1
00:00:30,000 --> 00:00:50,000
"تقديم به تمام پارسي زبانان جهان"

2
00:00:51,000 --> 00:00:58,000
.: WwW.FarsiSubtitle.CoM:.

3
00:01:00,000 --> 00:01:10,000
زيرنويس از
"امير طهماسبي" و "حسين غريبي"

4
00:01:10,100 --> 00:01:20,100
amir_t6262@yahoo.com
gharibi6@yahoo.com

5
00:01:26,336 --> 00:01:31,843
<i>تعداد آدم‏هاي زنده الان بيشتر از تمام آدم‏هايي است
که در طول تاريخ مرده‏اند</i>

6
00:01:32,259 --> 00:01:35,354
<i>اما تعداد مرده‏ها در حال افزايشه</i>

7
00:01:35,512 --> 00:01:40,393
<i>يه زماني،ديگه هيچ جايي
براي دفن مرده‏ها باقي نميمونه</i>

8
00:01:41,560 --> 00:01:46,361
<i>پس چطوره براي مرده‏ها هم
آسمان‏خراش‌هايي زير زمين درست کنن؟</i>

9
00:01:46,523 --> 00:01:51,404
<i>ميتونه زير آسمان خراش‏هاي روي زمين باشه
که زنده‏ها در اون هستن</i>

10
00:01:51,570 --> 00:01:54,949
<i>ميشه آدم‏ها رو 100 طبقه زير زمين دفن کرد</i>

11
00:01:55,115 --> 00:01:59,541
<i>و يه دنياي کامل مردگان ميتونه
زير دنياي زندگان باشه</i>

12
00:02:04,082 --> 00:02:08,087
...عيسي مسيح (ع) همگي ما را حفظ کند

13
00:02:09,004 --> 00:02:11,803
کسي نميدونه که چيزي توي اون تابوت نيست؟

14
00:02:11,965 --> 00:02:14,593
بايد يه کفشي،چيزي،توي تابوت ميذاشتيم

15
00:02:16,678 --> 00:02:18,976
مثل يه تشييع جنازه ساختگيه

16
00:02:19,139 --> 00:02:20,641
براي يه ماهي قرمز يا همچين چيزي

17
00:02:20,807 --> 00:02:22,525
"اين همون چيزيه که هست،"اسکار

18
00:02:23,185 --> 00:02:24,653
منطقي نيست

19
00:02:27,439 --> 00:02:31,785
<i>چي ميشه اگه يه آسانسور به سمت پايين باشه
که با اون به ملاقات اقوامت که مُردن بري</i>

20
00:02:31,943 --> 00:02:35,038
<i>درست مثل وقتي که از روي پل
به ملاقات دوستانت در "بروکلين" ميري</i>

21
00:02:35,197 --> 00:02:37,416
<i>يا قايقي که با اون به جزيره "استيتن" ميري</i>

22
00:02:38,075 --> 00:02:41,579
<i>پدرم يه بار گفت که نيويورک،منطقه ششمي هم داشته
( در حال حاضرنيويورک از 5 منطقه تشکيل شده)</i>

23
00:02:41,745 --> 00:02:44,089
<i>درست کنار منهتن</i>

24
00:02:44,247 --> 00:02:46,466
<i>...اما ديگه نميشه به اونجا رفت</i>

25
00:02:46,667 --> 00:02:51,264
<i>چون اونجا رو آب برده
و کسي نميدونه اون کجاست</i>

26
00:02:54,257 --> 00:02:56,259
بسيار خب،فکر ميکني خيلي زرنگي؟

27
00:02:56,426 --> 00:02:58,724
بيا منطقه ششم رو پيدا کنيم

28
00:03:00,597 --> 00:03:01,849
باشه

29
00:03:02,015 --> 00:03:04,234
و؟چي؟

30
00:03:04,393 --> 00:03:05,861
چي چي؟

31
00:03:06,019 --> 00:03:07,441
چي رو بايد پيدا کنم؟

32
00:03:07,604 --> 00:03:08,821
چه سرنخ‏هايي دارم؟

33
00:03:09,314 --> 00:03:10,361
...ممم

34
00:03:10,524 --> 00:03:14,119
<i>اون شونه‏هاش رو انداخت بالا
انگار که اصلا نميفهمه که من چي دارم ميگم</i>

35
00:03:15,445 --> 00:03:17,197
<i>خيلي خوشم ميومد</i>

36
00:03:18,699 --> 00:03:21,418
<i>اين بازي مورد علاقه من و پدرم بود</i>

37
00:03:21,576 --> 00:03:24,125
<i>بهش ميگفتيم
"سفر اکتشافي"</i>

38
00:03:24,287 --> 00:03:27,211
من چيزي مربوط به هر دهه قرن بيستم پيدا کردم

39
00:03:35,090 --> 00:03:36,137
!ترکوندي

40
00:03:38,135 --> 00:03:39,307
!ترکونده

41
00:03:41,138 --> 00:03:46,816
<i>جستجو براي يافتن منطقه ششم
بهترين سفر اکتشافي من بود</i>

42
00:03:47,269 --> 00:03:49,943
...خب،حشره شناس،دوستدار فرانسه

43
00:03:50,105 --> 00:03:52,403
باستان شناس آماتور و مشاور رايانه آماتور

44
00:03:52,566 --> 00:03:53,943
چرا همه چيزش "آماتور" داره؟

45
00:03:54,109 --> 00:03:55,531
اين يه جور تعريفه

46
00:03:55,694 --> 00:03:57,321
صلح طلب آماتور

47
00:03:57,863 --> 00:04:00,582
صلح طلب -
مخترع آماتور -

48
00:04:00,741 --> 00:04:02,493
مخترع. اينم از اين

49
00:04:04,828 --> 00:04:06,876
بسيار خب. آماده شد

50
00:04:10,542 --> 00:04:14,342
<i>پدرم اين سفر رو ترتيب داده بود
تا من با مردم صحبت کنم</i>

51
00:04:14,963 --> 00:04:18,012
<i>کاري که ميدونست برام سخته</i>

52
00:04:24,514 --> 00:04:26,061
چي ميخواي؟

53
00:04:37,694 --> 00:04:39,037
نظرت چيه؟

54
00:04:39,196 --> 00:04:40,789
ممکنه به درد بخوره

55
00:04:42,324 --> 00:04:44,793
حتي نميتوني بهم بگي که دارم
درست پيش ميرم؟

56
00:04:47,871 --> 00:04:50,875
اما اگه بهم نگي چطور ممکنه
کارم درست باشه؟

57
00:04:51,625 --> 00:04:54,504
... ميشه اينطور بهش نگاه کرد

58
00:04:55,045 --> 00:04:57,218
چطور ممکنه اشتباه کني؟

59
00:04:58,340 --> 00:04:59,637
ممم؟

60
00:05:11,186 --> 00:05:12,904
بفرما. خيلي ممنون

61
00:05:13,548 --> 00:05:15,541
جستجوي بي‏وقفه

62
00:05:23,949 --> 00:05:27,169
<i>پارک مرکزي نيويورک"،الان جايي نيست"
که قبلا بوده</i>

63
00:05:27,327 --> 00:05:30,627
<i>پدرم ميگفت که پارک در مرکز منطقه ششم بوده</i>

64
00:05:30,789 --> 00:05:34,589
قلاب‏هاي خيلي بزرگي رو توي زمين فرو کردن

65
00:05:34,751 --> 00:05:38,005
بعدش تمام مردم نيويورک،پارک رو کشيدن

66
00:05:38,171 --> 00:05:42,642
مثل يه فرشي که روي زمين بکشن،و اونو
از منطقه 6 به وسط منهتن آوردن

67
00:05:51,560 --> 00:05:53,654
من يه چيزي پيدا کردم
!تمام

68
00:05:53,812 --> 00:05:56,861
کدوم منطقه،اسکار؟
!تمام

69
00:05:57,065 --> 00:06:00,069
منطقه ئي 3
تمام

70
00:06:04,114 --> 00:06:07,209
<i>پدرم ميگفت فقط بخاطر سرنخ‏هايي که
... در پارک مرکزي است</i>

71
00:06:07,367 --> 00:06:10,371
<i>که ميتونيم بگيم منطقه ششمي وجود داشته</i>

72
00:06:18,086 --> 00:06:19,429
از کجا اومده؟

73
00:06:20,088 --> 00:06:23,513
اون مال پدرم بوده
مادربزرگم وقتي بچه بودم،اينو بهم داد

74
00:06:23,675 --> 00:06:25,143
خيلي ازش استفاده نکردم

75
00:06:28,722 --> 00:06:29,814
اين چيه؟

76
00:06:30,765 --> 00:06:34,395
فيلم قديمي مادربزرگ

77
00:06:34,561 --> 00:06:35,938
سال‏هاست اينو نديدم

78
00:06:47,240 --> 00:06:49,163
ميدوني پدرت چه شکلي بود؟

79
00:06:49,326 --> 00:06:51,579
نه اصلا

80
00:06:52,162 --> 00:06:53,630
...چيزي که ميدونم اينه که

81
00:06:53,788 --> 00:06:56,632
اون اهل "درسن" بود که شهري در آلمانه

82
00:06:56,833 --> 00:06:59,052
...اونجا اوضاعش بد ميشه

83
00:06:59,210 --> 00:07:01,429
و بعد به اين نتيجه ميرسه که
آمادگي تشکيل خانواده رو نداره

84
00:07:01,630 --> 00:07:04,179
همين؟-
همين -

85
00:07:10,430 --> 00:07:12,558
هميشه دلت ميخواست يه جواهرفروش باشي؟

86
00:07:13,350 --> 00:07:17,446
بيشتر دوست داشتم يه دانشمند بشم

87
00:07:17,604 --> 00:07:18,730
هيچوقت نميشه فهميد

88
00:07:18,897 --> 00:07:20,194
چرا؟

89
00:07:20,357 --> 00:07:22,485
چون من يه جواهر فروشم

90
00:07:29,449 --> 00:07:31,201
زمين توت فرنگي

91
00:07:31,451 --> 00:07:33,044
(قلعه "بلودر" ( =کلاه فرنگي

92
00:07:33,203 --> 00:07:34,546
دنبال چي ميگردي؟

93
00:07:34,704 --> 00:07:36,798
وقتي که فهميد،بهش ميگم بهت بگه

94
00:07:36,957 --> 00:07:38,504
...ميخوام بفرستمش به تمام پارک‏هاي شهر

95
00:07:38,667 --> 00:07:41,216
تا مجبور بشه با هر کسي که ميبينه،حرف بزنه

96
00:07:41,378 --> 00:07:43,472
اين بزرگترين سفر اکتشافي اون ميشه

97
00:07:43,630 --> 00:07:44,882
خيلي براش سختش نکن

98
00:07:45,048 --> 00:07:46,766
اگه پيدا کردن چيزي ساده باشه
که ديگه ارزش پيدا کردن نداره

99
00:07:46,925 --> 00:07:49,348
وقتي بزرگ بشه ميخواد
چجور آدمي بشه؟

100
00:07:49,511 --> 00:07:51,388
نميدونم. بخاطر همين تو اينجايي

101
00:07:51,554 --> 00:07:54,899
ميخواد يکي از اون مردهايي بشه
... که در اولين نگاه عاشق يکي از اون زن‏هاي ارباب منش

