,401
‫یه چند تا وسیله توی جای مناسب
‫می تونه یه تاثیر خوب بزاره .

387
00:24:37,453 --> 00:24:41,153
‫نمی تونی اون کتاب ها رو
‫بندازی این ور و اونور ، انگار که داری می خونیشون!

388
00:24:41,206 --> 00:24:44,326
‫من دارم یه تصویر میسازم .
‫- تو به تصویر احتیاجی نداری .

389
00:24:47,254 --> 00:24:50,290
‫یه چیزی دارم ،
‫مدال دوی 100 یاردی م.

390
00:24:50,340 --> 00:24:54,801
‫شوخی میکنی دیگه ، نمی تونی اون مدال رو همینجوری بزاری اینجا.
‫- چرا نه ؟ 20 دلار براش دادم .

391
00:24:56,096 --> 00:24:59,927
‫باید یه تصمیم مهم بگیرم .
‫آهنگ Oscar Peterson رو بزارم ...

392
00:24:59,974 --> 00:25:02,133
‫یا شماره پنج Bartók String Quartet ؟

393
00:25:02,185 --> 00:25:06,134
‫چرا Oscar Peterson رو پخش نمی کنی و
‫Bartók رو نمی زاری بیرون که همه ببینن ؟

394
00:25:06,189 --> 00:25:08,062
‫ایده ی خوبیه .

395
00:25:08,107 --> 00:25:12,568
‫من تا حالا کسی رو ندیدم
‫که برای یه قرار اینقدر به زحمت بیافته . مخصوصا که این یه قرار معمولیه .

396
00:25:12,611 --> 00:25:16,940
‫منظورم اینه که ، اگه تو اینقدر
‫زمان برای نانسی هم میزاشتی ، فکر نمی کنم اون ترکت می کرد .

397
00:25:16,991 --> 00:25:21,818
‫انجام میدادم ، عادت داشتم براش شعر بنویسم ،
‫ببرشم رستوران و سفارش غذای فرانسوی بدم .

398
00:25:21,870 --> 00:25:24,361
‫بعدش پیشخدمت یه چیز اشتباهی میاورد برامون .

399
00:25:24,414 --> 00:25:27,332
‫شاید اگه خم میشدی از روش شمع ها و
‫روی میز و بوسش میکری. ...

400
00:25:27,375 --> 00:25:31,587
‫سعی کردم . اون میگفت ،
‫" اینجا نه ، همه دارن نگاه میکنن"

401
00:25:31,629 --> 00:25:34,583
‫یبار اومدم انجامش بدم ، آستینم آتیش گرفت ....

402
00:25:34,632 --> 00:25:36,839
‫می بینی ، توی می خندی ، بامزس آره ؟

403
00:25:36,884 --> 00:25:39,802
‫اون میذاشتش به حساب دست و پا چلفتیم .
‫که فکر می کنم همینم بود .

404
00:25:42,265 --> 00:25:45,965
‫وقار فوق العاده .
‫من واقعا یه استادم .

405
00:25:57,738 --> 00:25:59,814
‫بیاین تو .

406
00:26:11,292 --> 00:26:14,791
‫آلن ، ایشون شارون ه .

407
00:26:15,922 --> 00:26:19,789
‫همین الان داشتم به دیک می گفتم ،
‫من توی این محله چند تا دوست دارم ، دقیقا اونور خیابون .

408
00:26:19,842 --> 00:26:23,626
‫گیبسون ها رو میشناسی ؟
‫- گیبسون ؟ نه .
‫- هلن و آلن ، اونا یه زوج معرکن .

409
00:26:23,679 --> 00:26:28,056
‫- اون یه طراح داخلی .
‫- واقعا ؟ یه جورایی سرگرمی منم هست .

410
00:26:31,395 --> 00:26:35,891
‫عامل اصلی طراحی داخلی
‫اینه که جوری به نظر برسی که انگار طراح دکوراسیون نداری .

411
00:26:35,941 --> 00:26:38,229
‫من باید یه تماس کوچیک بگیرم .

412
00:26:40,362 --> 00:26:43,777
‫- لیندا ، ابریشم پوشیدی؟
‫- من ؟ نه .

413
00:26:43,823 --> 00:26:47,441
‫- نوشیدنی چی بیارم بخوریم ؟
‫- من ویسکی با یخ .

414
00:26:47,493 --> 00:26:49,451
‫من شراب قرمز Harveys Bristol

415
00:26:49,495 --> 00:26:51,571
‫منم همون همیشگی .

416
00:26:52,457 --> 00:26:55,623
‫ویسکی بوربون با آب.
‫- اوه ، اهل بوربونی پس /

417
00:26:56,252 --> 00:27:00,914
‫من باید مشروب خوردنم و کم می کردم .
‫و گرنه یه چهارم روز رو از دست می دادم .

418
00:27:08,138 --> 00:27:12,884
‫سلام کریستی هستم ،
‫من دیگه توی 5997-431 نیستم .

419
00:27:12,935 --> 00:27:15,853
‫من توی .... اون کی اومد ؟

420
00:27:20,234 --> 00:27:22,689
‫شارون توی یه فیلم بازی کرده .

421
00:27:22,736 --> 00:27:25,310
‫- "زیر زمین ".
‫- سینمایی ؟

422
00:27:25,364 --> 00:27:29,148
‫"زیرزمین" ، میدونی ، خیلی هنری ، 16 میلیمتری.

423
00:27:29,201 --> 00:27:33,613
‫- آلن هم خیلی به سینما علاقه داره .
‫- واقعا ؟ کارت چیه ؟

424
00:27:33,663 --> 00:27:37,412
‫من نویسندم . چیز خاصی نیست .
‫یه هفته نامه فیلم .

425
00:27:37,459 --> 00:27:39,535
‫مقاله ، تالیف ، نقد .

426
00:27:39,586 --> 00:27:44,497
‫یه فیلمم من بازی کردم نقدهای خوبی گرفت .
‫به من خیلی توجه کردن .

427
00:27:44,549 --> 00:27:47,419
‫البته ، من تنها دختر
‫بودم توش با نه تا مرد .

428
00:27:47,468 --> 00:27:50,042
‫واقعا؟ اسمش چی بود ؟
‫شاید دیده باشمش .

429
00:27:50,096 --> 00:27:52,800
‫گنگ بنگ .

430
00:27:52,848 --> 00:27:57,309
‫میدونی دیگه این فیلما اسم های
‫خیلی مبتذلی دارن ، اونقدرم سکسی نبود فیلمش .

431
00:27:57,353 --> 00:28:01,184
‫بوربون نداشتی ،
‫کلا آب آوردم برات .

432
00:28:01,231 --> 00:28:04,731
‫بیرون خیلی شرجیه ،
‫فکر کنم می خواد بارون بیاد .

433
00:28:04,776 --> 00:28:08,940
‫شاید بخاطر همینه که سردرد دارم .
‫سینوسام درد بدی میگیره .

434
00:28:08,989 --> 00:28:11,990
‫تو باید بری تخلیه شون کنی.

435
00:28:12,033 --> 00:28:14,607
‫برای همین احمقانه‌ست بریم Pier.

436
00:28:14,661 --> 00:28:17,745
‫میشه صدای موزیک رو یکم کم کنی ؟

437
00:28:17,789 --> 00:28:19,865
‫البته .

438
00:28:21,417 --> 00:28:24,252
‫چرا بریم به یه
‫رستوران روباز اگه که می خواد بارون بیاد ؟

439
00:28:24,295 --> 00:28:28,293
‫- عادت دارم که توی بارون پیاده روی کنم .
‫- من عاشق بارونم .

440
00:28:28,341 --> 00:28:32,124
‫خاطره ها رو
‫از پیاده روهای زندگی پاک میکنه .

441
00:28:39,434 --> 00:28:42,934
‫آلن ، تو واقعا احساس ظریفی داری.

442
00:28:42,980 --> 00:28:47,440
‫اون یه خورده اعصابش ضعیف ،
‫یه اتفاق ناگوار برای خانمش افتاد .

443
00:28:47,484 --> 00:28:50,568
‫- همسرش ؟
‫- همسر سابق ، اون فوت کرده .

444
00:28:50,612 --> 00:28:52,651
‫- مرده .
‫- چقدر بد .

445
00:28:52,697 --> 00:28:54,939
‫اون واقعا نمرده .

446
00:28:54,991 --> 00:28:58,324
‫از لحاظ فنی نمرده ،
‫ولی ما با هم قرار نمی زاریم .

447
00:28:58,369 --> 00:29:02,236
‫- اون ترکش کرد
‫- متاسفم .

448
00:29:20,891 --> 00:29:24,591
‫- اون چیزی مصرف میکنه ؟
‫- نه خب، اون اخیرا کشمکش زیادی داشته .

449
00:29:27,605 --> 00:29:32,267
‫سلام ، کریستی هستم ،
‫من توی رستوران Hong Fat Noodle ام .

450
00:29:32,318 --> 00:29:36,980
‫شمارش 7996-824 ه .

451
00:29:37,031 --> 00:29:39,569
‫آره ، درسته ، اوکی . خداحافظ .

452
00:29:40,576 --> 00:29:46,199
‫بزار یه چیز جالب بگم
‫در اصل وقتی اونا برنج رو با چوب می خورن ،

453
00:29:46,248 --> 00:29:50,957
‫اونا کاسه رو میارن بالا ، اینجوری
‫بعد با دست مثل پارو میریزن توی دهنشون .

454
00:29:58,176 --> 00:30:00,252
‫چی شده ؟

455
00:30:00,303 --> 00:30:03,672
‫یه لحظه منو می بخشید ؟
‫الان برمی گردم .

456
00:30:07,185 --> 00:30:09,936
‫- اون از من خوشش میاد .
‫- چی ؟

457
00:30:09,979 --> 00:30:13,846
‫می تونم ذهن خانم ها رو بخونم .
‫اون می خواد من پیشش باشم .

458
00:30:13,900 --> 00:30:17,149
‫منو دوست داره.
‫ولی داره خیلی خونسرد بازی میکنه .

459
00:30:17,194 --> 00:30:19,946
‫من بعدا میرم پیشش و مخش رو میزنم .

460
00:30:23,117 --> 00:30:27,245
‫- خب ، شب بخیر و مرسی بابت شام .
‫- تازه هنوز ساعت 10 ه .

461
00:30:27,287 --> 00:30:30,122
‫خب من سردرد دارم
‫و صبح زود هم مجبورم بیدار شم .

462
00:30:30,165 --> 00:30:32,656
‫- خب تا بالا همراهیت می کنم .
‫- نه . اوکیه .

463
00:30:32,709 --> 00:30:35,378
‫نه عزیزم ، این شهر مثل جنگل می مونه .
‫بهتره که بیام .

464
00:30:35,420 --> 00:30:38,955
‫اگه که تا یک ساعت دیگه نیومدم پایین ،
‫آپارتمانم رو اجاره بدید .

465
00:30:43,678 --> 00:30:45,670
‫دختر دیگه ای سراغ نداری ؟

466
00:30:45,722 --> 00:30:48,473
‫فکر نمی کنم
‫هیچ کدوم از دوستام مدل این باشن .

467
00:30:48,516 --> 00:30:51,054
‫بیشتر دخترایی که میشناسم ، نرمالن .

468
00:30:51,102 --> 00:30:53,178
‫اون فقط هیجان زده شده .

469
00:30:53,229 --> 00:30:56,763
‫از موقعی که
‫دختره اومد داخل ، اون بازیش رو شروع کرد .

470
00:31:00,569 --> 00:31:02,692
‫خب ، شب بخیر .

471
00:31:02,738 --> 00:31:06,272
‫می دونی ، شارون ،
‫یه خانومی مثل تو و یه مردی مثل ....

472
00:31:10,412 --> 00:31:12,700
‫چه طور پیش رفت با شارون ؟

473
00:31:14,916 --> 00:31:16,790
‫واقعا ؟

474
00:31:17,919 --> 00:31:21,169
‫من زن ها رو دارم از دست میدم
‫و تو هم فقط میخندی .

475
00:31:21,214 --> 00:31:24,464
‫همه متزلزلن ، آلن .
‫نه مثل تو .

476
00:31:24,508 --> 00:31:26,584
‫نه ، تو اشتباه میکنی ، دیک هست .

477
00:31:27,636 --> 00:31:30,258
‫من ؟ شوخی میکنی ؟ از روانپزشکم بپرس.

478
00:31:30,306 --> 00:31:34,434
‫- در هفته چند جلسه میری ؟
‫- سه تا ، ولی یکیش گروهیه .

479
00:31:34,476 --> 00:31:37,347
‫کسی توی
‫گروهت هست که واسه من خوب باشه ؟

480
00:31:37,396 --> 00:31:41,808
‫زنای با اختلال عاطفی به نظر جالب میان .
‫یا یه منحرف خوب. یا هرچی دیگه .

481
00:31:42,651 --> 00:31:46,980
‫جنیفر ؟ منظورت از "دیوونه" چیه ؟

482
00:31:47,030 --> 00:31:49,106
‫بیشتر واسه رابطه جنسیه .

483
00:31:49,157 --> 00:31:51,529
‫دختره خیلی عجیب غریبه
‫برای رابطه داشتن باهاش .

484
00:31:51,576 --> 00:31:53,652
‫من مشکلی با اینکه
‫فقط رابطه جنسی باشه ، ندارم .

485
00:31:53,703 --> 00:31:56,988
‫میدونی ، من ترجیح میدم
‫دختری که بهم زیاد علاقه مند نشه .

486
00:31:57,039 --> 00:31:59,530
‫به نظرم حتما باید امتحانش کنیم . میدونی؟

487
00:31:59,584 --> 00:32:03,795
‫خیلی ممنون میشم .
‫میدونم که باید برات سخت باشه .

488
00:32:03,838 --> 00:32:06,411
‫میدونی که متزلزله ؟
‫بوگارت .

489
00:32:06,465 --> 00:32:09,916
‫آلن ، اون توی زندگی واقعی نیست .
‫داری توقعاتت رو بالا می بری.

490
00:32:09,968 --> 00:32:13,384
- Untranslated Line -

491
00:32:13,430 --> 00:32:17,262
‫بوگارت که تصویر خوبیه .
‫- تئ بهش نیاز نداری ، تو خودتی .

492
00:32:17,309 --> 00:32:20,144
‫میدونم که نمی تونی باورش کنی.

493
00:32:20,187 --> 00:32:22,428
‫هرچی ، برو پیش جنیفر .

494
00:32:55,595 --> 00:32:59,675
‫آلن ، من انکارش نمی کنم .
‫من خیلی حشری ام (معتاد سکس) .

495
00:32:59,724 --> 00:33:04,433
‫من خیلی زود درباره سکس فهمیدم .
‫من با همه خوابیدم .

496
00:33:04,479 --> 00:33:07,764
‫معلم مدرسه م ،
‫شوهر خواهرم ،

497
00:33:07,815 --> 00:33:11,019
‫با نوازنده های
‫ارکستر سمفونیک نیویورک . !

498
00:33:11,069 --> 00:33:14,403
‫من می خوام همیشه سکس کنم ،
‫همیشه بازی کنم ...

499
00:33:14,448 --> 00:33:18,030
‫وگرنه تو همیشه بی حالی ،
‫و برای چی باید بی حال باشی ؟

500
00:33:18,076 --> 00:33:20,993
‫بهترین روشی که سرحال بشی ، سکسه .

501
00:33:21,663 --> 00:33:23,739
‫من مثل خواهرم نیستم .

502
00:33:23,790 --> 00:33:27,490
‫اونا همیشه جلوش رو میگیرن ،
‫هیچوقت نمی خوان هیچکاری بکنن .

503
00:33:27,543 --> 00:33:30,995
‫من معتدقم که
‫باید خیلی زیاد ، آزادانه ،

504
00:33:31,047 --> 00:33:33,882
‫و تا جایی که ممکنه خشن باشه .

505
00:33:36,385 --> 00:33:38,757
‫داری چیکار میکنه با من ؟

506
00:33:41,098 --> 00:33:43,671
‫چطوری من اون نشانه ها رو اشتباه فهمیدم ؟

507
00:33:45,352 --> 00:33:47,843
‫این چیزا منو از هوش میبره .

508
00:33:47,896 --> 00:33:51,514
‫میفهمی ، ما توی اتاقی
‫هستیم که بعضی از بزرگترین دستاورد های...

509
00:33:51,566 --> 00:33:55,434
‫تمدن غرب اونجاست .
‫- هیچ دختری نیست .

510
00:33:56,237 --> 00:33:58,396
‫این نقاشی Rouault (نقاش فرانسوی)
‫رو ببین . ببین .

511
00:33:59,782 --> 00:34:01,858
‫خوشگله .

512
00:34:03,244 --> 00:34:06,779
‫اگه که می تونستی هرکدوم از این نقاشی ها رو داشته باشی ،
‫کدوم رو انتخاب می کردی ؟

513
00:34:06,831 --> 00:34:09,238
‫- ون گوک . هر کروم از نقاشی های ون گوک .
‫- منم همینطور .

514
00:34:09,292 --> 00:34:14,037
‫من احساس یک
‫کشش رمزآلودی برای ون گوک دارم . چرا اینجوریه ؟

515
00:34:14,088 --> 00:34:18,132
‫نمی دونم ، فقط می دونم
‫که اون گوش هاشو رو برای دختری که دوست داشت ، برید .

516
00:34:18,175 --> 00:34:21,045
‫ازاون کارهایی ه
‫که تو برای یه دختر میکنی.

517
00:34:21,094 --> 00:34:23,420
‫باید خیلی دوستش داشته باشم .

518
00:34:23,472 --> 00:34:26,556
‫من موندم که دیک
‫گوش هاش رو برای من می بره ؟

519
00:34:26,600 --> 00:34:29,803
‫فکر نمی کنم باید ازش بپرسی .
‫اون خیلی سرش شلوغه . اخیرا .

520
00:34:29,853 --> 00:34:33,138
‫خیلی باید خارق العاده باشه
‫که خیلی شدید دوستت داشته باشن .

521
00:34:34,023 --> 00:34:38,685
‫گوش کن ، چرا ما از هم جدا نشیم
‫و ببینم خبری توی موزه بارکلی هست یا نه ؟

522
00:34:38,736 --> 00:34:40,943
‫هی آلن ، اونجا یکی هست .

523
00:34:41,948 --> 00:34:45,316
‫- اون خیلی خوبه .
‫- برو جلو ، صحبت کن باهاش .

524
00:34:45,368 --> 00:34:48,321
‫- نه ، شوخی میکنی ؟
‫- برو دیگه .

525
00:34:48,370 --> 00:34:50,446
‫برو دیگه ، تلاشت رو بکن .

526
00:34:50,497 --> 00:34:53,332
‫چی می خوام بهش بگم .
‫برای همین اینجاییم ، برو دیگه .

527
00:34:53,375 --> 00:34:55,534
‫طبیعی باش .

528
00:35:01,800 --> 00:35:04,172
‫چه نقاشی قشنگی ه از
‫Jackson Pollock. مگه نه ؟

529
00:35:04,219 --> 00:35:06,295
‫آره ، هست .

530
00:35:07,514 --> 00:35:09,672
‫چی ازش میفهمی ؟

531
00:35:09,724 --> 00:35:13,425
‫اون داره جوانب منفی جهان رو بازگو میکنه .

532
00:35:13,478 --> 00:35:18,934
‫زشتی و پلیدی ،
‫تنهایی پوشالی موجودیت . پوچی .

533
00:35:18,983 --> 00:35:24,108
‫مخمصه‌ی انسان برای
‫زندگی برروی زمین ، ابدیتی بدون خدا .

534
00:35:24,155 --> 00:35:28,318
‫مثل یک شعله‌ی کوچک
‫که در فضای عظیمی از پوچی ، سوسو می‌زند .

535
00:35:28,367 --> 00:35:32,530
‫با هیچ چیز به جز
‫بیهودگی ، وحشت و پستی

536
00:35:32,579 --> 00:35:37,574
‫که مثل یک ژاکت بی استفاده
‫در این کیهان پوچ و سیاه ، داره عمل می کنه .

537
00:35:38,668 --> 00:35:43,045
‫- شنبه شب چه کاره ای؟
‫- می خوام خودکشی کنم .

538
00:35:43,089 --> 00:35:45,212
‫جمعه شب چی ؟

539
00:35:50,596 --> 00:35:55,139
‫وقتی که خوشگل ان ، اونا دیوونه ن .
‫خوشگلی زیاد زن ها رو دیوونه میکنه .

540
00:35:55,184 --> 00:35:57,260
‫درباره چی داری حرف میزنی ؟

541
00:35:57,311 --> 00:36:00,146
‫حالا من چرا دارم میرم ساحل ؟
‫متنفرم از ساحل .

542
00:36:00,189 --> 00:36:02,478
‫از شنا کردن ، از خورشید خوشم نمیاد .

543
00:36:02,524 --> 00:36:05,940
‫من مو قرمزم ، پوستم رنگ پریده ست
‫من برنزه نمیشم ، من سکته می کنم .

544
00:36:05,986 --> 00:36:09,106
‫زن های خوب زیادی
‫آخر هفته ها میرن ساحل . می دونی که .

545
00:36:09,156 --> 00:36:11,444
‫منشی ها . مسئول های پذیرش .

546
00:36:11,491 --> 00:36:14,409
‫من یه خانم واقعا ، واقعا خوب می خوام .

547
00:36:14,452 --> 00:36:17,656
‫خب ، مادام کوری که مرده،
‫دیگه کی هست اون بیرون ؟

548
00:36:17,706 --> 00:36:20,031
‫من فکر می کردم
‫تو خیلی گرفتاری که آخر هفته بیای بیرون .

549
00:36:20,083 --> 00:36:23,617
‫چندتا از بچه های اداره هم میان ،
‫اونجا چندتا جلسه دارم .

550
00:36:23,670 --> 00:36:26,207
‫فکر می کنی شانسی هم برای دیدنت اونجا داریم ؟

551
00:36:26,255 --> 00:36:29,541
‫- من اسمت رو برای شام نوشتم .
‫- چقدر بامزه ای .

552
00:36:29,592 --> 00:36:32,628
‫- تو ساحل عنکبوت هم داره ؟
‫- بیخیال!

553
00:36:32,678 --> 00:36:37,340
‫جدی میگم ، هر چیزی با بیشتر
‫از دو تا پا بیاد روی سینه من ، منو میکشه .

554
00:36:37,391 --> 00:36:41,091
‫- عزیزم ، باید براش یه خانم پیدا کنیم .
‫- حتما!

555
00:36:41,145 --> 00:36:44,810
‫- مرض ماشین گرفتم
‫- بی خیال آلن .

556
00:36:44,856 --> 00:36:47,063
‫میندازیمت تو دریا .

557
00:36:48,026 --> 00:36:53,020
‫سلام ، کریستی ام ،
‫من دیگه توی 0711-731 نیستم .

558
00:36:53,073 --> 00:36:58,529
‫من توی شماره 0714-885 م .
‫همه ی آخر هفته اینجام .

559
00:36:58,578 --> 00:37:02,029
‫- عجب خونه ساحلی فوق العاده ای .
‫- خوشحالم که خوشت اومده .

560
00:37:02,081 --> 00:37:04,655
‫بیا واسه بیمه آتیشش بزنیم .

561
00:37:04,709 --> 00:37:09,620
‫اینجا که تخت تک نفره ست .
‫اگه خوش شانس باشم چی ؟

562
00:37:09,672 --> 00:37:11,795
‫توی ساحل با هم عشق بازی می کنید .

563
00:37:11,841 --> 00:37:13,880
‫توی ساحل ؟

564
00:37:13,926 --> 00:37:18,173
‫من توی شن عشق بازی می کنم و
‫جریان آب میاد و من رو میبره .

565
00:37:18,222 --> 00:37:20,843
‫من همزمان هم سکس می کنم و هم غرق میشم .

566
00:37:22,100 --> 00:37:25,849
‫اینو نگاه ، خوشگله .
‫بیرون رو نگاه .

567
00:37:27,314 --> 00:37:30,765
‫واقعا زیباست .
‫مه آروم داره میاد .

568
00:37:31,860 --> 00:37:35,857
‫ببین ، می تونی ماهی قزل آلا ها رو ببینی
‫دارن روی چاه مستراح شنا می کنن.

569
00:37:41,994 --> 00:37:46,455
‫خیلی خوش میگذره .
‫من خیلی وقته که توی همچین جایی نبودم .

570
00:37:46,499 --> 00:37:50,199
‫من دارم حمله قلبی میگیرم ،
‫اون دختره رو باورم نمیشه .

571
00:37:51,336 --> 00:37:54,373
‫من توی 8098-392 هستم .

572
00:38:11,731 --> 00:38:15,147
‫اون عروسکه ! .
‫من مادرم رو به عرب ها می فروشم برای اون .

573
00:38:15,193 --> 00:38:17,730
‫چرا نمیری ازش درخواست رقص کنی ؟
‫یک ساعته که بهش خیره شدی .

574
00:38:17,778 --> 00:38:19,854
‫نمی تونم . من اونو نمی شناسم .

575
00:38:23,534 --> 00:38:28,492
‫ببین من دیگه بیشتر از این نمی تونم بمونم .
‫صبح زود باید پاشم ، با بچه های اداره تنیس بازی کنم .

576
00:38:28,539 --> 00:38:30,412
‫می خوای برقصی ؟ فقط یه دونه رقص ، عزیزم .

577
00:38:30,457 --> 00:38:34,289
‫ما اونجوری نمی تونیم برقصیم ،
‫باید زیر 16 سال باشی تا خوب به نظر برسی.

578
00:38:34,336 --> 00:38:38,250
‫من عاشقتم ، خانم . هرکی که هستی .
‫می خوام باهات بچه دار بشم . !

579
00:38:38,298 --> 00:38:41,667
‫- خیلی خب ، پاشو و انجامش بده .
‫- نه ، من نمی تونم برقصم .

580
00:38:41,718 --> 00:38:45,585
‫بی خیال . من می ترسم .
‫وقتی بچه بودم سرخک گرفتم . بدنم درست عل نمی کنه .

581
00:38:45,638 --> 00:38:47,714
‫یالاا ، برو .

582
00:38:50,351 --> 00:38:55,262
‫حالا ، شروع کن به رقصیدن . آماده ای ؟
‫بشمار . یک ، دو ....

583
00:38:55,314 --> 00:38:57,686
‫یک ، دو

584
00:38:57,733 --> 00:39:00,485
‫خب ، برو جلو . یه چیزی بهش بگو .

585
00:39:03,197 --> 00:39:05,273
‫یک ، دو .

586
00:39:09,746 --> 00:39:12,236
‫آلن یه چیز با معنی تر رو امتحان کن .

587
00:39:15,001 --> 00:39:16,958
‫سه ، چهار

588
00:39:22,383 --> 00:39:24,459
‫باهاش صحبت کن ، آلن .

589
00:39:28,597 --> 00:39:30,673
‫به رقصیدن علاقه داری ؟

590
00:39:30,724 --> 00:39:32,800
‫برو گمشو ، خز.

591
00:39:35,020 --> 00:39:38,056
‫- چی گفتش ؟
‫- ترجیح میداد نرقصه .

592
00:39:50,409 --> 00:39:53,743
‫حتی اگه ما دو تا سهام دیگه هم بخریم
‫هنوزم باید صبر کنیم بیاد بالا .

593
00:39:53,788 --> 00:39:57,619
‫- اگه نگهشون داریم به نفعمونه .
‫- قیمتش میره بالا .

594
00:39:57,666 --> 00:40:01,830
‫نیاز به یه وام داریم
‫و باید از دارایی هامون به عنوان وثیقه استفاده کنیم .

595
00:40:01,879 --> 00:40:04,796
‫متوجه نمیشی ، آلن
‫تو الان خیلی چیزا داری.

596
00:40:04,840 --> 00:40:09,548
‫تو زرنگی ، بامزه ای و
‫و فکر می کنم که خیلی رمانتیکی ، اگه فقط باور می کردی.

597
00:40:09,594 --> 00:40:12,630
‫نمی فهمم چرا یه شخصیت دیگه میشی
‫وقتی که یه دختر رو ملاقات میکنی ؟

598
00:40:12,681 --> 00:40:16,180
‫ما توانایی ساختش رو داریم ؟
‫حتی تو سال مالی جدید ؟

599
00:40:16,226 --> 00:40:19,096
‫دقیقا هدف از ساخت چیه
‫اگه که نرخ بهره می خواد بیاد پایین توی 6 ماه ؟

600
00:40:19,145 --> 00:40:21,221
‫آلن ، من هی دارم بهت میگم .