102
00:07:55,058 --> 00:07:56,526
مراقب حرف زدنت باش -
... منظورم خوشگل -

103
00:07:56,685 --> 00:07:59,234
با موهاي لطيف ميشه
که بهش ميگه چيکار کنه

104
00:07:59,396 --> 00:08:01,069
مثل پاس کردن چک‏ها -
...آه -

105
00:08:01,231 --> 00:08:03,575
چقدره؟-
اين آخريشه. 70 تا 71دلار و 40 سنت -

106
00:08:03,733 --> 00:08:06,737
هفتاد و يک دلار و چهل سنت -
کجا ميري؟-

107
00:08:10,198 --> 00:08:11,415
!وقت خوابه

108
00:08:11,700 --> 00:08:13,702
واقعا منطقه ششمي وجود داره؟

109
00:08:13,952 --> 00:08:17,673
مثل بقيه چيزا،اگه ميخواي باورش کني
بايد دليلي براش داشته باشي

110
00:08:17,831 --> 00:08:18,957
چه دلايلي؟

111
00:08:19,582 --> 00:08:21,255
معلومه اون سرنخ‏ها

112
00:08:21,418 --> 00:08:22,465
کدوم سرنخ‏ها؟

113
00:08:22,627 --> 00:08:24,425
چه سرنخ‏هايي؟
همون سرنخ‏ها

114
00:08:24,587 --> 00:08:28,012
مدارک عجيب قديمي پارک مرکزي

115
00:08:28,216 --> 00:08:33,347
براساس ميزان اسيديته آب اونجا

116
00:08:33,513 --> 00:08:36,517
و اين سرنخ‏ها ما رو به اين تاب‏هاي بازي ميرسونه

117
00:08:36,725 --> 00:08:39,604
...حالا...براساس روزنامه‏هاي بايگاني

118
00:08:39,769 --> 00:08:44,696
نوشته‏اي در زير يکي از اون
تاب‏هاي پارک مرکزي پيدا شده

119
00:08:44,858 --> 00:08:48,112
... براساس آزمايشات علمي زيادي که

120
00:08:48,278 --> 00:08:51,498
تو براي فهميدنشون خيلي کوچيکي
و من خيلي احمق

121
00:08:51,656 --> 00:08:55,251
...اون‏ها تونستن که مشخص کنن که اون نوشته

122
00:08:55,952 --> 00:08:57,204
در منطقه ششم نوشته شده

123
00:08:57,412 --> 00:08:58,664
توش چي نوشته؟

124
00:09:00,123 --> 00:09:02,376
چه سوال خوبي

125
00:09:02,542 --> 00:09:03,964
!بيا بفهميم

126
00:09:06,838 --> 00:09:10,468
آه... چيزي نگفته
بايد ميگفت ولي نگفته

127
00:09:10,633 --> 00:09:13,386
ميتونم ببينمش؟-
ميخواي اينو ببيني؟-

128
00:09:13,553 --> 00:09:14,975
ميخواي اينو ببيني؟
!نه! نه

129
00:09:15,138 --> 00:09:17,732
<i>اين آخرين گفتگويي بود که با هم داشتيم</i>

130
00:09:17,891 --> 00:09:20,644
!بدش به من -
!پشت سرت! پشت سرت! صبر کن-

131
00:09:38,912 --> 00:09:41,210
<i>...دفعه ديگه‏اي که صداي پدرم رو شنيدم</i>

132
00:09:41,372 --> 00:09:44,922
<i>صبح " بدترين روز" بود،وقتي که از مدرسه برگشتم</i>

133
00:09:46,503 --> 00:09:48,005
!ديوونه

134
00:09:50,507 --> 00:09:54,808
<i>بخاطر اتفاقي که افتاده بود
مدرسه رو زودتر تعطيل کردن</i>

135
00:09:55,011 --> 00:09:57,685
<i>دوباره تصاويري از حادثه
اين صدايي است که ميشنويد</i>

136
00:09:57,847 --> 00:09:59,190
!وحشتناکه

137
00:09:59,349 --> 00:10:03,195
ميدوني،نبايد در لابي سيگار بکشي
توي دردسر ميفتي

138
00:10:03,770 --> 00:10:06,694
امروز ديگه دردسري وجود نداره
پدر و مادرت کجان؟

139
00:10:07,357 --> 00:10:09,200
رفتن مرکز شهر؟

140
00:10:09,359 --> 00:10:12,704
مامانم سر کاره
پدرم هم جايي با يه نفر قرار داشته

141
00:10:12,862 --> 00:10:15,115
بهرحال،به جاي حرف زدن به کارت برس

142
00:10:15,281 --> 00:10:17,033
گم شو،اسکار

143
00:10:17,200 --> 00:10:19,703
!برن گم شن

144
00:10:20,703 --> 00:10:22,421
!خداي من

145
00:10:43,560 --> 00:10:48,737
<i>پيغام اول - 11 سپتامبر - ساعت 8:56 صبح</i>

146
00:10:50,066 --> 00:10:52,740
<i>اونجايي؟
الو؟</i>

147
00:10:53,570 --> 00:10:55,413
<i>عزيزم اگه اونجايي گوشي رو بردار</i>

148
00:10:56,656 --> 00:10:59,876
<i>الان با اداره‏ات تماس گرفتم
ولي کسي جواب نداد</i>

149
00:11:00,034 --> 00:11:03,254
<i>خب،گوش کن. يه اتفاقي افتاده. من حالم خوبه</i>

150
00:11:03,413 --> 00:11:07,088
<i>بهمون گفتن همينجايي که هستيم بمونيم
و منتظر آتش‏نشان‏ها باشيم</i>

151
00:11:08,209 --> 00:11:12,510
<i>مطمئنم که چيزيمون نميشه
وقتي که فهميدم چه خبره باز هم بهت زنگ ميزنم</i>

152
00:11:12,755 --> 00:11:15,850
<i>فقط ميخواستم بگم حالم خوبه
و جاي نگراني نيست</i>

153
00:11:16,009 --> 00:11:17,727
<i>و به زودي زنگ ميزنم
خداحافظ</i>

154
00:11:21,014 --> 00:11:25,269
<i>پيغام دوم - 11 سپتامبر - ساعت 9:12 صبح</i>

155
00:11:26,186 --> 00:11:29,531
<i>اونجايي؟اونجايي؟
دوباره منم</i>

156
00:11:29,689 --> 00:11:31,191
<i>الو؟</i>

157
00:11:31,357 --> 00:11:35,908
<i>ببخشيد. اميدوار بودم خونه باشي. نميدونم
... شنيدي چه اتفاقي افتاده يا نه،اما</i>

158
00:11:36,070 --> 00:11:38,038
<i>فقط ميخواستم بهت بگم که حالم خوبه</i>

159
00:11:38,198 --> 00:11:42,203
<i>.و همه چيز مرتبه
همه منتظريم ببينيم چيکار بايد بکنيم</i>

160
00:11:42,410 --> 00:11:45,835
<i>اوضاع خيلي بهم ريخته‌اس
...قرار بود آتش‌نشان‌ها بيان. اما</i>

161
00:11:54,297 --> 00:11:56,800
<i>...اگه يه وقت خورشيد منفجر بشه</i>

162
00:11:56,966 --> 00:12:00,140
<i>هشت دقيقه بعدش ميفهميم که چي شده</i>

163
00:12:00,720 --> 00:12:04,475
<i>چون اين مقدار زمان طول ميکشه
تا نور خورشيد به ما برسه</i>

164
00:12:05,558 --> 00:12:08,687
<i>...براي هشت دقيقه،دنيا همچنان روشن و</i>

165
00:12:08,853 --> 00:12:11,026
<i>و گرم ميمونه</i>

166
00:12:15,818 --> 00:12:18,571
<i>...يه سالي ميشد که پدرم مرده بود</i>

167
00:12:20,073 --> 00:12:23,247
<i>و احساس ميکردم اون هشت...دقيقه فاصله بين من و اون</i>

168
00:12:23,868 --> 00:12:25,836
<i>داشت به آخر ميرسيد</i>

169
00:13:00,863 --> 00:13:03,332
<i>بحث دموکرات‌ها اين است که
...استرادا بسيار محافظه کار است</i>

170
00:13:03,491 --> 00:13:05,585
<i>و جواب تمامي سوالات آن‌ها را نداده است</i>

171
00:13:05,743 --> 00:13:09,373
<i>استرادا اولين بار در ماه مي 2001
نامزد دريافت اين پست بوده</i>

172
00:13:09,539 --> 00:13:13,885
<i>کابينه بوش درخواست افزايش بودجه 4.2 درصدي در
بخش تسليحاتي را داشته است</i>

173
00:13:14,877 --> 00:13:19,223
<i>يعني اين بودجه از 365 ميليارد دلار
به 380 ميليارد دلار برسد</i>

174
00:13:19,382 --> 00:13:21,259
<i>...که البته اين شامل</i>

175
00:13:35,023 --> 00:13:38,744
<i>از زمان "بدترين روز" سراغ کمد پدرم نرفته بودم</i>

176
00:13:49,662 --> 00:13:52,085
<i>مامان به وسايلش دست نزده بود</i>

177
00:13:52,999 --> 00:13:54,876
<i>همشون همونجا بود</i>

178
00:16:05,715 --> 00:16:08,264
اسکار،حالت خوبه؟

179
00:16:19,854 --> 00:16:21,401
"منم "اسکار شل

180
00:16:21,731 --> 00:16:24,610
مامان بزرگ؟
مامان بزرگ،بيداري؟

181
00:16:24,775 --> 00:16:25,901
تمام

182
00:16:28,529 --> 00:16:29,826
مامان بزرگ؟

183
00:16:29,989 --> 00:16:34,290
<i>منم مامان بزرگ. چي شده عزيزم؟
خوابت نميبره؟</i>

184
00:16:35,495 --> 00:16:38,339
<i>ميخواي بيام پيشت؟
تمام</i>

185
00:16:38,498 --> 00:16:41,672
بابا هيچوقت بهت چيزي
در مورد يه کليد خاص نگفته بود؟تمام

186
00:16:41,834 --> 00:16:43,302
<i>کليد خاص؟</i>

187
00:16:44,253 --> 00:16:47,598
<i>فکر نکنم. کليد خاص چي؟براي چي؟</i>

188
00:16:47,924 --> 00:16:50,097
<i>اين... اين کليد خاص براي چيه؟</i>

189
00:16:50,259 --> 00:16:51,306
<i>تمام</i>

190
00:16:53,429 --> 00:16:55,602
مستاجرت خونه‏اس؟
تمام

191
00:16:55,765 --> 00:17:00,145
<i>مستاجرم؟
نه،نه. اون هيچوقت به اين زودي نمياد. تمام</i>

192
00:17:00,311 --> 00:17:02,734
<i>مادربزرگ اتاقي رو به يه مرد کرايه داده بود</i>

193
00:17:02,897 --> 00:17:04,774
<i>سه هفته بعد از بدترين روز</i>

194
00:17:05,191 --> 00:17:08,912
چرا در اتاق مستاجرت هميشه بسته است
چرا هيچوقت اونو نديدم؟