601
00:40:21,272 --> 00:40:24,059
‫فقط خودت باش
‫و دخترا عاشقت میشن .

602
00:40:24,108 --> 00:40:27,441
‫تو این چند هفته با من خیلی خوب بودی ،
‫وقتت رو با من میگذرونی .

603
00:40:28,279 --> 00:40:32,193
‫- خب ، بهت راستش رو میگم ، به من داره خوش میگذره .
‫- واقعا ؟

604
00:40:32,241 --> 00:40:36,238
‫خب فرق خیلی زیادی داره .
‫اگه که تو می خوای برای هر سهم 600 دلار بدی ....

605
00:40:36,286 --> 00:40:38,279
‫این یه موقعیت فوق العاده ست .

606
00:40:38,330 --> 00:40:41,200
‫با مالیات جدید ، حتی ممکنه نیم درصد
‫نرخ بهره ی بیشتر داشته باشی .

607
00:40:42,501 --> 00:40:45,916
‫من یه کاد برات خریدم
‫چون می دونستم تولدته .

608
00:40:45,962 --> 00:40:48,038
‫از کجا می دونستی ؟

609
00:40:48,089 --> 00:40:50,794
‫تو یه جا تاریخش رو گفتی
‫و من یادم موند .

610
00:40:50,842 --> 00:40:54,341
‫بخاطر اینکه با
‫روزی که مادرم تخمدانش رو خارج کرد ، یکیه .

611
00:40:58,516 --> 00:41:02,216
‫آلن ، خیلی نازه . قشنگه .

612
00:41:02,269 --> 00:41:04,143
‫یه راسوی پلاستیکی . !

613
00:41:04,188 --> 00:41:08,565
‫خیلی نازه و
‫شنیدم که گفتی راسو حیوون مورد علاقه ت .

614
00:41:10,277 --> 00:41:12,186
‫تحت تاثیر قرار گرفتم آلن . نمی دونم چی باید بگم .

615
00:41:12,237 --> 00:41:14,396
‫- خوشت اومد ؟
‫- عاشقشم .

616
00:41:14,448 --> 00:41:17,402
‫کار خاصی نمی کنه ،
‫فقط یه راسوٍ . می دونی دیگه .

617
00:41:17,451 --> 00:41:20,286
‫اون از کادوی تو بیشتر از مال من خوشش اومد .

618
00:41:20,328 --> 00:41:23,744
‫جدی میگم ، اون معمولا
‫خیلی هیجان زده میشد وقتی براش چیزی می گرفتم .

619
00:41:23,790 --> 00:41:26,328
‫ولی دیشب کلا داشت درباره اون راسو حرف می زد .

620
00:41:26,376 --> 00:41:28,534
‫چی فکر می کنی ؟

621
00:41:28,586 --> 00:41:30,958
‫نمی دونم . اخیرا خیلی تو خودشه .

622
00:41:31,005 --> 00:41:33,543
‫- بخاطر اینکه بهش بی توجهی .
‫- می دونم .

623
00:41:33,591 --> 00:41:36,794
‫- چرا مگه چیزی گفته ؟
‫- اون مجبور نبود .

624
00:41:36,844 --> 00:41:40,592
‫من شما دوتا رو با هم دیگه دیدم .
‫بعلاوه اون یه چیزی گفت .

625
00:41:40,639 --> 00:41:43,213
‫احتملا چیزی نیست که دربارش بحث نکرده باشیم .

626
00:41:43,267 --> 00:41:46,184
‫اون خیلی متزلزله ،
‫به توجه احتیاج داره .

627
00:41:46,228 --> 00:41:50,308
‫اون برای چی متزلزله ؟
‫من دیوونشم ، اون اینو می دونه .

628
00:41:50,357 --> 00:41:53,856
‫چرا ، چونکه یه چند وقتیه
‫من سرم خیلی شلوغه که بهش عشق بورزم ؟

629
00:41:53,902 --> 00:41:56,310
‫اینو باید بفهمی ، لیندا همیشه محتاج توجه بوده .

630
00:41:56,363 --> 00:41:59,862
‫اون همیشه خوشگل بوده ، توی کالج خیلی طرفدار داشت .

631
00:41:59,908 --> 00:42:04,285
‫بعضی وقت ها فکر می کنم
‫که اون فقط برای اینکه من از اون کسایی بودم که زیاد چابلوسیش رو نکردم ،
‫با من ازدواج کرده . نه اینکه نمی خواستم اینکار رو بکنم .

632
00:42:04,329 --> 00:42:06,701
‫ولی اینو اقرار کن که تو منحرف شدی .

633
00:42:06,748 --> 00:42:10,081
‫می دونی چه اتفاقی داره
‫برای بازار سهم میافته ؟ روزنامه بخون ، آلن .

634
00:42:10,126 --> 00:42:12,961
‫- کجا داریم .
‫- آها ، اینجاست .

635
00:42:13,004 --> 00:42:17,464
‫اون توی اداره من کار می کنه . تازه دیروز دیدمش.
‫اون تازه با دوست پسرش کات کرده .

636
00:42:17,508 --> 00:42:20,959
‫- خیلی آدم سر میز نشسته .
‫- اوه بی خیال .

637
00:42:21,011 --> 00:42:23,383
‫فکر نمی کنم بخوام . بعدا انجامش میدیم .

638
00:42:23,430 --> 00:42:26,135
‫- چی می خوای من بگم ؟
‫- ازش برای شام دعوت کن .

639
00:42:26,183 --> 00:42:29,100
‫نه . نمی تونم دعوتش کنم به شام .
‫چرا تو و لیندا با من نمیاین ...

640
00:42:29,144 --> 00:42:31,220
‫چونکه مجبورم کار کنم .

641
00:42:31,271 --> 00:42:33,560
‫جولی ، ایشون آلن فیلکس ه .

642
00:42:33,607 --> 00:42:36,358
‫دوست داری امشب بریم شام با هم ؟

643
00:42:36,401 --> 00:42:40,398
‫- سریع رفتی سر اصل مطلب .
‫- خیلی سریع بود!

644
00:42:41,322 --> 00:42:43,647
‫ببخشید ، من .....

645
00:42:43,699 --> 00:42:45,526
‫به هر حال نیاز داشتم پرتش کنم . !

646
00:42:51,082 --> 00:42:54,285
‫هی ، بیا بریم اون جا و نئشه کنیم
‫و عجیب و غریب ها رو ببینیم .

647
00:42:54,335 --> 00:42:57,668
‫مطمئنی نمی خوای بریم سینما ؟

648
00:42:57,713 --> 00:42:59,789
‫بیخیال!

649
00:43:15,480 --> 00:43:17,887
‫-می خوای برقصی ؟
‫- نه مرسی.

650
00:43:17,940 --> 00:43:20,063
‫از تو نپرسیدم ، از دختره پرسیدم .

651
00:43:20,109 --> 00:43:22,682
‫خب منم نمیخوام برقصم .

652
00:43:24,822 --> 00:43:28,405
‫- این دیگه چه کوفتیه ؟
‫- لیموناد .

653
00:43:28,450 --> 00:43:30,858
‫من دارم ترک می کنم ، دستور دکتره .

654
00:43:30,911 --> 00:43:34,245
‫دستام میلرزه ،
‫انگار که از جنگ برگشتم ....

655
00:43:35,290 --> 00:43:37,532
‫این یارو منو میکشه .

656
00:43:37,584 --> 00:43:39,956
‫اسمت چیه ، عزیزم ؟

657
00:43:41,338 --> 00:43:45,252
‫جولی ، - اسم خوبیه .
‫- باید اونو برگردونم یتیم خونه

658
00:43:45,300 --> 00:43:48,882
‫من اونو سالی یه بار
‫می برم باغ وحش و سیرک . ببخشید .

659
00:43:48,928 --> 00:43:52,593
‫- بشین .
‫- دوست دارم بمونم ولی باید صبح زود پاشم .

660
00:43:52,640 --> 00:43:55,724
‫میرم معبد ،
‫روز تعطیل مردم منه .

661
00:43:58,813 --> 00:44:02,098
‫- کریس بیا اینجا .
‫- کریس داره میاد اینجا ، مگه نه ؟

662
00:44:02,149 --> 00:44:05,269
‫می خوام که این خانوم خوشگل رو ملاقات کنی .

663
00:44:05,319 --> 00:44:07,395
‫ممنون که ما رو دعوت کردید .

664
00:44:07,446 --> 00:44:10,530
‫- ما که تازه اومدیم اینجا .
‫- من عاشق پارتی ام .

665
00:44:10,574 --> 00:44:13,824
‫تو پشت موتور من خیلی خوب به نظر میرسی.

666
00:44:14,828 --> 00:44:19,039
‫شما آقایون
‫این فیلم جدید رو دیدید Trojan Women؟

667
00:44:21,835 --> 00:44:23,874
‫چکار داری می کنی ؟

668
00:44:23,920 --> 00:44:25,996
‫گزارشات مالی .

669
00:44:26,047 --> 00:44:28,123
‫که اصلا باحال نیستن .

670
00:44:29,509 --> 00:44:32,046
‫جدیدا آلن رو دیدی این دور و برا ؟

671
00:44:33,137 --> 00:44:36,553
‫نه ، اوه ، اون تازه اینجا بود .
‫امشب رفته بیرون .

672
00:44:37,975 --> 00:44:41,178
‫- سر قرار ؟
‫- آره ، من براش جورکردم .

673
00:44:41,228 --> 00:44:43,221
‫تو ؟

674
00:44:44,314 --> 00:44:46,390
‫با کی ؟

675
00:44:46,441 --> 00:44:48,564
‫یکی از دخترای اداره .

676
00:44:49,653 --> 00:44:51,729
‫کدوم یکی ؟

677
00:44:52,864 --> 00:44:56,315
‫-جولی
‫- جولی ؟ کدوم یکیه ؟ میشناسمش ؟
‫- خیلی سکسیه .

678
00:44:56,368 --> 00:44:59,487
‫و زرنگ هم هست .
‫فکر کنم از هم خوششون بیاد .

679
00:44:59,537 --> 00:45:02,372
‫جولی همون مو بلونده با چشمای بزرگه ؟

680
00:45:02,415 --> 00:45:04,704
‫بلوند ، چشمای بزرگ ، خیلی خاکیه ،

681
00:45:04,751 --> 00:45:07,206
‫اون لباسای نازک و تنگ میپوشه .

682
00:45:07,253 --> 00:45:09,329
‫همه ی مردا توی اداره دوستش دارن .

683
00:45:09,380 --> 00:45:11,623
‫فکر می کنی برای آلن مناسبه ؟

684
00:45:12,426 --> 00:45:15,426
‫چونکه فکر کنم ، به نظر نمیرسه که مدل اون باشه .

685
00:45:15,470 --> 00:45:18,804
‫- نه ، اون دوستش داشت .
‫- واقعا ؟

686
00:45:20,558 --> 00:45:22,681
‫از کجا میدونی ؟

687
00:45:22,727 --> 00:45:24,803
‫می تونم حسش کنم .

688
00:45:24,854 --> 00:45:28,686
‫- اون چیزی گفت ؟
‫- هی ، دارم سعی می کنم کار کنم .

689
00:45:28,733 --> 00:45:30,809
‫اوکی ، متاسفم .

690
00:45:34,238 --> 00:45:38,651
‫- اون مردا دارن دنبالمون می کنن .
‫- نگران نباش ، من تند میرم .

691
00:45:38,701 --> 00:45:42,615
‫- هی ، با دختر ما داری کجا میری ؟
‫- عقب رو نگاه نکن . کتاب مقدس همرام نیست .

692
00:45:42,663 --> 00:45:46,032
‫- من می ترسم .
‫- ادای فلج هارو درمیارم .

693
00:45:46,083 --> 00:45:48,455
‫هی ، بیان همه با هم بریم پارتی .

694
00:45:48,502 --> 00:45:50,743
‫آقایون ، من جانبازم .

695
00:45:50,795 --> 00:45:54,129
‫این عجیب و غریب رو ول کن
‫و بیا با موتورم بریم دور بزنیم .

696
00:45:54,174 --> 00:45:57,128
‫دست بهش نزن !
‫من اینو گفتم ؟

697
00:45:57,177 --> 00:45:59,798
‫خیل خب ، کوتول ، بزن بریم ....

698
00:46:01,097 --> 00:46:05,759
‫- خالکوبیت داره روی گردنم پاک میشه .
‫- من الان شروع میکنم به جیغ کشیدن .

699
00:46:05,810 --> 00:46:08,265
‫نگران نباش عزیزم ، از پس این برمیام .

700
00:46:12,483 --> 00:46:14,641
‫شروع کن به جیغ کشیدن .

701
00:46:25,203 --> 00:46:28,204
‫- آلن خودتی ؟
‫- بله .

702
00:46:28,248 --> 00:46:31,414
‫- چطوری گذشت ؟
‫- با یکی دعوام شد .

703
00:46:33,336 --> 00:46:35,827
‫چی ؟ دعوات شد ؟ با کی ؟

704
00:46:35,880 --> 00:46:40,127
‫یه یارویی مزاحم جولی شد .
‫من مجبور شدم بهش یه درسی بدم .

705
00:46:40,176 --> 00:46:42,465
‫- حالت خوبه ؟
‫-آره خوبم .

706
00:46:42,511 --> 00:46:47,588
‫من صورتم رو زدم به مشت یکی از اونا
‫و به زانوی اون یکی با دماغم زدم .

707
00:46:48,684 --> 00:46:51,969
‫- جولی کجاست ؟
‫- با رئیسشون فرار کرد .

708
00:46:52,020 --> 00:46:56,599
‫فکر کنم اونا می خوان ازدواج کنن . شاید الان تو راه مکزیکن .
‫من و جولی با هم جور در نمی اومدیم .

709
00:46:56,650 --> 00:47:01,312
‫چونکه اون پروتستانیه و من کاتولیکم .
‫یه تفاوت دینی زیادیه .

710
00:47:01,363 --> 00:47:06,357
‫- اون یاروها کی بودن ؟
‫- گفتن که آرایشگرن .

711
00:47:06,409 --> 00:47:09,908
‫- سخته البته باور کنی.
‫- میخوای زنگ بزنیم دکتر ؟؟

712
00:47:09,954 --> 00:47:13,288
‫نه ، من خوبم .
‫یه بانداژ 3 متری لازم دارم فقط .

713
00:47:13,332 --> 00:47:15,823
‫تا وقتی که دردم تموم بشه .

714
00:47:15,877 --> 00:47:20,455
‫اون داره به زندگی سکسی من می خنده
‫دارم تبدیل به فسیل میشم .

715
00:47:21,590 --> 00:47:23,749
‫خنده داره .

716
00:47:40,442 --> 00:47:45,234
‫10 میلیون زن توی کشور هست
‫و من با یکی نمی تونم جور بشم .

717
00:47:47,365 --> 00:47:50,235
‫بیخیال ،
‫تو یکم با لیندا خندیدی .

718
00:47:50,284 --> 00:47:54,364
‫آره با لیندا ، چونکه هیچ فشاری نیست وقتی با اونی ،
‫من سعی نمی کنم که مجبورش کنم .

719
00:47:54,413 --> 00:47:57,616
‫مطمئنم اگه با هم قرار میذاشتیم .
‫اصلا بهمون خوش نمی گذشت .

720
00:47:57,666 --> 00:48:00,916
‫این دخترایی که سعی می کنم مخشون رو بزنم
‫حتی نمی تونم بوسشون کنم .

721
00:48:28,988 --> 00:48:32,855
‫دارم به پادشاه بی عرضه سانفرانسیسکو تبدیل میشم .

722
00:48:32,908 --> 00:48:37,950
‫آلن ، چه انتظاری داری ؟
‫مگه بهت نگفتم تو زیاد رمانتیک نیستی .

723
00:48:37,996 --> 00:48:40,369
‫مشکل من چیه ، نانسی ؟

724
00:48:40,415 --> 00:48:44,365
‫تو رویاپردازی ، ضایعی ،
‫خیلی هم دست و پا چلفتی ای .

725
00:48:44,419 --> 00:48:48,631
‫اونا می بینن که تو چقدر مستاصلی.
‫خودتم می دونی . تو خودت گفتی.

726
00:48:48,673 --> 00:48:52,753
‫از اون دختره امشب حرف نزن .
‫هیچی نبود . داشتم فقط باهاش سرگرم میشدم .

727
00:48:52,802 --> 00:48:56,966
‫قبولش کن آلن ،
‫شاید خیلی خوب باشی ولی تو جذاب نیستی .

728
00:48:57,015 --> 00:49:00,846
‫خیلی مطمئن نباش .
‫موقعی که ازدواج کرده بودیم هیچوقت . اینو نگفتی.

729
00:49:01,602 --> 00:49:03,559
‫بهش فکر می کردم .

730
00:49:04,939 --> 00:49:07,644
‫شرط می بندم بهش فکر می کرد .

731
00:49:07,691 --> 00:49:11,855
‫من موندم اون واقعا
‫توی اون دو سالی که ما ازدواج کرده بودیم ، یه ارگاسم داشت .

732
00:49:11,904 --> 00:49:14,311
‫یا اون اون شب اداش رو درآورد ؟

733
00:49:17,242 --> 00:49:19,318
‫سلام ، خونه پری ‍ه ؟

734
00:49:20,495 --> 00:49:22,571
‫می تونم با مارلین صحبت کنم ؟

735
00:49:24,374 --> 00:49:27,079
‫آلن فیلکس ، یه دوست قدیمی ،
‫از زمان مدرسه ، یه زمانی باهاش قرار میزاشتم .

736
00:49:28,086 --> 00:49:30,162
‫یادته ؟

737
00:49:30,213 --> 00:49:32,786
‫شوکه شوم ! این واسه 11 سال پیش بود .

738
00:49:32,840 --> 00:49:37,218
‫آره درسته .
‫قدکوتاه با موهای قرمز و عینک .

739
00:49:37,261 --> 00:49:39,550
‫نه ، اون حل شد .

740
00:49:41,932 --> 00:49:44,470
‫خب ، چطور می تونم باهاش تماس بگیرم ؟

741
00:49:45,561 --> 00:49:47,684
‫واقعا ؟

742
00:49:47,730 --> 00:49:49,888
‫هنوز اونجوری احساس میکنه ؟

743
00:49:50,899 --> 00:49:52,975
‫11 سال گذشته .

744
00:49:54,069 --> 00:49:56,774
‫آخرین بار کی باهاش صحبت کردی ؟

745
00:49:59,324 --> 00:50:01,400
‫بله . هفته پیش.

746
00:50:01,451 --> 00:50:05,912
‫و اون دقیقا مشخص کرد که
‫نمی خواد که شماره ش رو به من بدی ؟

747
00:50:06,998 --> 00:50:08,872
‫متوجهم .

748
00:50:08,916 --> 00:50:10,992
‫اوکی ، مرسی.

749
00:50:17,216 --> 00:50:20,501
‫ببخشید ،
‫می تونید بگید که آقای فیلکس کجاست ؟

750
00:50:20,553 --> 00:50:23,886
‫- توی اون اتاق ، جای پروجکشنه .
‫- مرسی.

751
00:50:29,186 --> 00:50:32,021
‫- آلن ، سرت شلوغه ؟
‫- تو اینجا چکار می کنی ؟

752
00:50:32,064 --> 00:50:34,601
‫- حالم خیلی خوب نیست .
‫- مشکل چیه ؟

753
00:50:34,649 --> 00:50:37,354
‫واسه حمله عصبی چی داری ؟
‫یه آرام بخش نیاز دارم .

754
00:50:37,402 --> 00:50:39,975
‫همه چی دارم . من یه داروخونه ام .
‫مشکل چیه ؟

755
00:50:40,029 --> 00:50:42,567
‫توی دلم خیلی تکون میخوره .

756
00:50:42,615 --> 00:50:45,153
‫خب از کجا میدونی اضطرابه و ترس نیست ؟

757
00:50:45,201 --> 00:50:48,321
‫- خب شکمم هی اینور و اونور میره .
‫- سخته که نفس بکشی ؟

758
00:50:48,371 --> 00:50:50,909
‫آره یکم . احساس ترس میکنم .
‫و نمی دونم چرا .

759
00:50:50,957 --> 00:50:53,661
‫- میفهمم
‫- چی هست ؟ ترس یا اضطراب؟

760
00:50:53,709 --> 00:50:56,034
‫وحشت همجنسگرایان .
‫(وحشتی که از گرایش جنسی نامتعارف بر انسان وارد میشود)

761
00:50:56,086 --> 00:50:59,835
‫من هر موقع که
‫دیک میره سفر کاری اینجوری میشم .

762
00:50:59,882 --> 00:51:01,839
‫اره ، امروز مجبور بود پرواز کنه به کلیولند .

763
00:51:01,884 --> 00:51:04,172
‫من بلند شدم ، کمک کردم وسایلش رو جمع کنه .
‫و تا فرودگاه با ماشین بردمش .

764
00:51:04,219 --> 00:51:06,757
‫و توی فرودگاه حالم بهم خورد .

765
00:51:06,805 --> 00:51:08,679
‫اره منم اونجا بالا آوردم .

766
00:51:08,723 --> 00:51:11,298
‫نمی دونم چیه که منو اینقدر ناراحت میکنه .

767
00:51:11,352 --> 00:51:15,136
‫ترس از جدایی ، یه پدیده روانی جالبه
‫یه بار موقعی که متاهل بودم ، مجبور بودم برم واشنگتون .

768
00:51:15,189 --> 00:51:17,514
‫و اگر چه من بودم که داشتم میرفتم ، من مریض شدم .

769
00:51:17,566 --> 00:51:19,773
‫و وقتی برگشتم ،
‫همسرم بالا آورد .

770
00:51:19,818 --> 00:51:23,946
‫روانپزشکم میگه که احساس گناه میکنم
‫چونکه می خوام که اون بره .

771
00:51:23,989 --> 00:51:25,863
‫جالبه ، من تو رو نمی فهمم .

772
00:51:25,908 --> 00:51:29,158
‫میدونی ، تو که اینقدر از پا دراومدی ،
‫چرا اینقدر پر از علامتی ؟

773
00:51:29,202 --> 00:51:31,278
‫چرا اصلا کسی باید ناراحت بشه ؟

774
00:51:31,329 --> 00:51:34,081
‫فکر کنم وقتیکه بچه ای برات اتفاق میافته .

775
00:51:34,124 --> 00:51:38,453
‫تو فکر میکنی که زشتی ،
‫پدر و مادرت دارن طلاق میگیرن ، احساس میکنی رهات کردن .

776
00:51:38,503 --> 00:51:40,579
‫تو باید این چیزا رو داشته باشی.

777
00:51:40,630 --> 00:51:43,963
‫نه ، پدر و مادر من هیچوقت طلاق نگرفتن .
‫هرچند که التماسشون کردم بگیرن .

778
00:51:44,008 --> 00:51:48,421
‫میدونم آلن تو فکر میکنی من خوبم ،
‫من قدردانی میکنم . این برای من خوبه .

779
00:51:48,471 --> 00:51:50,677
‫آره و من حالت بسیار بحرانی دارم
‫. یه بخشی از بیماریمه .

780
00:51:50,723 --> 00:51:54,174
‫من تمایل دارم بقیه رو رد کنم
‫قبل از اینکه ردم کنن .

781
00:51:54,226 --> 00:51:56,384
‫اونجوری توی پول و زمان زیادی صرفه جویی کردم .

782
00:51:59,815 --> 00:52:03,515
‫- امشب قرار نداری؟
‫- با یه دختره قرار داشتم ، ولی اون کنسلش کرد .

783
00:52:03,568 --> 00:52:05,644
‫یه چور تعطیلات لهستانی داشتن .

784
00:52:06,613 --> 00:52:09,733
‫چرا ما نریم شام و
‫بعدش بریم فیلم نگاه کنیم ؟

785
00:52:09,783 --> 00:52:12,570
‫من یه فکر بهتر دارم .
‫شام بریم خونه من .

786
00:52:12,619 --> 00:52:14,907
‫چونکه آخر شب Big Sleep رو نشون میده .

787
00:52:14,954 --> 00:52:17,576
‫تو خونه ت چیزی داری که من بپزم ؟
‫یا بریم خونه من ؟

788
00:52:17,623 --> 00:52:20,494
‫استیک یخ زده
‫با یه شیشه شامپاین دارم .

789
00:52:20,543 --> 00:52:22,950
‫با شامپین چیکار میکردی ؟
‫میخواستی با آشپز بری سر قرار ؟

790
00:52:23,004 --> 00:52:27,416
‫نه ، هفته پیش سعی کردم آشپزی کنم
‫که یه دختره رو تحت تاثیر قرار بدم . بیف استراگانف با زودپز.

791
00:52:27,466 --> 00:52:30,586
‫- چطوری شد ؟
‫- نمی دونم ، من هنوز روی دیوارم .

792
00:52:30,636 --> 00:52:34,254
‫-گوش کن ، من میرم یک چیزی میخرم
‫و میارم خونه ت و درستش میکنیم .
‫- معرکس .

793
00:52:34,306 --> 00:52:37,390
‫اوکی ، یکم مارچوبه میگیرم ،
‫با سالاد و یکم دسر .

794
00:52:37,434 --> 00:52:41,562
‫من خیلی دوست دارم آشپزی کنم
‫ولی هیچوقت شانسش رو پیدا نمی کنم ، دیک همیشه سرش شلوغه .

795
00:52:41,605 --> 00:52:43,728
‫خوبه ، یه عالمه چیز بگیر .

796
00:52:43,773 --> 00:52:47,023
‫تو میتونی شامپین رو باز کنی
‫ولی من تنهایی نمی خورم .

797
00:52:47,068 --> 00:52:51,397
‫اوکی من یکی دوتا می خورم باهات
‫ولی باید قول بدی منو بزاری توی تختم اگه شروع کردم لخت رقصیدن .

798
00:52:55,993 --> 00:52:59,991
‫این قرار معکره بشه ،
‫من احساس خیلی خوبی با لیندا دارم .

799
00:53:00,039 --> 00:53:02,115
‫متنفرم از اینکه افسرده ببینمش .

800
00:53:02,166 --> 00:53:07,326
‫یه شب خوب و دنج میشه .
‫یه خورده آتیش درست میکنم .

801
00:53:07,379 --> 00:53:10,582
‫چندتا شمع روشن میکنم ،
‫فضا رو درست میکنم .

802
00:53:10,632 --> 00:53:12,506
‫شامپین رو باز میکنم .

803
00:53:12,551 --> 00:53:16,383
‫زن ها خیلی شامپین می خورن ،
‫دوونشون میکنه .

804
00:53:16,430 --> 00:53:20,593
‫دیوونشون میکنه ؟
‫دارم درباره چه کوفتی صحبت میکنم ؟

805
00:53:20,642 --> 00:53:22,718
‫اون لیندا ‍ه ، همسر دیک .

806
00:53:23,645 --> 00:53:26,218
‫پس، از آخر عاشقش شدی ؟

807
00:53:26,272 --> 00:53:31,100
‫- نه فقط یه دقیقه حواسم پرت شد .
‫- مجبور نیستی احساس گناه کنی .

808
00:53:31,152 --> 00:53:36,394
‫احساس گناه برای چی ؟
‫دو تا آدم تنها با علایق مشترک زیاد ، می خوان با هم شام بخورن .

809
00:53:36,449 --> 00:53:40,861
‫- ما دوستای افلاطونیم (به فکر رابطه نیستیم )
‫- اون همچین فکر دربارت نمی کنه .

810
00:53:40,911 --> 00:53:44,031
‫- خب تو از کجا می تونی بگی ؟
‫- می خوای بهت حمله کنه ؟

811
00:53:44,081 --> 00:53:47,284
‫اون شمع هارو نگیر ،
‫اونا واسه تعطیلات یهودیاس . شمع رمانتیک بگیر.

812
00:53:47,334 --> 00:53:52,209
‫- اون همسر دوستمه .
‫- آره که هست ، اون به دیک میگه ، دیکم حسابت رو میرسه .

813
00:53:52,255 --> 00:53:55,256
‫- دختره تو رو دوست داره نه اون رو .
‫- آلن رمانتیک نیست .