195
00:17:09,070 --> 00:17:10,196
اون دوست داره در آرامش باشه

196
00:17:11,739 --> 00:17:13,616
چرا هيچي در موردش بهم نميگي؟

197
00:17:14,283 --> 00:17:17,913
اون رو از زمان‏هاي قديم ميشناسم
!حالا پيانو بزن

198
00:17:23,125 --> 00:17:24,251
چند وقت اينجا ميمونه؟

199
00:17:24,418 --> 00:17:26,967
اون هيچوقت مدت زيادي يه جا نميمونه

200
00:17:29,674 --> 00:17:31,927
اون... خطرناکه؟

201
00:17:33,469 --> 00:17:38,475
!اگه اونو ديدي،هيچي نگو

202
00:17:40,142 --> 00:17:43,646
اون خيلي عصباني ميشه. حالا پيانو بزن

203
00:17:50,987 --> 00:17:53,911
<i>چي پيدا کردي اسکار؟
تمام</i>

204
00:17:56,117 --> 00:17:58,495
<i>اسکار؟هنوز اونجايي؟</i>

205
00:17:59,245 --> 00:18:00,292
<i>اسکار؟</i>

206
00:18:00,496 --> 00:18:02,965
براي يه جور صندوقه

207
00:18:03,124 --> 00:18:07,254
مثل هيچکدوم اين‏ها نيست. ضخيم‏تره
به سختي ميشکنه

208
00:18:07,587 --> 00:18:10,511
اما فکر نکنم براي گاوصندوق باشه

209
00:18:10,715 --> 00:18:13,810
ميتونه براي صندوق امانات
يا صندوق امانات پست باشه

210
00:18:14,510 --> 00:18:17,810
قديميه. ممکنه براي 20 يا 30 سال قبل باشه

211
00:18:17,972 --> 00:18:19,940
چطور ميشه کارخونه‏اي که اونو ساخته رو پيدا کرد؟

212
00:18:20,099 --> 00:18:21,316
هر کسي ممکنه اينو ساخته باشه

213
00:18:21,475 --> 00:18:23,603
چطور قفلي رو پيدا کنم که بهش بخوره؟

214
00:18:23,769 --> 00:18:27,774
متاسفانه نميتونم کمکت کنم
مگر اينکه به هر چيزي که رسيدي،امتحان کني

215
00:18:27,940 --> 00:18:31,820
هيچوقت نميدوني يه کليد،چي رو باز ميکنه
ميليون‏ها احتمال مختلف وجود داره

216
00:18:32,653 --> 00:18:36,499
از همين چيز کليدها خوشم مياد
همه اون‏ها يه چيزي رو باز ميکنن

217
00:18:37,283 --> 00:18:38,626
فقط يکي

218
00:18:39,285 --> 00:18:40,832
الان نبايد مدرسه باشي؟

219
00:18:41,329 --> 00:18:43,627
امروز روز "مارتين لوترکينگ"ـه
( روز تعطيل)

220
00:18:44,457 --> 00:18:45,629
<i>دروغ شماره 2</i>

221
00:18:46,500 --> 00:18:50,676
<i>از امروز صبح که به دروغ به مادرم گفتم تب دارم
دروغ‏هام رو ميشمرم</i>

222
00:18:50,880 --> 00:18:53,349
نميخوام بيماري‏ام به بقيه همکلاسي‏هام سرايت کنه

223
00:18:53,507 --> 00:18:55,805
نميخوام يه عامل بيماري‏زاي متحرک باشم

224
00:18:56,510 --> 00:19:01,186
فکر ميکردم روز تولد مارتين لوترکينگ در ژانويه است

225
00:19:01,682 --> 00:19:03,355
قبلا بوده. الان زمانش رو عوض کردن

226
00:19:03,517 --> 00:19:04,734
<i>اين دروغ شماره 3 بود</i>

227
00:19:04,894 --> 00:19:05,986
صبر کن اسکار

228
00:19:07,563 --> 00:19:11,067
بلک" کيه؟"
روي پاکتش نوشته‏

229
00:19:11,776 --> 00:19:13,369
کسي است که تو ميشناسي؟

230
00:19:13,986 --> 00:19:16,580
شايد کسي باشه که يه چيزي
در مورد کليد ميدونه

231
00:19:17,281 --> 00:19:19,909
ممنون که اينقدر بادقت هستي

232
00:19:23,579 --> 00:19:24,922
اين‏ها رو براي چي ميخواي؟

233
00:19:25,414 --> 00:19:27,508
براي يه پروژه‌ي مدرسه
در مورد حواس پنجگانه

234
00:19:27,667 --> 00:19:29,010
<i>دروغ شماره 4</i>

235
00:19:29,210 --> 00:19:30,507
چرا مدرسه نرفتي؟

236
00:19:31,337 --> 00:19:34,511
اون‏ها گفتن الان هم خيلي بيشتر از چيزي که
در مدرسه ياد ميدن،بلدم

237
00:19:34,674 --> 00:19:37,018
بلک،بلک،بلک

238
00:19:39,804 --> 00:19:43,058
<i>بلک" حتما کسي هست"</i>

239
00:19:43,933 --> 00:19:47,437
<i>اگه بلک،کسي باشه
بايد يه جوري پدرم رو ميشناخته</i>

240
00:19:47,603 --> 00:19:49,105
چهارصد و هفتاد و دو تا

241
00:19:49,271 --> 00:19:53,777
<i>اما چطور؟
و چطور بايد اون زن يا مرد رو پيدا کنم؟</i>

242
00:19:55,111 --> 00:19:57,113
<i>اينم يه سفر اکتشافيه؟</i>

243
00:19:57,321 --> 00:19:58,948
... اينجا نيجريه است،جايي که

244
00:19:59,407 --> 00:20:02,126
<i>اکتشافات پدرم هميشه همراه با سفر بوده</i>

245
00:20:02,326 --> 00:20:04,624
2278.3مايل دريايي

246
00:20:04,954 --> 00:20:06,126
!برزيل

247
00:20:06,956 --> 00:20:10,130
<i>و نقشه‏هايش با کوچکترين جزييات</i>

248
00:20:10,376 --> 00:20:12,549
پنج مايل در ساعت

249
00:20:13,879 --> 00:20:15,131
هفتصد

250
00:20:17,299 --> 00:20:18,972
<i>ديگه چي ميتونست باشه؟</i>

251
00:20:19,301 --> 00:20:22,350
<i>اگه کليدي هست
حتما قفلي هست</i>

252
00:20:22,638 --> 00:20:25,767
<i>اگه اسمي هست
حتما آدمي هست</i>

253
00:20:31,939 --> 00:20:33,236
!من اومدم

254
00:20:42,450 --> 00:20:44,623
<i>بايد قفلي باشه</i>

255
00:20:45,244 --> 00:20:47,997
<i>من پيداش ميکنم،چون پدرم ميخواسته
که پيداش کنم</i>

256
00:20:48,164 --> 00:20:50,792
کيو56،کيو 56

257
00:20:51,167 --> 00:20:56,173
<i>و من پيداش ميکنم،چون شايد اين تنها راهي
باشه که اون فاصله 8 دقيقه بين خودم و پدرم رو بيشتر کنم</i>

258
00:20:58,090 --> 00:21:01,139
<i>شايد بتونم تا ابد،بيشترش کنم</i>

259
00:21:16,192 --> 00:21:20,698
<i>من وسايلم رو جمع کردم. وسايلي که
براي زنده موندن بهشون احتياج داشتم</i>

260
00:21:21,280 --> 00:21:25,626
<i>يه ماسک اسراييلي که مادربزرگم
دو هفته بعد از بدترين روز،برام خريده بود</i>

261
00:21:26,035 --> 00:21:28,834
<i>دايره زنگيم که کمکم ميکرد خونسرد باشم</i>

262
00:21:29,789 --> 00:21:31,712
<i>و معلومه،دوربين دوچشمي</i>

263
00:21:33,626 --> 00:21:36,721
<i>بايد سبک سفر ميکردم
تا حد امکان سريع باشم</i>

264
00:21:44,678 --> 00:21:46,851
<i>دفترچه اکتشافاتم</i>

265
00:21:47,014 --> 00:21:49,062
<i>دوربين پدر پدرم</i>

266
00:21:49,225 --> 00:21:53,480
<i>کتاب "تاريخچه زمان" اثر استفان‏هاوکينگ
که پدرم برام ميخوند</i>

267
00:21:54,355 --> 00:21:55,698
<i>تلفن همراه</i>

268
00:21:56,065 --> 00:21:58,534
<i>و خوردني مورد علاقه‏ام</i>

269
00:22:03,823 --> 00:22:06,702
<i>و مسلما،کليد</i>

270
00:22:07,535 --> 00:22:10,914
<i>و پيغام پدرم که ميگفت
دست از جستجو برندارم</i>

271
00:22:11,080 --> 00:22:13,082
<i>و من دست برنميدارم... هرگز</i>

272
00:22:28,597 --> 00:22:29,598
!هي

273
00:22:31,100 --> 00:22:32,943
کجا ميري؟

274
00:22:33,435 --> 00:22:34,903
بيرون

275
00:22:35,187 --> 00:22:36,234
کجا؟

276
00:22:36,480 --> 00:22:40,576
بهت که گفته بودم
با "مينچ" به نمايشگاه کتاب‏هاي کميک ميرم. ديرتر ميام

277
00:22:40,734 --> 00:22:44,864
<i>"دروغ شماره 5. البته بجز قسمت "ديرتر آمدنش</i>

278
00:22:45,030 --> 00:22:48,830
تلفنت روشن باشه
هر ساعت بهت زنگ ميزنم،خب؟

279
00:22:50,452 --> 00:22:51,453
!جدي ميگم

280
00:22:54,623 --> 00:22:57,092
<i>نميدونستم چي انتظارم رو ميکشه</i>

281
00:22:57,626 --> 00:23:00,630
<i>اگرچه دلم درد ميکرد
...و از چشمم آب ميومد</i>

282
00:23:00,796 --> 00:23:05,597
<i>به خودم ميگفتم که هيچ چيز... هيچ چيز
جلويم رو نخواهد گرفت</i>

283
00:23:05,759 --> 00:23:07,386
<i>حتي خودم</i>

284
00:23:11,265 --> 00:23:13,984
<i>"اولين نفر... "ابي بلک
فورت گرين،بروکلين</i>

285
00:23:17,813 --> 00:23:21,613
<i>چون وسايل حمل و نقل عمومي منو ميترسونه
پياده ميرفتم</i>

286
00:23:23,277 --> 00:23:26,121
<i>من معمولا با انجام يه سري کارها مشکل دارم</i>

287
00:23:27,615 --> 00:23:29,492
آسانسور کار ميکنه،نابغه

288
00:23:29,658 --> 00:23:31,160
ميدونم،عقب افتاده

289
00:23:31,327 --> 00:23:34,171
<i>اما اتفاقي که در "بدترين روز" افتاد
تعداد اين کارها رو خيلي بيشتر کرد</i>