814
00:53:55,300 --> 00:53:57,672
‫- خب می تونه باشه اگه سعی کنه .
‫- بهش گوش نده .

815
00:53:57,719 --> 00:54:01,004
‫- بهش گوش نده .
‫- ما توی سوپر مارکتیم .

816
00:54:02,223 --> 00:54:05,307
‫خودتو کنترل کن ، اون ازدواج کرده .

817
00:54:05,351 --> 00:54:08,138
‫با بهترین دوستت .

818
00:54:08,187 --> 00:54:11,307
‫البته اونا طلاقم نمیگیرن .

819
00:54:11,357 --> 00:54:13,848
‫چرا من نمی تونم بیخیال بشم ؟

820
00:54:13,901 --> 00:54:16,226
‫دوست دارم یه لطفی در حقم بکنی .

821
00:54:16,278 --> 00:54:20,323
‫من عاشق یه زن دیگه شدم ،
‫نپرس چطوری ، اتفاق افتاد دیگه .

822
00:54:20,365 --> 00:54:23,615
‫ما داریم با هم میریم توی آلاسکا زندگی کنیم ،
‫اون یه اسکیمویه .

823
00:54:23,660 --> 00:54:28,405
‫میدونم که شما دوتا از هم خوشتون میاد
‫فکر کردم شاید تا وقتی که من نیستم ، مراقب لیندا باشی.

824
00:54:28,457 --> 00:54:31,872
‫- البته .
‫- خب ، من میرم آلاسکا.

825
00:54:31,918 --> 00:54:35,204
‫اگه منو لازم داشتی ،
‫من توی طوفان برف 69290 خواهم بود .

826
00:54:44,931 --> 00:54:49,224
‫خیلی اضطراب دارم .
‫نمی دونم مشکل چیه .

827
00:54:50,311 --> 00:54:52,552
‫همین الاناست که برسه اینجا .

828
00:54:52,605 --> 00:54:55,522
‫اون همیشه از من تعریف میکنه .

829
00:54:55,566 --> 00:55:00,227
‫میدونم که از من خوشش میاد
‫ولی اونجوری هم منو دوست داره ؟

830
00:55:01,738 --> 00:55:04,027
‫خب که چی ؟ میتونم امتحانش کنم .

831
00:55:04,991 --> 00:55:06,948
‫میتونم یه پیشرفتی بکنم .

832
00:55:06,993 --> 00:55:09,318
‫مگه چی میتونه اشتباه پیش بره ؟

833
00:55:10,413 --> 00:55:12,489
‫-آلن ، نکن !
‫- این قرار بود که اتفاق بیافته .

834
00:55:12,540 --> 00:55:15,078
‫آلن ، دست به من نزن .
‫دیوونه شدی ؟

835
00:55:15,126 --> 00:55:19,289
‫- لیندا ، عشق من .
‫آلن ، من ازدواج کردم ، تجاااوز!

836
00:55:19,338 --> 00:55:21,627
‫بیا خیلی از قضیه پرت نشیم .

837
00:55:21,674 --> 00:55:23,750
‫من خیلی آدم جذابی نیستم .

838
00:55:24,802 --> 00:55:27,719
‫فکر اینکه
‫دختری مثل لیندا عاشق من بشه ،

839
00:55:27,763 --> 00:55:30,052
‫خودمو مسخره کردم .

840
00:55:30,099 --> 00:55:32,672
‫کدوم گوریه حالا ؟

841
00:55:32,726 --> 00:55:36,676
‫تا حالا میتونست اون
‫استیک لعنتی رو بخوره و از اینجا بره .

842
00:55:41,943 --> 00:55:46,272
‫احساس سبکی میکنم ،
‫اون lithium که بهم دادی امروز ، واقعا کار کرد .

843
00:55:46,322 --> 00:55:49,608
‫ببین ، بهتره که شامپین نخوری .

844
00:55:49,659 --> 00:55:53,870
‫نه ، اگه خیلی زیاده روی کردم ،
‫میتونی زنگ بزنی به پلیس .

845
00:55:53,913 --> 00:55:57,329
‫- گفتی دیک تا کی بیرون شهر میمونه ؟
‫- اون فردا بر میگرده .

846
00:55:57,375 --> 00:56:00,541
‫Truffaut (کارگردان فرانسوی) فیلم جدید داده ،
‫شاید بهتره که بریم بیرون و اونو ببینیم .

847
00:56:00,586 --> 00:56:02,744
‫بیخیال ، شوخی میکنی ؟
‫همه چی اینجا آمادست .

848
00:56:02,796 --> 00:56:07,838
‫به علاوه ، داره بارون میاد و تازه من یادم اومد
‫اون فیلم خوشگل lda Lupino رو کانال 4 داره نشون میده .
‫(بازیگر آمریکایی)

849
00:56:07,885 --> 00:56:12,760
‫میدونی ، همونی که اون ازدواج خوبی داشت و
‫یهویی با بهترین دوست همسرش رابطه برقرار کرد .

850
00:56:12,806 --> 00:56:15,723
‫- چطوری تموم شد ؟
‫- اون مرده رو میکشه .

851
00:56:15,767 --> 00:56:19,634
‫- بیا بریم بیرون .
‫- نه ، من واقعا می خوام این فیلم رو نگاه کنم .

852
00:56:19,688 --> 00:56:25,192
‫تم معرکه ای داره .
‫تو فکر میکنی امکانش هست که دو نفر رو همزمان دوست داشت ؟

853
00:56:25,234 --> 00:56:28,354
‫- منظورت چیه ؟
‫- یه زن ، ازدواج خوبی کرده ،

854
00:56:28,404 --> 00:56:31,109
‫ناگهان میفهمه که عاشق یه مرد دیگه‌ست.

855
00:56:31,157 --> 00:56:35,984
‫نه اینکه شوهرش رو دوست نداره
‫فقط اینکه اون یکی دیگه رو دوست داره .

856
00:56:36,036 --> 00:56:38,112
‫فکر میکنی این امکان داره ؟

857
00:56:38,163 --> 00:56:40,239
‫-تو فکر میکنی ؟
‫- خیلی .

858
00:56:40,291 --> 00:56:43,244
‫خیلی امکان داره
‫و احتمالا خیلی هم عادیه.

859
00:56:43,293 --> 00:56:45,701
‫عشق پدیده‌ی عجیبیه .

860
00:56:45,754 --> 00:56:47,877
‫عجیب و خیلی زیبا

861
00:56:48,423 --> 00:56:51,424
‫- برو جلو ، حرکتت رو انجام بده .
‫- نه ، نمی تونم .

862
00:56:51,468 --> 00:56:53,959
‫- بجنب ، بگیرش و بوسش کن .
‫- مشکلی پیش اومده ؟

863
00:56:54,012 --> 00:56:57,962
‫برو دیگه ، اون می خوادش . عجله کن .
‫قبل از اینکه از اینجا بره .

864
00:56:58,016 --> 00:57:00,803
‫- بوسش کن بچه جون .
‫- فکر کنم بهتره که سیب زمینی ها رو درست کنم .

865
00:57:02,437 --> 00:57:05,224
‫خب ، بچه ، خرابش کردی.

866
00:57:06,315 --> 00:57:08,391
‫من نمی تونم انجامش بدم .

867
00:57:08,442 --> 00:57:13,070
‫چطور بنظر میرسه ؟
‫دعوتش میکنم اینجا و شبیه یه منحرف میشم . مگه من تجاوزگرم .؟

868
00:57:13,114 --> 00:57:17,194
‫تو داری زیاده روی میکنی.
‫زیاد فکر میکنی ، فقط انجامش بده .

869
00:57:17,243 --> 00:57:19,319
‫ما دوستای افلاطونی هستیم .

870
00:57:19,370 --> 00:57:22,988
‫نمی تونم خرابش کنم با مخش رو زدن .
‫اون میزنه تو گوشم .

871
00:57:23,041 --> 00:57:25,282
‫منم تو گوشی خیلی وقتا خوردم .

872
00:57:25,334 --> 00:57:27,872
‫ولی عیکنت پرواز نکرده اونور اتاق .

873
00:57:27,920 --> 00:57:29,960
‫- تو داری ناامیدش میکنی، بچه .
‫- نمی تونم .

874
00:57:32,049 --> 00:57:34,920
‫بیا ، می تونی با این شروع کنی .

875
00:57:35,636 --> 00:57:39,135
‫تو روزنامه رو خوندی
‫که توی اوکلند به یه خانم دیگه تجاوز شده ؟

876
00:57:39,181 --> 00:57:41,968
‫من نزدیک اوکلند نبودم !

877
00:57:43,060 --> 00:57:47,223
‫- میدونن کی انجامش داده ؟
‫- هیچ سرنخی ندارن . اون باید خیلی باهوش بوده باشه .

878
00:57:47,272 --> 00:57:51,056
‫تو باید خیلی باهوش باشی که به این همه
‫زن تجاوز کنی و قسر دربری.

879
00:57:51,109 --> 00:57:55,438
‫فکر می کنم که اگه یکی بخواد بهم تجاوز کنه ،
‫باهاش راه میام تا وسطاش،

880
00:57:55,488 --> 00:57:58,774
‫و بعش یه وسیله سنگین برمیدارم
‫و میزنمش .

881
00:58:00,660 --> 00:58:03,198
‫البته مگه اینکه ازش لذت ببرم .

882
00:58:06,040 --> 00:58:08,578
‫میگن علاقه مخفی هر خانومی‌ه .

883
00:58:08,626 --> 00:58:11,710
‫فکر کنم بستگی داره
‫که کی تجاوز رو انجام بده .

884
00:58:12,755 --> 00:58:16,835
‫چرا روی این موضوع ناسالم موندیم ؟
‫احتمال اینه که تو هیچوقت بهت تجاوز نمیشه .

885
00:58:16,884 --> 00:58:18,960
‫نه با این شانس من .

886
00:58:21,054 --> 00:58:23,260
‫احساس سبکی میکنم .

887
00:58:23,306 --> 00:58:27,090
‫این نوشیدنیه مستقیم رفته تو کلم .
‫دارم پرواز میکنم .

888
00:58:27,143 --> 00:58:29,515
‫- برو دیگه ، بوسش کن .
‫- نمی تونم .

889
00:58:29,562 --> 00:58:32,018
‫- اون آمادست .
‫- از کجا مطمئنی ؟

890
00:58:32,065 --> 00:58:35,065
‫- باورم کن ، مطمئنم .
‫- منو پس میزنه ، میتونم احساسش کنم .

891
00:58:35,109 --> 00:58:38,560
‫اون نشسته و منتظره .
‫حالا ، خرابش نکنی .

892
00:58:40,364 --> 00:58:42,938
‫خب ، سعیم رو میکنم ولی آروم میرم جلو .

893
00:58:42,992 --> 00:58:46,158
‫- اگه جیغ کشید ، وانمود میکنم که شوخی بوده .
‫- عجله کن .

894
00:58:46,203 --> 00:58:48,279
‫بهتره که بخنده .

895
00:58:50,457 --> 00:58:52,533
‫تلفن!

896
00:58:56,671 --> 00:58:58,545
‫بله ؟ دیک ، آره اون اینجاست .

897
00:58:58,590 --> 00:59:02,504
‫اون از قبل اومده بود اینجا .
‫رفته بودم بیرون ، یه قرار لهستانی داشتم .

898
00:59:02,552 --> 00:59:05,469
‫با تو کار داره ، از کلیولنده .

899
00:59:05,513 --> 00:59:07,921
‫- تو ناراحتی ؟
‫- نه ازصدای زنگ وحشت زده شدم .

900
00:59:07,974 --> 00:59:11,307
‫می خوام که بره بیرون ،
‫من دارم یه واقععه جهانی رو به وجود میارم .

901
00:59:11,352 --> 00:59:15,101
‫- سلام ، عزیزم .
‫- اون عاشقشه . خودمو مسخره کردم .

902
00:59:15,147 --> 00:59:19,774
‫ریلکس باش .
‫مثل الیزابت اسکات اضطراب داری قبل از اینکه مغزش رو بترکونم .

903
00:59:19,819 --> 00:59:22,772
‫ببین ، تنها کاری کهباید انجام بدی
‫اینه که حرکتت رو بکنی و بعدش آزادی.

904
00:59:22,821 --> 00:59:26,866
‫این دوونه بازیه .
‫از آخر عکسمون رو صفحه اول National Enquirer چاپ میکنن .

905
00:59:26,909 --> 00:59:29,115
‫اوکی ، خداحافظ .

906
00:59:29,161 --> 00:59:31,118
‫باشه ، انجام میدم .

907
00:59:32,122 --> 00:59:36,618
‫دیک یه خورده ناراحت به نظر میومد .
‫فکر کنم یکم مشکل داره توی کلیولند .

908
00:59:36,668 --> 00:59:39,871
‫چرا اون هیچوقت
‫تورو با خودش نمیبره ، وقتی اون سفرهارو میره ؟

909
00:59:39,921 --> 00:59:43,705
‫من از پرواز می ترسم .
‫روانپزشکم میگه که این یه بهونه‌ست .

910
00:59:43,758 --> 00:59:46,000
‫البته اون هیچوقت ازم نمی پرسه که باهاش بیام .

911
00:59:46,052 --> 00:59:49,088
‫کی می دونه . شاید یه کارایی داره میکنه.

912
00:59:49,138 --> 00:59:53,005
‫- این اذیتت نمیکنه ؟
‫- چرا . ولی نه موقعی که نمی دونم .

913
00:59:53,059 --> 00:59:58,053
‫پس فکر میکنی به دیک آسیب زیادی برسونه
‫اگه که تو با یکی یه رابطه معمولی داشته باشی ؟

914
00:59:58,105 --> 01:00:01,390
‫نه فکر نمی کنم که بتونم
‫یه رابطه معمولی با یکی داشته باشم .

915
01:00:01,442 --> 01:00:04,146
‫نه ، من اون چیزا رو الکی نمیگیرم .

916
01:00:04,194 --> 01:00:08,239
‫میدونی ، اگه من عاشق یه مرد دیگه بشم ،
‫باید بیشتر از یه رابطه معمولی باشه .

917
01:00:08,281 --> 01:00:11,899
‫باید یه چیز جدی رو احساس کنم .
‫داری میلرزی؟

918
01:00:11,952 --> 01:00:13,825
‫نه قفط سردمه .