290
00:23:37,833 --> 00:23:39,130
<i>...افراد پير</i>

291
00:23:39,293 --> 00:23:40,510
<i>... افرادي که ميدون</i>

292
00:23:41,003 --> 00:23:42,050
<i>... هواپيماها</i>

293
00:23:43,339 --> 00:23:44,431
<i>... چيزهاي بلند</i>

294
00:23:45,174 --> 00:23:46,972
<i>...چيزهايي که ممکنه توش گير کني</i>

295
00:23:48,510 --> 00:23:49,682
<i>...صداي بلند</i>

296
00:23:49,845 --> 00:23:51,347
<i>... صداي جيغ
... صداي گريه</i>

297
00:23:51,555 --> 00:23:52,852
<i>...آدم‌ها با دندون‌هاي خراب</i>

298
00:23:53,015 --> 00:23:56,519
<i>...کيف‏هاي بدون صاحب
...کفش‌هاي بدون صاحب،بچه‌هاي بدون پدر و مادر</i>

299
00:23:56,685 --> 00:23:59,655
<i>... زنگ... دود
... آدم‏هايي که گوشت ميخورن</i>

300
00:23:59,813 --> 00:24:00,985
<i>... آدم‏هايي که به سمت بالا نگاه ميکنن</i>

301
00:24:01,148 --> 00:24:02,525
<i>... برج‏ها،تونل‏ها،چيزهايي که سريع ميرن</i>

302
00:24:03,901 --> 00:24:05,869
<i>چيزهايي که چراغ دارن
... چيزهايي که بال دارن</i>

303
00:24:15,829 --> 00:24:18,332
<i>پل‏ها،منو بدجور ميترسونن</i>

304
00:24:31,053 --> 00:24:33,647
<i>... يالا. امتحان کن -
نميتونم امتحان کنم -</i>

305
00:24:33,973 --> 00:24:36,317
<i>اگه امتحان نکني،هيچوقت نميفهمي</i>

306
00:24:37,017 --> 00:24:39,691
!پس امتحان کن -
از من نااميد نباش -

307
00:24:43,983 --> 00:24:46,827
بيا. آبميوه بخور

308
00:24:48,195 --> 00:24:51,324
ميدوني،مادربزرگ منو براي تاب بازي
به اينجا مي آورد

309
00:24:53,534 --> 00:24:55,036
... اونکه بيشتر دوست داشتم

310
00:24:55,411 --> 00:24:57,129
... يک،دو...

311
00:24:57,371 --> 00:24:59,248
سومي از سمت راست بود

312
00:24:59,581 --> 00:25:03,506
چون فکر ميکردم از بقيه شون بالاتر ميره

313
00:25:04,586 --> 00:25:06,805
بهمين خاطر زماني که همه ميرفتن

314
00:25:07,756 --> 00:25:08,928
تاب ميخوردم

315
00:25:10,676 --> 00:25:12,644
فقط من بودم و تاب

316
00:25:14,513 --> 00:25:18,393
من کلي اينجا فکر کردم،خصوصا ياد گرفتم که
چطور بيشتر تاب بخورم

317
00:25:19,560 --> 00:25:22,860
تا جايي که ميتونستم بالا ميرفتم

318
00:25:23,939 --> 00:25:26,283
تا زماني که ديگه بالاتر نميشد رفت

319
00:25:26,650 --> 00:25:29,278
!بعدش... مي پريدم

320
00:25:30,112 --> 00:25:34,037
براي يه لحظه احساس ميکردم
که مثل پرنده‌ها آزادم

321
00:25:35,951 --> 00:25:37,919
تو هم بايد امتحان کني،اسکار

322
00:25:38,454 --> 00:25:40,456
ممکنه ديدت به چيزها عوض بشه

323
00:25:40,622 --> 00:25:41,623
امن نيست

324
00:25:46,170 --> 00:25:47,797
لازم نيست بپري

325
00:25:50,424 --> 00:25:52,097
ميشه بريم خونه؟

326
00:26:14,823 --> 00:26:16,325
<i>!فورت گرين</i>

327
00:26:19,203 --> 00:26:20,420
<i>!فورت گرين</i>

328
00:26:24,124 --> 00:26:26,673
!فورت گرين

329
00:26:26,835 --> 00:26:31,889
!فورت گرين
!فورت گرين

330
00:27:25,185 --> 00:27:27,859
چيکار ميکني؟-
سلام. من "اسکار شل" هستم -

331
00:27:28,021 --> 00:27:29,773
شما پدرم "توماس شل" رو ميشناسين؟

332
00:27:31,567 --> 00:27:34,195
شما "ابي بلک" هستين -
آ... آره -

333
00:27:36,071 --> 00:27:38,073
مطمئنم که مردم دايم بهت ميگن

334
00:27:38,240 --> 00:27:40,618
...اما اگه در فرهنگ لغت،کلمه "بسيار زيبا" رو بگردي

335
00:27:40,784 --> 00:27:42,457
عکس شما اونجا هست

336
00:27:42,619 --> 00:27:44,747
...ابي گوش کن چي ميگم

337
00:27:45,038 --> 00:27:47,507
چيکار ميکني؟-
اشکال نداره بيام تو؟-

338
00:27:48,000 --> 00:27:51,095
الان وقت خوبي نيست -
چرا نه؟-

339
00:27:51,253 --> 00:27:52,596
دارم يه کاري ميکنم

340
00:27:52,754 --> 00:27:54,848
ميرم طبقه بالا اين کار رو تموم کنم

341
00:27:55,007 --> 00:27:57,101
منم -
...تو هم هر کاري که بخواي -

342
00:27:57,259 --> 00:27:58,431
چه جور کاري؟

343
00:27:59,887 --> 00:28:03,061
به تو ربطي داره؟-
اين يه پرسش استفهاميه؟-

344
00:28:04,808 --> 00:28:06,810
<i>بايد برم اون تو</i>

345
00:28:07,394 --> 00:28:09,362
!من خيلي تشنه‌ام

346
00:28:09,521 --> 00:28:11,068
<i>دروغ شماره 7</i>

347
00:28:16,028 --> 00:28:17,780
چي ميخواي بخوري؟

348
00:28:18,113 --> 00:28:20,161
قهوه سرد،نصف شير،لطفا

349
00:28:23,493 --> 00:28:24,745
مياي تو؟

350
00:28:30,626 --> 00:28:32,378
از اين خوشم مياد

351
00:28:32,711 --> 00:28:35,305
من هم -
چقدر درباره فيل‏ها ميدوني؟-

352
00:28:35,464 --> 00:28:36,807
خيلي کم

353
00:28:36,965 --> 00:28:38,512
من خيلي درباره شون ميدونم

354
00:28:38,675 --> 00:28:40,677
"لوکودونتا افريکانا"

355
00:28:40,844 --> 00:28:43,768
زني بود که ده سال گذشته رو...در کنگو

356
00:28:43,931 --> 00:28:46,480
روي چگونگي ارتباط فيل‏ها با هم تحقيق
و صداشون رو ضبط ميکرده

357
00:28:46,642 --> 00:28:48,485
ابي! وسايل کجان؟

358
00:28:48,769 --> 00:28:51,238
سال گذشته اون صداها رو دوباره
براي فيل‏ها پخش کرده

359
00:28:53,023 --> 00:28:55,117
...خيلي جالبه که اون صداهاي فيل‏هاي مرده

360
00:28:55,275 --> 00:28:57,778
رو براي خانواده فيل‏ها پخش ميکرده
!و فيل‏ها اون صداها رو بخاطر آوردن

361
00:28:59,154 --> 00:29:00,497
و بعد فيل‏ها به ماشين اون زن نزديک شدن
... به بلندگوها

362
00:29:00,906 --> 00:29:03,580
موندم زماني که اون صداها رو شنيدن
چه احساسي داشتن

363
00:29:03,742 --> 00:29:04,834
... نميدونم

364
00:29:05,494 --> 00:29:09,624
من دارم ميام بيرون. تا 15 دقيقه ديگه زنگ ميزنم. خب؟

365
00:29:09,790 --> 00:29:10,962
اون‏ها گريه هم کردن؟

366
00:29:11,166 --> 00:29:14,170
ميدونستي
فقط انسان‏ها هستن که ميتونن گريه کنن

367
00:29:18,465 --> 00:29:21,139
حتي فيل توي اين عکس داره گريه ميکنه

368
00:29:21,718 --> 00:29:25,473
اينطور بنظر مياد. به احتمال زياد
اين عکس رو با فوتوشاپ دستکاري کردن

369
00:29:31,436 --> 00:29:32,483
گريه نکن

370
00:29:34,648 --> 00:29:36,867
سلام باب. چطوري؟
من خوبم

371
00:29:37,025 --> 00:29:39,198
خانواده‏ات چطورن؟
عاليه

372
00:29:39,361 --> 00:29:41,363
عالين
ما حالمون خوبه

373
00:29:41,530 --> 00:29:45,034
خب گوش کن.ساعت 3 در شرکت ميبينمت
خب؟

374
00:29:46,285 --> 00:29:49,380
اون کي بود؟-
شوهرم -

375
00:29:50,580 --> 00:29:53,254
تو حتما فکر ميکني اين خيلي عجيبه

376
00:29:53,458 --> 00:29:55,677
بنظر من خيلي از چيزها عجيبه

377
00:29:55,836 --> 00:29:57,884
مردم ميگن رفتار من هميشه خيلي عجيبه

378
00:29:58,046 --> 00:30:01,050
حتي يه بار آزمايش دادم که "سندرم اسپرگر" دارم يا نه؟
(نوعي اوتيسم که فرد در روابط اجتماعي مشکل دارد)

379
00:30:01,508 --> 00:30:05,388
پدرم ميگفت اين بيماري افراديه که باهوش تر
از بقيه هستن،اما نميتونن با ديگران ارتباط برقرار کنن

380
00:30:05,971 --> 00:30:07,894
اون آزمايش‏ها خيلي قطعي نبودن

381
00:30:09,766 --> 00:30:12,019
مطمئني که اون رو نميشناختي؟
توماس شل؟

382
00:30:15,564 --> 00:30:16,861
اون توي اون ساختمون بود

383
00:30:18,108 --> 00:30:19,701
روز 11 سپتامبر

384
00:30:22,321 --> 00:30:25,416
من دارم دنبال قفلي ميگردم که کليدش
...در پاکتي

385
00:30:25,574 --> 00:30:27,201
بين وسايل پدرم بود

386
00:30:31,079 --> 00:30:34,709
متاسفم،من هيچي در مورد کليد يا پدرت نميدونم

387
00:30:36,918 --> 00:30:38,170
ميتونم اينو ازت قرض بگيرم؟

388
00:30:39,254 --> 00:30:40,927
خواهش ميکنم

389
00:30:42,257 --> 00:30:43,804
فکر کردم خيلي از اين خوشت مياد

390
00:30:45,218 --> 00:30:47,437
اينجا خيلي چيزها عوض شده

391
00:30:49,431 --> 00:30:51,229
ميتونم تو رو ببوسم؟

392
00:30:56,772 --> 00:31:01,403
تو پسر خوبي هستي ولي فکر
نميکنم اين کار خوبي باشه

393
00:31:04,321 --> 00:31:07,040
ميتونم ازت عکس بگيرم
تا تو رو بخاطر داشته باشم؟

394
00:31:33,683 --> 00:31:35,435
نمايشگاه کتاب‏هاي کميک چطور بود؟

395
00:31:37,145 --> 00:31:38,988
تمام روز اونجا بودي؟

396
00:31:43,735 --> 00:31:45,988
ميشه لطفا در رو باز کني؟

397
00:31:46,655 --> 00:31:48,999
اسکار،ميشه لطفا در رو باز کني؟

398
00:31:50,617 --> 00:31:51,789
!اسکار

399
00:31:57,666 --> 00:32:00,340
اسکار،ميشنوي؟خواهش ميکنم بذار بيام تو

400
00:32:32,909 --> 00:32:34,707
خواهش ميکنم بذار بيام تو

401
00:32:48,383 --> 00:32:50,226
براي چي ميخواي بياي تو؟

402
00:32:54,764 --> 00:32:56,391
تا بهت بگم که دوستت دارم

403
00:33:03,398 --> 00:33:05,071
<i>اميدوار بودم خونه ميبودي</i>

404
00:33:05,233 --> 00:33:07,406
<i>نميدونم شنيدي چه اتفاقي افتاده يا نه</i>

405
00:33:07,569 --> 00:33:09,367
<i>فقط ميخواستم بدونه که حالم خوبه</i>

406
00:33:09,529 --> 00:33:13,250
<i>و همه چيز مرتبه. ما هنوز منتظريم ببينيم چيکار بايد بکنيم</i>

407
00:33:13,408 --> 00:33:16,787
<i>اوضاع خيلي بهم ريخته‌اس. آتش‏نشان‏ها
... بايد تا الان مي آمدند،نميدونم چرا</i>

408
00:33:18,747 --> 00:33:23,969
<i>پيغام سوم - 11 سپتامبر- 9:58 صبح</i>

409
00:33:43,313 --> 00:33:45,691
<i>...اين اتفاق نادر</i>

410
00:33:45,857 --> 00:33:46,983
<i>هر دو برج فرو ريختند</i>

411
00:33:47,192 --> 00:33:50,787
<i>همانطور که قبلا گفتيم
... هر کدام از برج‏ها،110 طبقه داشتند که</i>

412
00:33:50,946 --> 00:33:52,493
<i>...ميخوام بهتون بگم چه احساسي داشت وقتي ديدم</i>

413
00:33:52,697 --> 00:33:53,789
اسکار؟

414
00:33:55,492 --> 00:33:56,960
اسکار

415
00:33:58,870 --> 00:33:59,962
اسکار

416
00:34:10,215 --> 00:34:11,842
حالت خوبه؟

417
00:34:12,467 --> 00:34:13,719
آره

418
00:34:18,014 --> 00:34:20,608
گذاشتن زود از مدرسه برگردي؟

419
00:34:21,810 --> 00:34:23,062
آره

420
00:34:24,312 --> 00:34:26,314
ميدوني چه اتفاقي افتاده؟

421
00:34:27,649 --> 00:34:28,946
آره

422
00:34:30,110 --> 00:34:32,659
مادرت به زودي برميگرده

423
00:34:36,032 --> 00:34:41,163
تو ميخواي... همينجا منتظر باشي تا اون بياد؟

424
00:34:43,164 --> 00:34:44,666
فکر کنم

425
00:34:47,502 --> 00:34:50,176
ميخواي اينجا با هم منتظر باشيم؟

426
00:34:52,007 --> 00:34:53,554
چيزي نيست

427
00:34:57,262 --> 00:34:58,559
مطمئني؟

428
00:34:59,014 --> 00:35:00,687
کاملا

429
00:35:02,183 --> 00:35:03,935
مطمئني؟

430
00:35:32,297 --> 00:35:34,595
اسکار

431
00:35:39,054 --> 00:35:40,931
اسکار؟
اسکار؟

432
00:35:55,904 --> 00:35:58,498
پدرت... پدرت زنگ زد؟

433
00:36:05,246 --> 00:36:08,216
پيغامي... پيغامي روي تلفن نذاشته؟

434
00:36:17,926 --> 00:36:19,428
ممنون

435
00:36:31,272 --> 00:36:32,444
<i>... تمامي خطوط</i>

436
00:36:36,111 --> 00:36:38,580
<i>تمامي خطوط اشغال مي‏باشند
...لطفا</i>

437
00:36:42,075 --> 00:36:44,954
<i>تمامي خطوط اشغال مي‏باشند
...لطفا</i>

438
00:36:53,378 --> 00:36:56,097
<i>تمامي خطوط اشغال مي‏باشند
...لطفا</i>

439
00:36:56,756 --> 00:36:58,429
...خواهش ميکنم
...خواهش ميکنم

440
00:36:58,591 --> 00:37:02,937
<i>متاسفانه امکان برقراري تماس ممکن نمي باشد
لطفا دوباره شماره گيري نماييد</i>

441
00:37:10,311 --> 00:37:12,655
<i>تمامي خطوط اشغال مي‏باشند
...لطفا</i>

442
00:37:13,815 --> 00:37:16,318
بسيار خب. بسيار خب

443
00:37:22,323 --> 00:37:26,203
<i>متاسفانه بعلت تعداد زياد تماس‏ها
امکان برقراري تماس،امکان پذير نمي باشد</i>

444
00:37:40,341 --> 00:37:43,060
مامان،نميدونم. هر چيزي که
ميدونستم رو بهت گفتم

445
00:37:43,219 --> 00:37:47,019
بيمارستان‌ها،پليس
هر شماره‌اي که پيدا کردم

446
00:37:48,433 --> 00:37:50,356
فقط يکي از تماس‌ها رو جواب ندادم

447
00:37:50,977 --> 00:37:52,650
نه،نميتونم بيام

448
00:37:52,812 --> 00:37:56,362
نميتونم بذارم
وضعيت اسکار بدتر از اين بشه

449
00:37:57,567 --> 00:38:00,195
اگه کاري داشتم تماس ميگيرم

450
00:39:20,775 --> 00:39:22,277
<i>ضبط ميشود</i>

451
00:39:22,944 --> 00:39:27,916
سلام. شما با خانه شل تماس گرفتين
امروز سه شنبه 11 سپتامبر است

452
00:39:28,283 --> 00:39:30,331
اتفاقات امروز از اين قراره

453
00:39:30,535 --> 00:39:33,584
هواي "يوکوشيا" خيلي سرد است

454
00:39:33,746 --> 00:39:37,626
طوريکه هواي بازدم هم بالافاصله يخ ميزند
"با صدايي که بهش ميگن "نجواي ستاره‌ها

455
00:39:40,086 --> 00:39:42,839
<i>سلام. شما با خانه شل تماس گرفتين</i>

456
00:39:50,638 --> 00:39:53,812
<i>هيچکس نبايد به اون چيزهايي
که من شنيدم،گوش بده</i>

457
00:39:57,770 --> 00:40:00,364
<i>انگار که هيچ اتفاقي نيفتاده</i>

458
00:40:15,455 --> 00:40:19,460
<i>هر بار که خونه‏مون رو ترک مي‏کردم
...يه کم سبکتر مي‏شدم</i>

459
00:40:19,626 --> 00:40:22,254
<i>چون به پدرم نزديکتر مي‏شدم</i>

460
00:40:24,339 --> 00:40:29,015
<i>اما يه کم سنگين‏تر هم مي‏شدم
چون از مامانم دورتر مي‏شدم</i>

461
00:40:41,564 --> 00:40:43,237
چرا اينطوري بهم نگاه ميکني؟

462
00:40:44,233 --> 00:40:47,533
چطوري؟-
انگار کار اشتباهي کردم -

463
00:40:51,616 --> 00:40:54,495
تلفنت پيشته؟-
همينجاست -

464
00:41:40,081 --> 00:41:41,708
دوستت دارم

465
00:42:00,893 --> 00:42:03,692
<i>شايد اونجا منتظر بود تا من برم</i>

466
00:42:03,980 --> 00:42:06,574
<i>شايد هم همون لحظه رفته بود</i>

467
00:42:07,066 --> 00:42:10,616
<i>شايد اونقدر آهسته جوابم رو داده بود
که من نشنيدم</i>

468
00:42:25,460 --> 00:42:27,929
<i>هيزل بلک" در "هميلتون‏هايت" زندگي ميکرد"</i>

469
00:42:28,087 --> 00:42:29,304
<i>جايي براي نگراني نيست</i>

470
00:42:29,464 --> 00:42:30,465
!يالا! يالا

471
00:42:30,631 --> 00:42:35,762
<i>وقتي که در پناه خدا باشي
پس چرا آواز نميخوني و اين رو نميگي؟</i>

472
00:42:35,928 --> 00:42:37,145
!هي

473
00:42:40,433 --> 00:42:44,154
خداي مهربون،ازت ميخوايم که مراقب
اسکار کوچولو باشي

474
00:42:44,437 --> 00:42:47,111
و از خدا ميخوام يه معجزه براش رخ بده

475
00:42:47,273 --> 00:42:52,996
که از او مراقبت کني و در پناه خودت حفظ کني
در تمام طول زندگيش

476
00:42:53,154 --> 00:42:54,952
آمين
آمين

477
00:42:56,324 --> 00:43:00,420
...يادت باشه
هر روزي يه معجزه است

478
00:43:00,828 --> 00:43:02,671
من به معجزه اعتقادي ندارم

479
00:43:02,830 --> 00:43:05,458
... پيدا کردن قفلي که به اين کليد بخوره

480
00:43:06,542 --> 00:43:08,340
يه معجزه خواهد بود

481
00:43:13,341 --> 00:43:18,142
<i>با يه کليدي بدون قفل شروع کردم</i>

482
00:43:18,304 --> 00:43:20,682
<i>و سيستمي طراحي کردم
که به اين مشکل بخوره</i>

483
00:43:22,183 --> 00:43:25,483
<i>همه چيز رو به کوچکترين اجزا بخش بندي کردم</i>

484
00:43:26,479 --> 00:43:32,202
<i>و اينطور در نظر گرفتم که هر کس يه عدده
در يه معادله‌ي بزرگ</i>

485
00:43:34,695 --> 00:43:37,869
ميتونه براي يه صندوق امانات باشه
يا يه گاوصندوق

486
00:43:38,199 --> 00:43:41,829
قديميه. ميتونم امتحان کنم
ببينم به چيزي ميخوره يا نه؟

487
00:43:45,915 --> 00:43:47,792
<i>اما فايده نداشت</i>

488
00:43:47,959 --> 00:43:52,214
<i>چون آدم‏ها مثل اعداد نيستن
اون‏ها بيشتر شبيه حروف هستن</i>

489
00:43:52,880 --> 00:43:55,804
<i>و اين حروف ميخواستند تبديل به داستان بشن</i>

490
00:43:56,384 --> 00:43:59,638
<i>و پدر ميگفت که داستان‏ها رو بايد
با ديگران شريک شد</i>

491
00:44:07,979 --> 00:44:09,822
همينه. پا،پا،پا

492
00:44:10,064 --> 00:44:14,820
<i>من پيش بيني کرده بودم که براي هر نفر
به اسم "بلک" 6 دقيقه وقت بذارم</i>