919
01:00:13,870 --> 01:00:16,361
‫خیلی سرد نیست .

920
01:00:16,414 --> 01:00:19,415
‫به هرحال ، من از اونا نیستم که خیانت کنم .

921
01:00:19,459 --> 01:00:21,950
‫فکر نمی کنم بتونم هیجانش رو تحمل کنم .

922
01:00:22,003 --> 01:00:24,410
‫به علاوه ، من خیلی فریبنده نیستم .

923
01:00:24,464 --> 01:00:26,705
‫نه ، تو خیلی خوشگلی .

924
01:00:26,757 --> 01:00:30,173
‫وقتی با تو میرفتم بیرون
‫و اون همه دختر جوون رو میدیدم ،

925
01:00:30,219 --> 01:00:32,425
‫احساس میکردم زندگیم تموم شده .

926
01:00:32,471 --> 01:00:35,092
‫باید برم شکلات بفروشم توی Fannie Farmer .

927
01:00:35,140 --> 01:00:37,631
‫اون دخترا در حد تو نیستن .

928
01:00:37,684 --> 01:00:42,726
‫تو هی میگی ، داری زندگیمنو نجات میدی .
‫ولی من ناباوری زیادی دارم .

929
01:00:42,773 --> 01:00:45,809
‫داری خوب جلو میری .
‫حالا بوسش کن .

930
01:00:45,859 --> 01:00:48,860
‫- لطفا !
‫- تو خوب آمادش کردی.

931
01:00:48,903 --> 01:00:52,568
‫- جربزش رو ندارم .
‫- بهش بگو که چقدر خوشگله ، دوباره .

932
01:00:52,615 --> 01:00:55,700
‫- همین الان بهش گفتم .
‫- دوباره بگو .

933
01:00:55,743 --> 01:00:59,077
‫تو واقعا یه آدم خیلی زیبایی.

934
01:00:59,122 --> 01:01:03,617
‫- نمی دونم که چی بگم ...
‫- تو استثنایی خوشگلی.

935
01:01:03,668 --> 01:01:06,752
‫تو غیر عادی خوشگلی ،
‫توی غیر معمولی زیبایی ....

936
01:01:06,796 --> 01:01:08,954
‫خیلی خب!

937
01:01:09,006 --> 01:01:11,923
‫خیلی وقت گذشته
‫از موقعی که یکی اینو بهم گفته بود .

938
01:01:11,967 --> 01:01:14,884
‫- حالا برو نزدیکتر .
‫- چقدر نزدیک؟

939
01:01:14,928 --> 01:01:17,004
‫اندازه لبهات.

940
01:01:17,055 --> 01:01:20,424
‫- اونکه خیلی نزدیکه .
‫- بجنب ، تکون بخور.

941
01:01:27,440 --> 01:01:29,314
‫حالا چی ؟

942
01:01:29,359 --> 01:01:34,234
‫بهش بگو که
‫اون یه چیزی رو درون تو تکون میده که نمی تونی کنترلش کن .

943
01:01:34,280 --> 01:01:36,569
‫- داری شوخی میکنی!
‫- برو دیگه .

944
01:01:36,616 --> 01:01:38,822
‫- مسخره‌س .
‫- عاشقش میشه .

945
01:01:38,868 --> 01:01:41,572
‫مثل اینه که بگی به Fred Astaire
‫اون کت بلندا میومد ، که نمیومد ، دقیقا همون حالته.

946
01:01:41,620 --> 01:01:44,574
‫Fred Astaire (رفاص آمریکایی) رو قاطی این موضوع نکن
‫و یه چیزی بگو .

947
01:01:44,623 --> 01:01:47,743
‫- دوست دارم زمانی که با همیم.
‫- منم همینطور.

948
01:01:47,793 --> 01:01:50,462
‫خوبه ؟ نمی خواد از اون دیالوگات توی فیلم استفاده کنم ؟

949
01:01:50,504 --> 01:01:52,746
‫داری خوب کار میکنی ، بچه .

950
01:01:52,798 --> 01:01:57,506
‫حالا ، بهش بگو که
‫اون جذاب ترین چشم هایی رو داره که تا حالا دیدی.

951
01:01:59,888 --> 01:02:04,016
‫تو بیشترین چشم هایی رو داری
‫که من تا حالا توی کسی دیدم .

952
01:02:04,058 --> 01:02:06,430
‫- تو ...
‫- آلن ، دستات داره میلرزه .

953
01:02:06,477 --> 01:02:09,147
‫- بخاطر اینکه تو نزدیکمی.
‫- ببخشید ؟

954
01:02:09,188 --> 01:02:11,264
‫اینو بهش بگو !

955
01:02:12,817 --> 01:02:15,023
‫بخاطراینکه تو نزدیکمی.

956
01:02:15,069 --> 01:02:17,774
‫تو واقعا میدونی که چی بگی ،
‫مگه نه ؟

957
01:02:17,822 --> 01:02:20,822
‫حالا ، بهش بگو
‫که تاحالا خانم های زیادی دیدی

958
01:02:20,866 --> 01:02:24,282
‫ولی اون واقعا خاصه .

959
01:02:24,328 --> 01:02:27,115
‫- اینو دیگه باور نمی کنه .
‫- اوه ، نه ؟

960
01:02:29,791 --> 01:02:32,496
‫من خانم های زیادی رو دیدم

961
01:02:32,544 --> 01:02:36,162
‫ولی تو واقعا خیلی خاصی .

962
01:02:36,214 --> 01:02:37,459
‫واقعا ؟

963
01:02:37,507 --> 01:02:39,713
‫باورش شد !

964
01:02:42,845 --> 01:02:47,057
‫دستات رو بزار دور شونه هاش
‫و بیارش نزدیک تر.

965
01:02:47,099 --> 01:02:49,222
‫- نمی تونم .
‫- یالااا !

966
01:02:49,268 --> 01:02:51,344
‫سعی میکنم .

967
01:02:54,648 --> 01:02:59,643
‫حالا ، واسه حرکت اصلی آماده باش
‫و دقیقا کاری که میگم رو بکن .

968
01:02:59,695 --> 01:03:03,111
‫بهت اخطار دادم که
‫همسر سابقم رو تنها بزار .

969
01:03:11,248 --> 01:03:13,739
‫خب ، بهتره که برم استیک رو درست کنم .

970
01:03:17,129 --> 01:03:19,205
‫لیندا ، چشمات .....

971
01:03:20,466 --> 01:03:22,624
‫مثل دوتا استیکنازکن .

972
01:03:22,676 --> 01:03:24,467
‫آلن ، نکن !

973
01:03:24,511 --> 01:03:27,547
‫- پول لامپ رو میدم .
‫-فکر کنم که عاشقتم .

974
01:03:27,597 --> 01:03:30,005
‫نه ، من اصرار دارم که پول لامپ رو بدم .

975
01:03:30,058 --> 01:03:33,972
‫- لامپ رو فراموش کن .
‫- خیلی دست و پا چلفتی ام . لطفا این 10 دلار رو بگیر .

976
01:03:34,020 --> 01:03:37,769
‫لامپ لعنتی رو فراموش کن .
‫5 دلار بده بهم ، بی حساب میشیم ....

977
01:03:37,815 --> 01:03:40,306
‫- نکن !
‫- تو داری اشتباه میکنی .

978
01:03:40,360 --> 01:03:45,105
‫فقط یهشوخی بود .
‫داشتم امتحانت میکردم . یه بوس الکی بود .

979
01:03:45,156 --> 01:03:49,023
‫- بهتره که برم خونه .
‫- تو داری یهاشتباه بزرگ میکنی .

980
01:03:49,076 --> 01:03:51,911
‫- باید برم .
‫- اگه تو فکرمیکنی ....

981
01:03:51,954 --> 01:03:53,993
‫آلن ، من خوبم .

982
01:03:56,250 --> 01:03:59,619
‫حمله کردم بهش.
‫من یه حیوون جنگلی فاسدم .

983
01:03:59,670 --> 01:04:03,501
‫اون ترسیده ، وقتی که برسه خونه ،
‫اون عصبی میشه .

984
01:04:03,548 --> 01:04:07,676
‫به دیک چی می خوام بگم ؟
‫احتمالا بره پیش پلیس؟

985
01:04:07,719 --> 01:04:10,922
‫چیکار کردم ؟
‫من که بوگارت نیستم . هیچوقتم نخوام بود .

986
01:04:10,972 --> 01:04:12,929
‫باعث ننگ مردهام .

987
01:04:12,974 --> 01:04:17,102
‫باید یه کار
‫توی قصر عربها پیدا کنم به عنوان یه خواجه .

988
01:04:17,145 --> 01:04:19,267
‫باید نیروی ویژه باشه .

989
01:04:21,232 --> 01:04:23,520
‫آلن ،
‫گفتی که عاشقمی ؟

990
01:04:53,721 --> 01:04:55,797
‫هنوزم باورم نمیشه .

991
01:04:56,849 --> 01:04:59,305
‫سالها بود که اینقدر خوب نخوابیده بودم .

992
01:05:00,853 --> 01:05:03,011
‫ظهر شده ؟

993
01:05:03,063 --> 01:05:05,020
‫نه ، ساعت 7 ‍ه.

994
01:05:05,065 --> 01:05:06,939
‫هفت ؟

995
01:05:07,818 --> 01:05:10,107
‫فکرنمی کردم اینقدر زود باشه .

996
01:05:11,530 --> 01:05:15,064
‫- تو معکره بودی دیشب توی تخت
‫- مرسی.

997
01:05:16,159 --> 01:05:20,157
‫-الان چه احساسی داری؟
‫- فکر می کنم Pepto-Bismol کمک کرد. (داروی معده)

998
01:05:21,247 --> 01:05:24,996
‫داشتی به چی فکر می کردی
‫وقتی داشتیم سکس می کردیم؟

999
01:05:25,043 --> 01:05:26,786
‫Willie Mays ( بازیکن معروف بیسبال)

1000
01:05:26,836 --> 01:05:30,169
‫همیشه موقع
‫عشق بازی به بازیکنای بیسبال فکر میکنی ؟

1001
01:05:30,214 --> 01:05:32,088
‫باعث میشه حرکت کنم .

1002
01:05:32,133 --> 01:05:36,082
‫من نمی تونستم بفهمم
‫چرا هی میگفتی "slide". (حرکتی در بیسبال)

1003
01:05:40,265 --> 01:05:43,053
‫فکر کنم بهتره که به دیک بگی .

1004
01:05:43,102 --> 01:05:45,177
‫چی بگم ؟

1005
01:05:46,271 --> 01:05:50,732
‫می تونست اتفاق بیافته و افتاد دیگه .
‫نه تقصیر منه و نه تو .

1006
01:05:50,776 --> 01:05:54,275
‫تو حس زن بودن داشتی و من حس مرد بودن .

1007
01:05:54,321 --> 01:05:57,736
‫و اینکاریه که اون آدما میکنن .

1008
01:05:57,782 --> 01:06:02,942
‫ولی ما نمی تونیم یواشکی رابطه داشته باشیم .
‫خیلی ضایع ست .

1009
01:06:02,995 --> 01:06:06,411
‫می دونی ، باید باهاش صادق باشی .

1010
01:06:06,457 --> 01:06:10,918
‫فقط باید بهش بگی که
‫شما دو تا از هم جدا شدید و

1011
01:06:10,961 --> 01:06:13,333
‫و من و تو عاشق هم شدیم .

1012
01:06:13,380 --> 01:06:15,622
‫- البته اگه عاشق منی .
‫- هستم آلن .

1013
01:06:15,674 --> 01:06:17,916
‫پس باید راستش رو بهش بگیم .

1014
01:06:17,968 --> 01:06:19,842
‫خیلی اضطراب دارم .

1015
01:06:19,887 --> 01:06:23,255
‫شاید بهتره که من بهش بگم .
‫من مدت بیشتری میشناسمش تا تو .

1016
01:06:23,307 --> 01:06:26,889
‫- نه ، ترجیح میدم من بگم .
‫- آره شاید بهتره که تو بگی .

1017
01:06:26,935 --> 01:06:28,809
‫بهش چی بگم حالا ؟

1018
01:06:28,853 --> 01:06:32,436
‫بگو که ما دوتا مناسب همیم و

1019
01:06:32,482 --> 01:06:37,523
‫و بهتره که تو فکر جمع کردن
‫وسایلش باشه و اسباب کشی کنه .

1020
01:06:37,570 --> 01:06:40,061
‫شاید سعی کنه بیاد پیش من بمونه تا یه مدتی .

1021
01:06:41,532 --> 01:06:44,486
‫تا وقتی که مثل بزرگ ها با این موضوع برخورد کنیم .

1022
01:06:44,535 --> 01:06:47,951
‫تا وقتیکه من وتو
‫مثل بزرگ ها فکر می کنیم دربارش.

1023
01:06:47,997 --> 01:06:52,160
‫هر دوتامون بالغیم ،
‫ما می تونیم به بلوغ مشخصی دست پیدا کنیم .

1024
01:06:52,209 --> 01:06:54,451
‫این یه بلوغ تضمین شده ست .

1025
01:06:54,503 --> 01:06:57,539
‫بله ، تو بالغی آلن ، و خیلی باهوش .

1026
01:06:57,589 --> 01:07:00,210
‫فکر میکنم کلید عاقلی ، بالغیت ‍ه .

1027
01:07:01,802 --> 01:07:04,719
‫چرا همیشه اینقدر پیچیده‌ست ؟

1028
01:07:04,763 --> 01:07:06,839
‫به من تکیه کن ، عزیزم .

1029
01:07:07,599 --> 01:07:09,675
‫به من تکیه کن .

1030
01:07:27,826 --> 01:07:31,610
‫اگه که منو کار داشتی ،
‫من توی خونه در حال حمله عصبی ام .

1031
01:07:35,751 --> 01:07:37,827
‫خب ، بچه ، اون عاشقته .

1032
01:07:37,878 --> 01:07:42,255
‫چرا که نه ؟
‫مثل دینامیت بودم توی تخت دیشب.

1033
01:07:42,298 --> 01:07:46,296
‫دختر خوش شانس .
‫بهش بهترین حرکتامو دادم .