493
00:44:15,736 --> 00:44:18,410
<i>اما هيچوقت فقط 6 دقيقه نميشد</i>

494
00:44:26,330 --> 00:44:29,379
<i>براي هر کدوم اون‏ها بيشتر از چيزي که
فکر ميکردم،طول ميکشيد</i>

495
00:44:29,584 --> 00:44:33,430
<i>تا منو آروم کنن و کاري کنن که احساس
بهتري نسبت به پدرم داشته باشم</i>

496
00:44:35,089 --> 00:44:37,592
<i>و داستان خودشون براي من تعريف کنن</i>

497
00:44:47,727 --> 00:44:51,448
<i>اما من نميخواستم احساس بهتري بکنم
يا با کسي دوست بشم</i>

498
00:44:52,773 --> 00:44:55,276
تکواندو،موزه،نمايشگاه کتاب کميک

499
00:44:55,443 --> 00:44:57,286
<i>من فقط دنبال قفل بودم</i>

500
00:44:57,987 --> 00:44:59,955
پنجاه و دو تقسيم بر65

501
00:45:00,114 --> 00:45:02,788
صد و پنجاه و شش تقسيم بر 52
ميشه سه سال

502
00:45:02,950 --> 00:45:05,874
<i>من اصلا به پدرم نزديکتر نشده بودم</i>

503
00:45:07,747 --> 00:45:09,624
<i>داشتم اونو از دست ميدادم</i>

504
00:45:10,958 --> 00:45:12,960
<i>هي. تو کي هستي؟
يه عوضي؟</i>

505
00:45:13,711 --> 00:45:14,758
!پدرسوخته

506
00:45:15,004 --> 00:45:19,134
!کمکم کن! من بيرون اين ساختمون لعنتي‌ام

507
00:45:25,264 --> 00:45:29,440
<i>امروز روز خيلي گيج کننده‏ايه</i>

508
00:45:29,977 --> 00:45:31,650
<i>به زودي دوباره زنگ ميزنم</i>

509
00:45:33,481 --> 00:45:35,154
<i>... پيغام چهارم - 11 سپتامبر</i>

510
00:45:52,208 --> 00:45:53,460
اسکار؟چي شده؟

511
00:45:53,626 --> 00:45:56,049
قول ميدي که وقتي مُردم منو دفن نکني؟

512
00:45:56,212 --> 00:45:58,385
الان نصفه شبه اسکار

513
00:45:58,547 --> 00:46:00,549
قول ميدي که وقتي مُردم منو دفن نکني؟

514
00:46:02,134 --> 00:46:04,353
تو قرار نيست بميري

515
00:46:06,347 --> 00:46:09,521
تو عمر خيلي خيلي طولاني‏اي خواهي داشت

516
00:46:09,684 --> 00:46:11,561
مطمئني که دوستم داري؟

517
00:46:13,646 --> 00:46:15,023
کاملا مطمئنم

518
00:46:15,273 --> 00:46:18,197
پس من رو در يکي از اون مقبره‏هاي
بالاي زمين دفن کن

519
00:46:22,071 --> 00:46:24,039
آه

520
00:46:25,157 --> 00:46:26,534
آه... بايد با هم حرف بزنيم

521
00:46:27,535 --> 00:46:29,503
در مورد مقبره‏ام؟

522
00:46:31,205 --> 00:46:32,627
نه

523
00:46:33,708 --> 00:46:35,676
درباره اينکه چه اتفاقاتي داره ميفته

524
00:46:40,673 --> 00:46:43,176
چرا حرف زدن با من اينقدر برات سخته؟

525
00:46:44,552 --> 00:46:47,396
اگه تا حالا نفهميدي،بخاطر اينه
که نصف اوقات تو خوابي

526
00:46:47,555 --> 00:46:50,058
و در نصف بقيه‏اش،نيمه اول رو فراموش کردي

527
00:46:50,224 --> 00:46:53,899
"ميدوني از نظر قانوني بهش چي ميگن "غايب
پدر و مادري که هميشه غايبن

528
00:46:54,061 --> 00:46:56,234
اين حرفت نامرديه -
کدوم قسمتش؟-

529
00:46:56,731 --> 00:46:57,857
همش

530
00:46:58,024 --> 00:47:00,243
بابا هميشه ميگفت
گفتن حقيقت،راحتت ميکنه

531
00:47:00,401 --> 00:47:03,746
خب،بابا ديگه اينجا نيست

532
00:47:03,904 --> 00:47:06,783
فقط ما دو تا هستيم -
...اگه بخوايم دقيق بگيم از نظر رياضي -

533
00:47:06,949 --> 00:47:10,249
فقط يک چهارم ما اينجا هستيم -
از اتاق بيرون نرو،اسکار -

534
00:47:10,411 --> 00:47:13,255
اگه فردا بميرم،چي؟-
قرار نيست فردا بميري -

535
00:47:13,414 --> 00:47:15,587
بابا هم فکر نميکرد که فرداش مي‏ميره

536
00:47:15,750 --> 00:47:19,050
اين اتفاق براي تو نميفته -
از کجا ميدونه که نميفته؟-

537
00:47:19,211 --> 00:47:21,213
تو هيچي نميدوني
تو يه جعبه خالي رو دفن کردي

538
00:47:21,380 --> 00:47:23,758
!موضوع اين نيست
!اونجا يادبود اونه

539
00:47:23,924 --> 00:47:27,929
موضوع دقيقا همينه. پدر فقط يه جسم بود
...و حالا سلول‏هاي جسمش روي پشت بام‏ها و داخل رودخونه‏ها و

540
00:47:28,095 --> 00:47:29,187
!اسکار

541
00:47:29,347 --> 00:47:32,442
و داخل شش‏هاي ميليون‏ها نيويورکي
وقتي که نفس ميکشن،هست

542
00:47:32,600 --> 00:47:35,194
اسکار،قضيه اينطوري نيست -
تو از کجا ميدوني قضيه چيه؟-

543
00:47:35,353 --> 00:47:37,606
تو اصلا نميدوني اتم و مولکول چي هستن؟

544
00:47:37,772 --> 00:47:40,150
حتي اون ميتونه قسمتي از
گُه يه سگ در پارک مرکزي باشه

545
00:47:40,316 --> 00:47:41,784
!کافيه ديگه
!بس کن

546
00:47:41,942 --> 00:47:43,285
ببخشيد. مدفوع سگ

547
00:47:43,444 --> 00:47:45,162
!بس کن -
اما اين حقيقته -

548
00:47:45,321 --> 00:47:48,291
!چرا نميتونم حقيقت رو بگم
چون بابا مرده،دليل نميشه تو غيرمنطقي باشي

549
00:47:48,449 --> 00:47:51,749
!بايد منطقي باشه -
همه چي با منطق ما جور در نمياد -

550
00:47:51,911 --> 00:47:53,629
براي هر چيزي جوابي نيست

551
00:47:53,788 --> 00:47:56,837
!تو يه احمقي
همش مزخرفه

552
00:47:57,041 --> 00:47:59,510
اون فقط يه جعبه بود
يه جعبه‏ي خالي

553
00:47:59,668 --> 00:48:02,672
!ميدونم که اون يه جعبه خالي بوده
!ميدونم

554
00:48:02,838 --> 00:48:06,968
اما اين کار رو فقط براي خودم و براي تو کردم
...که بتونيم حداقل

555
00:48:07,134 --> 00:48:08,977
ازش خداحافظي کنيم

556
00:48:09,428 --> 00:48:13,649
چون اون رفته. اون رفته و ديگه برنميگرده

557
00:48:13,808 --> 00:48:14,980
!هيچوقت

558
00:48:15,142 --> 00:48:18,146
!نميدونم چرا يه نفر هواپيما رو به ساختمون زده

559
00:48:18,312 --> 00:48:20,986
!نميدونم چرا شوهرم مرده

560
00:48:21,148 --> 00:48:24,322
و مهم نيست چقدر تلاش کني اسکار،چون
اين با منطق جور در نمياد

561
00:48:24,485 --> 00:48:28,456
.چون منطقي نداره
!با منطق جور در نمياد

562
00:48:29,115 --> 00:48:31,664
گم شو. تو هيچي نميدوني

563
00:48:57,601 --> 00:48:59,399
چرا بهم دروغ گفتي؟

564
00:49:00,438 --> 00:49:01,860
چي داري ميگي؟

565
00:49:02,314 --> 00:49:03,736
تو کجا بودي؟

566
00:49:03,983 --> 00:49:05,030
کي کجا بودم؟

567
00:49:05,401 --> 00:49:07,529
اون روز. بدترين روز

568
00:49:07,820 --> 00:49:09,868
ميدوني که سر کار بودم

569
00:49:11,157 --> 00:49:13,251
!هيچکس اينجا نبود

570
00:49:14,410 --> 00:49:16,287
آرزو ميکردم که اينجا ميبودم

571
00:49:18,747 --> 00:49:20,215
اما ممکن نبود

572
00:49:20,916 --> 00:49:22,589
!بايد ممکنش ميکردي

573
00:49:22,751 --> 00:49:26,301
من نميتونم غيرممکن‏ها رو ممکن کنم

574
00:49:27,882 --> 00:49:29,634
اي کاش اون تو ميبودي

575
00:49:34,346 --> 00:49:36,599
اي کاش تو به جاي بابا
در اون ساختمون ميبودي

576
00:49:40,478 --> 00:49:42,401
منم همين آرزو رو دارم

577
00:50:03,334 --> 00:50:05,257
منظوري نداشتم

578
00:50:11,550 --> 00:50:12,767
آره. ميدونم

579
00:50:25,064 --> 00:50:26,782
برو بخواب

580
00:50:56,470 --> 00:50:58,313
<i>!هي -
ليندا؟-</i>

581
00:50:58,472 --> 00:51:01,271
ميخواستم بهت زنگ بزنم. دارم برميگردم خونه

582
00:51:01,433 --> 00:51:02,776
توماس. صدام رو ميشنوي؟

583
00:51:02,935 --> 00:51:04,812
<i>آره. صدات رو ميشنوم</i>

584
00:51:05,062 --> 00:51:07,156
آه. اين باور کردني نيست
داري ميبيني؟

585
00:51:07,314 --> 00:51:10,784
<i>گوش کن. بقيه افراد هم ميخوان از تلفن
استفاده کنن،بهمين خاطر زياد وقت ندارم</i>

586
00:51:10,943 --> 00:51:13,287
گوش کن
من تا 20 دقيقه ديگه ميرسم خونه

587
00:51:13,445 --> 00:51:15,868
<i>نه. گوش کن
من در مرکز تجارت جهاني (برج‏هاي دوقلو) هستم</i>

588
00:51:16,031 --> 00:51:19,331
منظورت چيه داخل مرکز تجارت جهاني هستي؟

589
00:51:19,493 --> 00:51:21,587
<i>يه قرار ملاقات داشتم. ولي چيزيم نميشه</i>

590
00:51:21,745 --> 00:51:25,124
<i>بهمون گفتن همينجا که هستيم بمونيم
ما شيشه‏ها رو شکستيم تا هوا داخل شه</i>

591
00:51:25,291 --> 00:51:26,338
کجا... تو کجايي؟

592
00:51:26,500 --> 00:51:28,844
من در طبقه 105 ام هستم
حدود 50 نفر ديگه هم اينجا هستن