1034
01:08:03,527 --> 01:08:07,774
‫ببخشید ، می خوام که
‫اون جعبه موسیقی رو که توی ویترینه ببینم

1035
01:08:07,823 --> 01:08:11,405
‫یه جعبه موسیقی خوب ، قهوه ای کوچیکه .

1036
01:08:24,505 --> 01:08:29,297
‫- اینجا چکار میکنی ؟ نانسی!
‫- داشتی میومدی تو ، صدات زدم ، نشنیدی؟

1037
01:08:29,343 --> 01:08:33,092
‫نه ، داشتم به یه چیزایی فکر می کردم .

1038
01:08:33,139 --> 01:08:36,757
‫- هنوز رویاپردازی ، چطوری؟
‫- اوکی ، تو چطوری؟

1039
01:08:36,809 --> 01:08:40,142
‫تازه از نیویورک اومدم ،
‫میخوام برگردم اونجا .

1040
01:08:40,187 --> 01:08:42,061
‫واقعا ، اینجوریه؟

1041
01:08:42,105 --> 01:08:44,181
‫نمی دونم چی بگم!

1042
01:08:44,233 --> 01:08:46,308
‫خب ، چیکار میکنی؟

1043
01:08:47,360 --> 01:08:51,275
‫میدونی ، همون همیشگی ،
‫فیلم میبینم و . ...

1044
01:08:51,323 --> 01:08:53,564
‫به آسمون خیره میشم .

1045
01:08:53,616 --> 01:08:55,942
‫با کسی قرار میذاری؟

1046
01:08:58,371 --> 01:09:00,494
‫نه ، منظورم اینه که ، میرم بیرون ولی.....

1047
01:09:00,540 --> 01:09:02,698
‫دیک و لیندا چطورن ؟

1048
01:09:03,334 --> 01:09:06,501
‫لیندا خوبه . فقط .... من نمیدونم .

1049
01:09:07,588 --> 01:09:10,423
‫حداقل روحیت بهتر شده
‫از زمانی که من رفتم ..

1050
01:09:10,466 --> 01:09:13,088
‫آره شدم . چونکه توی روز خوبی منو دیدی .

1051
01:09:13,136 --> 01:09:15,627
‫این همون جعبه موزیکی که میخواستی ؟

1052
01:09:16,598 --> 01:09:18,471
‫خوشگله .

1053
01:09:19,601 --> 01:09:24,227
‫یه چیزی می خواستم
‫گیره های کاغذمو توش بزارم پس.... می دونی دیگه ؟

1054
01:09:24,272 --> 01:09:27,522
‫گوش کن ، من یه نوبت با دکتر رژیم دارم . باید برم .

1055
01:09:27,566 --> 01:09:29,855
‫به نظر نمیرسه که اضافه وزن داشته باشی .

1056
01:09:29,902 --> 01:09:32,440
‫بیا دوباره این بحث رو نکنیم .

1057
01:09:32,488 --> 01:09:34,231
‫درسته .

1058
01:09:35,324 --> 01:09:39,024
‫- خداحافظ .
‫- تا بعد . خوشحال شدم دیدمت .

1059
01:09:39,077 --> 01:09:41,153
‫مرسی . منم همچنین .

1060
01:09:44,166 --> 01:09:46,953
‫خیلی باحال بودم .

1061
01:09:47,002 --> 01:09:49,409
‫چرا که نه ؟ اون هیچوقت منو نفهمید .

1062
01:09:49,462 --> 01:09:54,207
‫من پیچیدم .
‫فکر میکنم لیندا اینو میفهمه .

1063
01:09:54,259 --> 01:09:56,335
‫لیندا منو جذاب میبینه .

1064
01:09:56,386 --> 01:09:58,259
‫دیک درک میکنه .

1065
01:09:58,304 --> 01:10:01,673
‫چرانه ؟
‫بخاطر اینکه ما همدیگه رو میدیدیم و یه داستان عاشقانه ایجاد شد .

1066
01:10:01,724 --> 01:10:04,725
‫این یه چیز خیلی معمولیعه
‫بین آدمای پیشرفت کرده .

1067
01:10:05,311 --> 01:10:07,980
‫- برام فرستادی ؟
‫- بله . نوشیدنی ؟ اسکاچ ؟

1068
01:10:08,022 --> 01:10:10,892
‫- خوبه .
‫- سودا ؟ لیندا و من عاشق همیم .

1069
01:10:10,941 --> 01:10:14,227
‫همونطوری که باید میشد .
‫الان از دکترم برگشتم ، گفت دو ماه دیگه بیشتر زنده نیستم .

1070
01:10:14,278 --> 01:10:17,065
‫- خوبه ، پس مشکلی نداری؟
‫- نه حتی یه ذره .

1071
01:10:18,281 --> 01:10:21,282
‫دیک و من خیلی با هم خاطره دارم .

1072
01:10:21,326 --> 01:10:26,367
‫اون بهترین دوستمه . این وحشتناکه .
‫اونو اذیت خواهد کرد ، میدونم .

1073
01:10:26,414 --> 01:10:30,412
‫چطور تونستی ؟
‫همسرم و بهترین دوستم .

1074
01:10:30,460 --> 01:10:32,785
‫عاشق زنم بودم . عاشق اون بودم .

1075
01:10:33,880 --> 01:10:36,287
‫چرا ندیدم همچین اتفاقی میافته ؟

1076
01:10:36,340 --> 01:10:39,674
‫من ، که خیلی آینده نگر بودم .

1077
01:10:42,680 --> 01:10:44,756
‫دیک یه آدم احساساتیه .

1078
01:10:44,807 --> 01:10:48,970
‫اون توانایی ... خدا میدونه که چی ؟
‫خودشو بکشه یا هرچیزی.

1079
01:10:49,019 --> 01:10:51,771
‫خودکشی؟
‫تاحالا فکر کردی چه بلایی ممکنه سرت بیاره ؟

1080
01:10:51,813 --> 01:10:55,396
‫تو زن یه یارویی رو میگیری ،
‫تو تحقیرش میکنی ...

1081
01:10:55,442 --> 01:10:59,902
‫به اندازه کافی فیلم ایتالیایی دیدی .
‫دیک هم اون اندازه خشم و غضب رو داره .

1082
01:11:42,445 --> 01:11:44,900
‫اینجا چکار میکنی ؟ تو قرار بود کلیولند باشی .

1083
01:11:44,947 --> 01:11:47,699
‫مجبور بودم بیام خونه .
‫آلن باید باهات صحبت کنم .

1084
01:11:49,952 --> 01:11:52,028
‫من یه مشکلی دارم .

1085
01:11:54,290 --> 01:11:56,163
‫منظورت چیه ؟

1086
01:11:59,920 --> 01:12:02,292
‫فکرمیکنم لیندا با یکی رابطه داره .

1087
01:12:03,382 --> 01:12:05,955
‫به خونه زنگ زدم ، اونجا نبود .

1088
01:12:06,009 --> 01:12:09,176
‫این چند هفته اخیر ، از فاصله میگیره ،
‫حواسش جای دیگه‌س.

1089
01:12:09,221 --> 01:12:12,387
‫چیزای کوچیکی
‫که فقط یه شوهر میتونه متوجهش بشه .

1090
01:12:12,432 --> 01:12:17,259
‫نمی فهمم آلن .
‫تو این چند هفته زیاد دیدیش ، اون عوض شده .

1091
01:12:17,312 --> 01:12:21,808
‫اون شب توی خواب داشت
‫درباره رابطه داشتن با یکی حرف میزد .

1092
01:12:21,858 --> 01:12:25,061
‫- اون اسمی هم گفت ؟
‫- فقط تو .

1093
01:12:25,111 --> 01:12:28,859
‫وقتی بیدارش کردم و ازش پرسیدم ،
‫گفتش که فقط یه کابوس بوده .

1094
01:12:33,410 --> 01:12:36,079
‫مدام دارم فکر میکنم
‫که کی میتونه باشه آلن .

1095
01:12:36,121 --> 01:12:40,582
‫باید یکی باشه که من نمیشناسمش ،
‫یکی که سر کار ملاقات کرده ،

1096
01:12:40,625 --> 01:12:45,964
‫یه نماینده یا مجری تبلیغات ،
‫یه عکاس ، شاید یه بازیگر .

1097
01:12:46,006 --> 01:12:48,247
‫- ناراحت نشو .
‫- من عاشقشم آلن .

1098
01:12:48,299 --> 01:12:50,707
‫اگه منو ترک کنه ، خودکشی میکنم .

1099
01:12:50,760 --> 01:12:53,132
‫از کی تا حالا اینقدر احساساتی شدی ؟

1100
01:12:53,179 --> 01:12:56,346
‫قبلا توی کل زندگیم عاشق کسی نبودم .

1101
01:12:56,391 --> 01:12:59,925
‫اگه بفهمم که اون کیه ،
‫قسم میخورم بکشمش .

1102
01:12:59,977 --> 01:13:04,141
‫من بهش توجه نمی کردم و
‫حالا اون با یه خوشتیپ قاطی شده .

1103
01:13:04,190 --> 01:13:08,768
‫اگه اونو تا الان به یکی از دست داده باشم ،
‫براش همه چی رو جبران میکنم .

1104
01:13:08,819 --> 01:13:11,025
‫میخوام عوض بشم .

1105
01:13:11,071 --> 01:13:14,487
‫هرکاری میکنم
‫که زندگیش باحال و هیجان انگیز باشه .

1106
01:13:14,533 --> 01:13:17,617
‫چونکه بدون اون ،
‫زندگی کردن ارزشی نداره .

1107
01:13:17,661 --> 01:13:22,619
‫کل دیشب رو بیدار بودم توی هتلی در کلیولند و داشتم فکر میکردم ،
‫" دارم از دستش میدم ، خیلی بده ، من زنده میمونم"

1108
01:13:22,666 --> 01:13:25,916
‫بعدش ترسیدم و بهش زنگ زدم .
‫اون بیرون بود . دیشب وقتی اینجا بهش زنگ زدم .

1109
01:13:25,960 --> 01:13:28,498
‫اون گفت مستقیم میره خونه .
‫اون کدوم گوری مونده ؟

1110
01:13:28,546 --> 01:13:31,500
‫- خونسرد باش .
‫- من باید پیداش کنم .

1111
01:13:31,549 --> 01:13:35,167
‫باید منصرفش کنم و بهش التماس کنم برای بخشش
‫قبل از اینکه خیلی دیر شده باشه .

1112
01:13:35,219 --> 01:13:39,299
‫میخوام که سوار اون هواپیما بشه با من
‫و برگردیم به کلیولند .

1113
01:13:39,348 --> 01:13:42,017
‫میخوام که همیشه با من باشه
‫میخوام که بخنده و حرف بزنه .

1114
01:13:42,059 --> 01:13:44,764
‫میخوام بهش توجه کنم ،
‫ازش مراقبت کنم .

1115
01:13:46,897 --> 01:13:48,973
‫شرمنده که اینجوری ادامه دادم .

1116
01:13:49,024 --> 01:13:52,060
‫ولی تو تنها دوستی توی دنیا ، که درک میکنه .

1117
01:13:52,110 --> 01:13:53,984
‫می فهمم .

1118
01:13:54,029 --> 01:13:59,236
‫ببین ، آلن ، اگه زنگ زد ،
‫بهش میگی باید باهاش صحبت کنم ؟

1119
01:13:59,284 --> 01:14:01,490
‫بگو بهش توی خونه میبینمش.

1120
01:14:01,536 --> 01:14:04,074
‫- اوکی ، بهش میگم .
‫- مرسی

1121
01:14:05,873 --> 01:14:06,905
‫خیلی ممنون .

1122
01:14:19,219 --> 01:14:23,383
‫چطور میتونم خونه‌ش رو خراب کنم ؟
‫اون دیوونه‌ی دخترس .

1123
01:14:23,432 --> 01:14:27,180
‫هیچوقت نمیدونستم اینقدر .
‫خودش هم نمی دونست چقدر دوستش داره .

1124
01:14:35,110 --> 01:14:37,435
‫الو ، لیندا ؟

1125
01:14:37,487 --> 01:14:41,021
‫الان دارم با کسی صحبت میکنم .
‫بعدا بهت زنگ میزنم .

1126
01:14:41,991 --> 01:14:43,865
‫نکن ....

1127
01:14:50,499 --> 01:14:52,575
‫خب که اینطور؟

1128
01:14:54,962 --> 01:14:59,458
‫الو ، لیندا ، باهاش صحبت کردی ،
‫چیزی بهش نگفتی هنوز؟

1129
01:14:59,508 --> 01:15:02,462
‫- کیه ؟ همون یارو ‌ه ؟
‫- آلن‌‍ه.

1130
01:15:02,511 --> 01:15:06,045
‫- آلن ، بعدا باهات صحبت میکنم .
‫- قطع نکن !

1131
01:15:22,948 --> 01:15:26,945
‫گوش کن ، این فوریه ....
‫صدا وحشتناک به نظر میاد ...

1132
01:15:29,579 --> 01:15:31,453
‫ببخشید .

1133
01:15:33,333 --> 01:15:35,409
‫اون نبود .

1134
01:15:36,961 --> 01:15:39,666
‫فقط امیردوارم بدونی داری چکار میکنی.

1135
01:15:42,842 --> 01:15:46,211
‫لیندا ؟ همه چی آرومه ؟
‫همه چی مرتبه ؟ میتونم حرف بزنم ؟

1136
01:15:47,513 --> 01:15:51,345
‫- من میرم به کلیولند ، یه جلسه مهم دارم .
‫- نه ، صبر کن دیک .

1137
01:15:52,434 --> 01:15:54,842
‫بگو ... لیندا .. فقط جواب بده ...

1138
01:15:55,687 --> 01:15:57,763
‫بعدا باهات صحبت میکنم آلن .

1139
01:16:00,442 --> 01:16:02,684
‫باورم نمیشه .

1140
01:16:05,196 --> 01:16:07,070
‫فرودگاه .

1141
01:16:07,115 --> 01:16:11,278
‫باید باهاش صحبت کنم
‫قبل از اینکه به اون چیزی بگه .

1142
01:16:16,624 --> 01:16:20,372
‫- دنبال کریستی ها میگردی ؟ همین الان رفتن سمت فرودگاه ؟
‫- همان الان ؟ با هم ؟

1143
01:16:20,419 --> 01:16:22,495
‫آره ، پشت سرهم.

1144
01:16:22,546 --> 01:16:24,503
‫تاکسی!

1145
01:16:25,966 --> 01:16:31,173
‫بهش میگم که همه چی تمومه ، همین .
‫خوش گذشت ولی ما گیج شدیم و احساساتی شدیم .

1146
01:16:32,222 --> 01:16:36,350
‫اگه دیر شده باشه چی ؟
‫اگه لیندا واقعا بهم وابسته شده باشه چی؟

1147
01:16:37,352 --> 01:16:41,930
‫وقتی که یه زن با
‫یکی که کارش رو خوب بلده عشق بازی میکنه ...

1148
01:16:42,649 --> 01:16:45,140
‫من دیشب توی تخت باورنکردنی بودم .

1149
01:16:45,944 --> 01:16:49,478
‫تا حالا یه بارم نشده بود
‫که بشینم و درباره روش انجامش بحث کنیم .

1150
01:16:49,530 --> 01:16:53,694
‫عشق برای زن های خیلی فرق داره ،
‫یه پدیده‌ی پیچیده‌ست ،

1151
01:16:53,743 --> 01:16:56,613
‫نمیدونم انتظار چیو باید داشته باشم ؟
‫تا حالا با یه دختر قطع رابطه نکردم ؟

1152
01:16:56,662 --> 01:16:59,580
‫- تو گفتی عاشق منی.
‫- با آرامش قبولش کن .

1153
01:16:59,623 --> 01:17:03,324
‫ولی ما باهم وقت گذروندیم ،
‫اون نزدیکی ، قول و قرارها .

1154
01:17:03,377 --> 01:17:06,247
‫تو خیلی برام اهمیت داری ،
‫نمی تونم بزارم که بری.

1155
01:17:06,296 --> 01:17:10,294
‫- میدونم که سخته ، متاسفم .
‫- تاسف کافی نیست ؟ تو فکر کردی من اسباب بازی‌ام؟

1156
01:17:10,342 --> 01:17:12,963
‫- چی میتونم که بگم ؟
‫- نامه ها رو بده به من .

1157
01:17:13,011 --> 01:17:15,087
‫- کدوم نامه ؟
‫- نامه رو بده به من .

1158
01:17:15,138 --> 01:17:17,344
‫- نامه ای وجود نداره .
‫- من اونو میخوام .

1159
01:17:17,390 --> 01:17:22,348
‫- تو داری دیوونه میشی ، شلیک نکن ، من خیلی خون ازم میره!
‫-نمی تونی با من این رفتار رو داشته باشی .

1160
01:17:23,354 --> 01:17:28,016
‫خودتو جمع و جور کن ، بچه . خیلی عصبی ای .
‫تو باید حس شجاعت داشته باشی.

1161
01:17:28,067 --> 01:17:31,732
‫موقعی که خیلی زرنگ نبودی ،
‫یه زن رو داری که عاشقته .

1162
01:17:31,779 --> 01:17:34,531
‫فکر میکردی
‫که با زن ها موفق نمیشی و حالا شدی .

1163
01:17:34,573 --> 01:17:39,531
‫- و حالا باید تموم بشه و من نمیدونم چطوری .
‫- اونقدر سخت نیست ، بچه . ببین .

1164
01:17:49,129 --> 01:17:52,165
‫- بیا اینجا ، عزیزم .
‫- بله ، عزیزم ؟

1165
01:17:53,091 --> 01:17:55,297
‫- تموم شد.
‫- چی ؟

1166
01:17:55,343 --> 01:17:57,217
‫- ما .
‫- تمومه ؟

1167
01:17:57,262 --> 01:17:59,468
‫- آره ، تمومه ، فهمیدی .
‫- به همین سادگی ؟

1168
01:17:59,514 --> 01:18:02,087
‫درسته .
‫- فرض کن بگم نه ؟

1169
01:18:02,141 --> 01:18:05,012
‫- فایده ای برات نداره .
‫- این چی ؟

1170
01:18:05,061 --> 01:18:08,264
‫حالا بیارش پایین ، عزیزم .
‫تو هیچوقت نمیتونی از یه اسلحه استفاده کنی.

1171
01:18:10,232 --> 01:18:13,352
‫ولی چرا باید تموم بشه ، قبل از اینکه حتی شروع بشه ؟

1172
01:18:13,402 --> 01:18:15,644
‫چونکه بیش از حد خشنی برای من .

1173
01:18:15,696 --> 01:18:19,610
‫این تو بودی که جانسون رو کشتی .
‫پارکرفهمید ، پستو اون رو هم کشتی .

1174
01:18:19,658 --> 01:18:21,900
‫تازه این برات بس نبود ،
‫بعدش میخواستی کار منم یکسره کنی.

1175
01:18:21,952 --> 01:18:26,827
‫میدونی ، تو نمیتونستی وقتی دارم بهت نگاه میکنم
‫انجامش بدی ، پس میخواستی که پشتم رو بهت بکنم

1176
01:18:26,873 --> 01:18:30,491
‫ولی من نه عزیزم ، حالا ، بیا بریم .
‫تو مجازات میشی.

1177
01:18:38,551 --> 01:18:40,793
‫همش همین کار رو باید بکنی.

1178
01:18:40,845 --> 01:18:43,133
‫واسه تو ، چونکه تو بوگارتی .

1179
01:18:43,180 --> 01:18:45,387
‫توی زمان مشخص واسه همه ست ، بچه .

1180
01:18:45,433 --> 01:18:48,433
‫تو داری الان کاری رو میکنی
‫که فکر نمیکردم بتونی .

1181
01:18:48,477 --> 01:18:52,225
‫تو داری یه موقعیت مناسب رو رها میکنی
‫بخاطر اینکه نمیخوای به یه مرد صدمه بزنی.

1182
01:18:52,272 --> 01:18:55,439
‫اگه من اونکار رو میگردم ،
‫همه گریه میکردن از چیزی که میدیدند .

1183
01:18:55,484 --> 01:18:57,523
‫آره ، ولی قلبم میشکنه بخاطرش .

1184
01:18:57,569 --> 01:19:00,060
‫بیشتر باید ازش احساس غرور کنی.

1185
01:19:00,113 --> 01:19:02,189
‫- اینجوری فکر میکنی ؟
‫- البته .

1186
01:19:02,240 --> 01:19:06,985
‫گوش کن ، بچه ،
‫چیزهای دیگه ای هم توی زندگی هست بجز خانم ها .

1187
01:19:07,036 --> 01:19:10,951
‫یکی از اونا اینه که
‫بدونی کار درستی در حق رفیقت کردی. .

1188
01:19:10,999 --> 01:19:13,074
‫بهش فکر کن .

1189
01:19:43,029 --> 01:19:46,861
‫- پرواز کلیولند کدوم گیته ؟
‫- گیت 15

1190
01:19:54,623 --> 01:19:57,577
‫- پرواز کلیولند کجاست ؟
‫- گیت 15 .

1191
01:20:17,479 --> 01:20:19,804
‫- صبر کن .
‫- اینجا چکار میکنی ؟

1192
01:20:19,856 --> 01:20:23,438
‫- یه چیز مهمی رو باید بهت بگم .
‫- منم همینطور .

1193
01:20:23,484 --> 01:20:27,102
‫آلن میفهمی چه اتفاق معرکه ای افتاده ؟

1194
01:20:27,154 --> 01:20:31,448
‫آلن ، قشنگترین چیز توی دنیا
‫درست جلوی ما اتفاق افتاد .

1195
01:20:31,492 --> 01:20:35,821
‫ما یه تجربه شگفت انگیز داشتیم .
‫تو رو سوپرایز نمیکنه ؟

1196
01:20:35,871 --> 01:20:39,489
‫تو مجبور نبودی هیچکاری کنی ،
‫مجبور نبودی کتابی رو روی زمین رها کنی .

1197
01:20:39,541 --> 01:20:42,246
‫مجبور نبودی یه آهنگ مناسب فضا انتخاب کنی.

1198
01:20:42,294 --> 01:20:46,872
‫من حتی تو رو با
‫لباس زیرت دیدم که روش روزای هفته نوشته شده بود .

1199
01:20:47,591 --> 01:20:50,591
‫- ما مجبوریم تمومش کنیم .
‫- بله ، میدونم .

1200
01:20:50,635 --> 01:20:54,134
‫- ببخشید ؟
‫- یهویی همه چی برام واضح شد .

1201
01:20:54,180 --> 01:20:58,842
‫و بعدش از خودم پرسیدم که
‫واقعا میخوام که ازدواجم رو بهم بزنم ،

1202
01:20:58,893 --> 01:21:02,476
‫جواب نه بود . من عاشق دیکم .

1203
01:21:03,522 --> 01:21:07,306
‫البته میدونم فرد فوق العده ای
‫مثل تو ، خیلی وسوسه انگیزه.

1204
01:21:07,359 --> 01:21:10,526
‫- نمی تونم زندگیم رو بدون تو تجسم کنم .
‫- نمی تونی؟

1205
01:21:10,571 --> 01:21:16,444
‫به من احتیاج داره ، آلن .
‫به دلیلی که نمیشه توضیحش داد ، من به اون نیاز دارم .

1206
01:21:16,494 --> 01:21:18,570
‫من میدونم اون بهت نیاز داره .

1207
01:21:18,621 --> 01:21:22,950
‫این اولین باره که
‫بجز دیک تحت تاثیر یه نفر قرار گرفتم .

1208
01:21:23,000 --> 01:21:25,325
‫من عاشقت شدم .

1209
01:21:25,378 --> 01:21:29,589
‫اگه الان تمومش نکنیم ،
‫اینقدر بهم وابسته میشیم که دیگه نمیتونم برگدم پیشش.

1210
01:21:29,632 --> 01:21:32,668
‫من از لحظه ای از
‫چیزی که اتفاق افتاد ، پشیمون نیستم .

1211
01:21:32,718 --> 01:21:37,214
‫چونکه اتفاقی که برای من افتاد ،
‫باعث شد احساساتم درباره دیک ، دوباره شکل بگیره .

1212
01:21:40,434 --> 01:21:42,510
‫لیندا ، متوجهم ، واقعا .

1213
01:21:42,561 --> 01:21:46,261
‫جدی ؟
‫اینو نمیگی که آسونترش کنی ؟

1214
01:21:46,314 --> 01:21:48,521
‫نه میگمش ، چونکه واقعیت داره .

1215
01:21:48,566 --> 01:21:52,481
‫به علاوه ، هردومون میدونیم که تو به دیک تعلق داری .
‫تو بخشی از کار اونی . چیزیکه باعث میشه اون حرکت کنه .

1216
01:21:52,529 --> 01:21:55,778
‫اگه اون هواپیما بلند شه و تو توی اون نباشی ،
‫پشیمون میشی .

1217
01:21:55,823 --> 01:22:00,615
‫شاید امروز فردا نه
‫ولی بزودی برای بقیه عمرت .

1218
01:22:00,661 --> 01:22:02,535
‫خیلی خوشگله .

1219
01:22:02,580 --> 01:22:04,786
‫مال کازابلانکاست .

1220
01:22:04,832 --> 01:22:07,405
‫من تموم زندگیم رو منتظربودم که اینو بگم .

1221
01:22:18,053 --> 01:22:21,137
‫فکر کردم که دیدمت اینجا .
‫چه خبره ؟

1222
01:22:21,181 --> 01:22:24,217
‫یک چیزی هست که باید قبل از
‫اینکه برید ، تو بدونی .

1223
01:22:24,267 --> 01:22:26,972
‫ما ؟ تو با من میای؟

1224
01:22:28,354 --> 01:22:30,976
‫ببین ، هیچکسی به من توضیحی بدهکار نیست .

1225
01:22:31,024 --> 01:22:34,724
‫به هر حال من میگم
‫چونکه بعدا برات خیلی اهمیت پیدا میکنه .

1226
01:22:34,777 --> 01:22:38,110
‫تو گفتی که فکر میکنی
‫لیندا با یکی رابطه داره .

1227
01:22:38,155 --> 01:22:41,192
‫ولی اینو نمیدونی که
‫اون توی خونه من بود دیشب وقتی که زنگ زدی.

1228
01:22:41,242 --> 01:22:45,820
‫اومد که ازم نگهداری کنه
‫چون تنها بود . درسته ؟

1229
01:22:47,539 --> 01:22:50,706
‫توی چند هفته گذشته
‫من عاشقش شدم .

1230
01:22:50,751 --> 01:22:55,543
‫امیدوار بودم که اونم همچین حسی داشته باشه
‫همه چیو امتحان کردم ، ولی اون فقط درباره تو حرف میزد .

1231
01:22:55,589 --> 01:22:58,922
‫- متوجهم آلن .
‫- امیدوارم .

1232
01:23:13,356 --> 01:23:15,562
‫بهتره که بریم .

1233
01:23:23,532 --> 01:23:25,608
‫بهت زنگ میزنم ، آلن .

1234
01:23:39,964 --> 01:23:42,040
‫خیلی خوب بود

1235
01:23:42,091 --> 01:23:45,507
‫واقعا یه استایل برای خودت ساختی .

1236
01:23:45,553 --> 01:23:48,673
‫من یکم استایل دارم ، مگه نه ؟

1237
01:23:49,765 --> 01:23:52,636
‫خب ، حدس میزنم که دیگه به من احتیاجی نداری.

1238
01:23:52,685 --> 01:23:57,181
‫چیزی نیست که من بهت بگم و
‫تو ندونی .

1239
01:23:57,231 --> 01:24:01,857
‫منم همین حدس رو میزنم .
‫حدس میزنم که رازش این بود که خودم باشم ، نه تو .

1240
01:24:01,902 --> 01:24:04,653
‫درسته ، تو نه اونقدر قد بلندی و یه جورایی زشتی ...

1241
01:24:04,696 --> 01:24:09,903
‫ولی من به اندازه کافی
‫هم قدکوتام و هم زشتم که موفق بشم .

1242
01:24:12,245 --> 01:24:14,534
‫به سلامتی نگاهت ، بچه .
‫(دیالوگ معروف فیلم کازابلانکا)

1243
01:24:14,800 --> 01:25:15,535
<font color=Red>‫  Subtitle By : Straider71 </font>
<font color=#00FF80>‫  Imovie-DL.Co </font>