593
00:51:30,170 --> 00:51:33,140
گوش کن... گوش کن
همين الان بيا خونه

594
00:51:33,299 --> 00:51:36,644
<i>همه چي درست ميشه
درست ميشه</i>

595
00:51:37,094 --> 00:51:38,596
<i>...نه -
اسکار کجاست؟-</i>

596
00:51:38,762 --> 00:51:42,892
اسکار داره ميره خونه. گوش کن
همين الان بيا خونه

597
00:51:43,058 --> 00:51:47,564
<i>من... من... بهش زنگ ميزنم و ميگم</i>

598
00:51:47,730 --> 00:51:49,448
چي بهش ميگي؟

599
00:51:49,607 --> 00:51:53,362
<i>بهش ميگم... بهش ميگم چه اتفاقي افتاده</i>

600
00:51:53,527 --> 00:51:56,747
<i>بهش ميگم چه اتفاقي افتاده
به ما گفتن همينجا صبر کنيم</i>

601
00:51:56,905 --> 00:52:01,661
<i>آتش‏نشان‏ها در راه هستن و حالمون خوبه
... بهمون گفتن که منتظر باشيم</i>

602
00:52:01,827 --> 00:52:02,953
توماس؟

603
00:52:03,120 --> 00:52:05,464
<i>همين کار رو ميکنيم -
توماس... توماس -</i>

604
00:52:05,623 --> 00:52:06,670
<i>خب؟</i>

605
00:52:06,832 --> 00:52:08,755
نه،نه. خوب نيست
گوش کن

606
00:52:08,917 --> 00:52:10,214
بله؟-
توماس -

607
00:52:10,377 --> 00:52:12,880
گوش کن چي ميگم
اين کار رو بايد بکني

608
00:52:13,047 --> 00:52:15,300
تو بايد يه راه پله پيدا کني
ميشنوي؟

609
00:52:15,466 --> 00:52:18,891
آره -
يه راه پله پيدا کن و برگرد خونه -

610
00:52:20,220 --> 00:52:24,191
<i>ليندا،عزيزم،بايد برم
بقيه هم ميخوان تلفن بزنن</i>

611
00:52:24,350 --> 00:52:26,603
<i>من حالم خوبه
حال تو هم خوبه</i>

612
00:52:26,769 --> 00:52:28,863
اين حرف رو نزن. فقط يه راه پله پيدا کن

613
00:52:29,021 --> 00:52:32,025
<i>ليندا،گوش کن
تو هر کاري کردي که من زندگي بهتري داشته باشم</i>

614
00:52:32,191 --> 00:52:34,865
<i>ميخواستم بدوني
من خيلي دوست دارم</i>

615
00:52:35,527 --> 00:52:38,030
<i>خيلي دوست دارم</i>

616
00:52:41,075 --> 00:52:43,794
همينطور حرف بزن
فقط با من حرف بزن

617
00:52:43,952 --> 00:52:45,579
<i>دوباره چند دقيقه ديگه باهات تماس ميگيرم</i>

618
00:52:45,746 --> 00:52:47,293
خواهش ميکنم
همينطور حرف بزن

619
00:52:50,542 --> 00:52:55,013
<i>اين اخبار تاييد نشدن اما ما
...اطلاعاتي از</i>

620
00:52:55,172 --> 00:52:56,674
<i>يکي از کارکنان خطوط هواپيمايي يونايتد داريم</i>

621
00:52:56,840 --> 00:53:00,811
<i>تاکيد ميکنم که اين اخبار تاييد نشدن
...اما گمانه‌زني‌هايي است که</i>

622
00:53:36,255 --> 00:53:38,132
مامان بزرگ،بيداري؟

623
00:53:38,757 --> 00:53:40,259
تمام

624
00:53:45,097 --> 00:53:48,067
مامان بزرگ،خواهش ميکنم بيدار شو
تمام

625
00:53:50,310 --> 00:53:51,653
!خواهش ميکنم

626
00:53:52,020 --> 00:53:53,442
!تمام

627
00:54:50,245 --> 00:54:51,417
مادربزرگ؟

628
00:55:12,893 --> 00:55:15,112
ميدونم يکي اونجاست

629
00:55:17,147 --> 00:55:22,153
اذيتت نميکنم
من فقط 4 سالمه

630
00:55:22,319 --> 00:55:24,663
<i>دروغ شماره 64</i>

631
00:55:35,916 --> 00:55:37,008
تو کي هستي؟

632
00:55:44,578 --> 00:55:45,574
مستاجر

633
00:55:46,009 --> 00:55:51,015
من اسکار شل هستم. نوه‏ي مادربزرگ
ميدوني مادربزرگم کجاست؟

634
00:55:55,310 --> 00:55:57,187
رفته بيرون -
بيرون؟اين وقت شب؟-

635
00:55:57,354 --> 00:55:59,527
ميدوني کجا رفته؟
موضوع مرگ و زندگيه

636
00:56:09,234 --> 00:56:11,909
ميتونيم با هم منتظرش باشيم

637
00:56:12,202 --> 00:56:13,454
تو يه غريبه‏اي؟

638
00:56:14,162 --> 00:56:15,414
يه جورايي

639
00:56:17,457 --> 00:56:19,630
من وارد اتاق خواب يه غريبه نميشم

640
00:56:41,481 --> 00:56:42,903
چطور شد که صحبت نميکني؟

641
00:56:43,108 --> 00:56:45,782
تارهاي صوتي‏ات خراب شدن يا همچين چيزي؟

642
00:56:46,778 --> 00:56:48,780
يا يه چيزي تا حد مرگ تو رو ترسونده؟

643
00:56:51,137 --> 00:56:52,211
آره‏

644
00:56:52,220 --> 00:56:53,372
!جالبه

645
00:56:53,660 --> 00:56:56,004
آخرين باري که حرف زدي کي بود؟

646
00:56:57,664 --> 00:56:59,507
هيچوقت سعي کردي حرف بزني؟

647
00:57:00,250 --> 00:57:02,469
چرا سعي نميکني با من حرف بزني؟

648
00:57:02,961 --> 00:57:04,304
...بگو

649
00:57:04,630 --> 00:57:11,138
اسم... من... مستاجره

650
00:57:12,804 --> 00:57:14,806
تو سابقه جنايي داره؟

651
00:57:16,079 --> 00:57:16,996
نه

652
00:57:17,184 --> 00:57:19,733
ممکنه براي مردم خطرناک باشي؟

653
00:57:21,217 --> 00:57:22,096
نه

654
00:57:22,189 --> 00:57:23,691
پس چه قضيه‏ايه؟

655
00:57:35,580 --> 00:57:39,087
قضيه من مربوط به خودمه

656
00:57:39,498 --> 00:57:43,594
<i>بايد به يه نفر بگم
ديگه نميتونم مخفي نگهش دارم</i>

657
00:57:43,752 --> 00:57:45,550
ميتونم قضيه خودم رو بهت بگم؟

658
00:57:46,549 --> 00:57:49,522
آره

659
00:57:50,050 --> 00:57:52,303
پدرم در 11 سپتامبر مرد

660
00:57:54,179 --> 00:57:56,273
بعد از مرگش من تا يه سال وارد اتاقش نشدم

661
00:57:56,431 --> 00:57:59,355
چون برام سخت بود
و منو به گريه مي انداخت

662
00:57:59,518 --> 00:58:03,489
<i>ولي يه روز حالم خيلي بد بود
و رفتم به اتاقش</i>

663
00:58:03,897 --> 00:58:06,992
دلم براي تکواندواش تنگ شده بود
چون منو به خنده مي‌انداخت

664
00:58:07,401 --> 00:58:10,325
<i>وقتي که وارد کمدش شدم
... که پر از لباس و وسايلش بود</i>

665
00:58:10,487 --> 00:58:13,240
رفتم بالا تا دوربين قديمي‌اش که جلد قهوه‌اي داشت رو بردارم

666
00:58:13,407 --> 00:58:15,125
<i>بعد يه گلدون آبي رو شکستم</i>

667
00:58:15,325 --> 00:58:17,578
<i>داخل گلدون يه پاکت بود
"که روش نوشته بود "بلک</i>

668
00:58:17,744 --> 00:58:19,246
و ميدونم که پدرم يه چيزي
يه جايي برام گذاشته

669
00:58:19,413 --> 00:58:22,007
و اون کليد بازش ميکنه و من بايد پيداش کنم

670
00:58:22,165 --> 00:58:24,634
<i>"بعدش رفتم پيش "والت
کليدساز و بعد به "استن" دربان ساختمون</i>

671
00:58:24,793 --> 00:58:26,261
...يه جور قفلي که

672
00:58:26,586 --> 00:58:27,758
<i>در کل نيويورک
در هر 5 منطقه</i>

673
00:58:27,921 --> 00:58:30,720
و من 472 نفر با اسم فاميل "بلک" پيدا کردم

674
00:58:30,882 --> 00:58:34,557
با 215 آدرس مختلف چون برخي از اون‏ها
با هم زندگي ميکنن

675
00:58:34,720 --> 00:58:37,394
من حساب کردم که اگه هر شنبه
به دو نفرشون سر بزنم که امکانش هست

676
00:58:37,556 --> 00:58:40,935
بعلاوه روزهاي تعطيل،بغير از روزهاي
... تمرين نمايشنامه هملت،سه سال طول ميکشه

677
00:58:41,101 --> 00:58:44,776
تا به همشون سر بزنم. اما اين کاريه که ميکنم
رفتن پيش تک تک افرادي که اسمشون بلک است

678
00:58:44,938 --> 00:58:47,282
تا بفهمم اون کليد به چي ميخوره
و پدرم ازم ميخواسته چي رو پيدا کنم

679
00:58:47,441 --> 00:58:48,818
<i>...بيشترين احتمال
...ترکيب 4رقميه،اگه کسي</i>

680
00:58:49,776 --> 00:58:53,497
من آدم‏ها رو براساس مناطق تقسيم کردم
و مجبور شدم به مادرم دروغ بگم

681
00:58:53,655 --> 00:58:56,454
چون اون نميفهمه که چقدر لازمه
من برم بيرون و قفلي که به اون کليد بخوره رو پيدا کنم

682
00:58:56,616 --> 00:58:58,710
...اين کمکم ميکنه که چيزهايي که نميفهمم

683
00:58:58,869 --> 00:59:01,964
رو بفهمم،مثل اينکه چطور به دست افرادي
!که اصلا نميشناسي کشته بشي

684
00:59:02,122 --> 00:59:04,375
<i>و من افرادي رو ديدم که
اصلا انگليسي صحبت نميکردن</i>

685
00:59:04,541 --> 00:59:07,135
هيزل بلک که همش دعا ميکرد
و با خدا صحبت ميکرد

686
00:59:07,294 --> 00:59:09,342
<i>اگه اون با خدا حرف ميزنه،چطور
به خدا نگفته که پسرش رو نکشه؟</i>

687
00:59:09,504 --> 00:59:11,177
نذاره مردم هواپيما رو به ساختمون بزنن

688
00:59:11,339 --> 00:59:12,966
شايد اون با خدايي غير از خداي اون‌ها حرف ميزده

689
00:59:13,133 --> 00:59:15,682
<i>و مردي رو ديدم که زن بود و مرد بود و زن بود
در يه زمان هم زن بود و هم مرد</i>

690
00:59:15,844 --> 00:59:18,017
و نميذاشت وارد اتاقش بشم،چون ازم ميترسيد

691
00:59:18,180 --> 00:59:19,477
!بخاطر اينکه اون با همه متفاوت بود

692
00:59:19,639 --> 00:59:22,609
و آخرش نفهميدم که آلت مردانه داشت
يا زنانه،حالا چه اهميتي داره؟

693
00:59:22,768 --> 00:59:25,817
منظورم اينه که دنيا چطور ميشد
... اگه همه موهاشون رو يه جور اصلاح ميکردن

694
00:59:25,979 --> 00:59:28,482
و بعدش آقاي بلک
که براي 24 سال هيچ صدايي رو نشنيده

695
00:59:28,815 --> 00:59:31,193
که خوب درکش ميکنم،چون دلم براي صداي پدرم تنگ شده

696
00:59:31,359 --> 00:59:33,077
<i>مثل وقتي که بهم ميگفت هنوز بيداري؟</i>

697
00:59:33,236 --> 00:59:34,579
يا بيا يه کاري بکنيم

698
00:59:34,738 --> 00:59:36,331
<i>و دو برادر دوقلو رو ديدم که با هم نقاشي ميکردن</i>

699
00:59:36,490 --> 00:59:40,040
!و بعدش يه آلونک که بايد سرنخي ميبود،اما فقط يه آلونک بود

700
00:59:40,202 --> 00:59:41,954
<i>...و "آستريد بلک" که همينطور پشت سرهم</i>

701
00:59:42,120 --> 00:59:44,464
<i>عکس يه نفر رو ميکشيد و ميکشيد و ميکشيد</i>

702
00:59:44,623 --> 00:59:47,172
<i>بوريس بلک"،که يه دربونه"
و قبلا در روسيه معلم بوده و ميگفت</i>

703
00:59:47,334 --> 00:59:50,383
<i>که مغزش ديگه کار نميکنه
و "راموس بلک" که کلکسيون سکه داشت</i>

704
00:59:50,545 --> 00:59:52,422
<i>!ولي حتي اونقدر پول نداشت که هر روز غذا بخره</i>

705
00:59:52,589 --> 00:59:55,593
<i>"بعدش "آلن بلک" که ميخواست پارک "گرامرسي
رو ببينه ولي کليدش رو نداشت</i>

706
00:59:55,759 --> 00:59:57,807
<i>و ميگفت اين بدتر از نگاه کردن
به يه ديوار آجريه</i>

707
00:59:57,969 --> 00:59:59,562
و من احساس کردم که من هم دارم
به يه ديوار آجري نگاه ميکنم

708
00:59:59,721 --> 01:00:02,065
...چون کليد رو در 148 جاي مختلف

709
01:00:02,224 --> 01:00:05,228
امتحان کرده بودم اما بهشون نخورده بود
و نتوانسته بودم چيزي که پدرم ميخواست رو پيدا کنم

710
01:00:05,393 --> 01:00:07,566
تا بدونم حتي بدون اون هم
همه چيز مرتب خواهد بود

711
01:00:07,729 --> 01:00:08,821
بيا از اينجا بريم

712
01:00:08,980 --> 01:00:10,857
و من ميترسيدم
هر بار که به يه جاي جديد ميرفتم

713
01:00:11,024 --> 01:00:14,244
خيلي ميترسيدم. ميترسيدم اتفاقي بيفته
و من رو هزاران تکه کنه

714
01:00:14,402 --> 01:00:17,201
اما هيچوقت فراموش نکردم که پدرم به مادرم
در مورد منطقه ششم چي ميگفت

715
01:00:17,364 --> 01:00:18,866
<i>که اگه يافتن چيزها ساده بود</i>

716
01:00:19,032 --> 01:00:20,625
ديگه پيدا کردنشون ارزشي نداشت

717
01:00:20,784 --> 01:00:23,537
<i>و هربار که خونه‏ام رو ترک ميکردم
هر بار که صداي باز شدن دري رو ميشنيدم،ميترسيدم</i>

718
01:00:23,703 --> 01:00:26,627
و من هيچ چيز تازه‏اي بيشتر از زماني
که شروع کردم،نميدونم

719
01:00:26,790 --> 01:00:28,792
<i>...به جز اينکه بيشتر از هر زمان دلم براي پدرم تنگ شده</i>

720
01:00:28,959 --> 01:00:31,633
<i>با وجود اينکه کل هدفم اين بوده که اين اتفاق نيفته</i>

721
01:00:39,261 --> 01:00:41,229
و اين خيلي دردآوره

722
01:00:41,596 --> 01:00:44,190
بعضي وقت‏ها فکر ميکنم که يه کار
خيلي بد انجام دادم

723
01:00:50,001 --> 01:00:51,295
بد؟

724
01:01:12,170 --> 01:01:14,301
من خسته‏ام
ميرم بخوابم

725
01:01:18,301 --> 01:01:21,766
به مادربزرگ نگو که من رو ديدي

726
01:01:41,704 --> 01:01:45,398
... دوست داري من

727
01:01:49,789 --> 01:01:51,632
دوست دارم که چي؟

728
01:01:52,158 --> 01:01:53,236
باهات بيام دنبال قفل؟

729
01:01:53,343 --> 01:01:56,422
<i>امکان نداره. مسلما نه
نه،نه،نه</i>

730
01:01:56,588 --> 01:01:59,808
حتما. شنبه آينده ساعت 7 صبح

731
01:02:05,472 --> 01:02:10,148
<i>محض احتياط 23 دقيقه و 37 ثانيه زودتر رفتم</i>

732
01:02:17,776 --> 01:02:20,245
<i>نميدونستم که دلم ميخواست اونجا باشم</i>

733
01:02:20,445 --> 01:02:23,369
<i>حتي نميدونستم که دلم نميخواست اونجا باشم</i>

734
01:02:23,698 --> 01:02:25,996
<i>يه روز اين کار رو ميکنم و بعدش ميفهمم</i>

735
01:02:39,923 --> 01:02:42,221
اگه ميخواي با من بياي
يه سري قوانين هست

736
01:02:42,384 --> 01:02:46,105
کلا دو بار زمان براي دستشويي داره
يه 19 دقيقه براي ناهار

737
01:02:46,263 --> 01:02:48,186
و گشت و گذار هم به شدت ممنوعه

738
01:02:48,348 --> 01:02:50,442
اما گشت و گذار در بناهاي تاريخي،بد نيست

739
01:02:50,892 --> 01:02:55,819
بعلاوه،اينجا 15 تا سوال در مورد تو هست
که ميخوام جواب بدي

740
01:03:01,278 --> 01:03:02,325
يالا

741
01:03:06,658 --> 01:03:10,913
قانون شماره 4 اينه که جا نموني
من نميتونم هر دقيقه وايسم و منتظرت باشم

742
01:03:12,000 --> 01:03:22,000
زيـرنـويـس‏ از‏
‏ا‏‏مـيـر ‏‏طـهـمـاسـبـي ‏و‏ حسـيـن‏ ‏غـر‏يبـي

743
01:03:25,051 --> 01:03:28,897
جين بلک" در منطقه اچ زندگي ميکنه"
AQ 16 شماره

744
01:03:29,055 --> 01:03:33,060
در "راکوي" که 18 کيلومتر تا اينجا فاصله داره
از اينطرف

745
01:03:42,569 --> 01:03:45,163
من سوار مترو نميشم
امن نيست

746
01:03:45,322 --> 01:03:48,121
مترو يه هدف تروريستي مشخصه
تمام سيستم حمل و نقل عمومي اينطوريه

747
01:03:48,283 --> 01:03:51,082
ممکنه بوسيله آدم‏هايي که اصلا تو رو
نميشناسن،منفجر و تکه تکه بشي

748
01:03:54,122 --> 01:03:55,419
آه،نه

749
01:04:03,256 --> 01:04:05,975
<i>اون گفت نميتونه اونقدر راه بياد</i>

750
01:04:06,134 --> 01:04:10,059
<i>اون گفت که اگه ميخوام با اون باشم
بايد با مترو يا اتوبوس بريم</i>

751
01:04:10,221 --> 01:04:13,065
<i>و مترو خيلي سريعتره</i>

752
01:04:13,475 --> 01:04:16,775
<i>بهرحال چيزي براي ترسيدن وجود نداره</i>

753
01:04:16,936 --> 01:04:18,563
:که من جواب دادم
گفتنش براي تو ساده است

754
01:04:18,730 --> 01:04:21,734
<i>که در واقع... نبود</i>

755
01:04:36,176 --> 01:04:39,255
بعضي وقت‏ها بايد با ترسمون روبرو بشيم

756
01:05:02,527 --> 01:05:04,243
به هيچي فکر نکن

757
01:05:05,193 --> 01:05:10,495
به هيچي فکر نکنم؟اين کلمات مرکب متضاده
مثل الان آينده

758
01:05:10,657 --> 01:05:14,378
<i>کلمات مرکب متضاد وقتي است
که دو کلمه ضد هم باشند</i>

759
01:05:14,702 --> 01:05:17,672
<i>من و پدرم مبارزه کلمات مرکب متضاد داشتيم</i>

760
01:05:17,914 --> 01:05:20,008
واقعا جالب بود

761
01:05:20,166 --> 01:05:21,964
!ها -
!سکوت کرکننده -

762
01:05:22,127 --> 01:05:23,253
کپي اصل

763
01:05:25,171 --> 01:05:26,468
گمشده‏ي پيدا

764
01:05:29,509 --> 01:05:31,307
معلم دانش آموز؟

765
01:05:32,095 --> 01:05:33,312
گاز مايع

766
01:05:35,306 --> 01:05:37,024
آشکار گيج کننده

767
01:05:37,350 --> 01:05:38,397
مرده‏ي متحرک

768
01:05:39,102 --> 01:05:41,104
تقريبا دقيق

769
01:05:41,271 --> 01:05:42,944
بدل واقعي

770
01:05:44,190 --> 01:05:46,613
اتفاقي با هدف

771
01:05:47,068 --> 01:05:48,820
کوچولوي بزرگ

772
01:06:12,594 --> 01:06:14,767
<i>و با اين که هرگز حرفي نزد</i>

773
01:06:14,929 --> 01:06:19,150
<i>براي اولين بار بعد از مرگ پدرم
حس کردم کسي رو دارم که باهاش صحبت کنم</i>

774
01:06:30,570 --> 01:06:32,163
کسي اين تو نيست

775
01:06:36,910 --> 01:06:39,083
!بس مي‌کني،يا بيام بکشمت

776
01:06:41,331 --> 01:06:43,834
چي کار مي‌کني؟-
!از اينجا گم شو -

777
01:06:55,011 --> 01:06:56,228
!هي،تو

778
01:07:02,727 --> 01:07:04,024
با اون دوربين داري چيکار مي‌کني؟

779
01:07:05,396 --> 01:07:07,569
خب چي شد که ديگه حرف نزدي؟

780
01:07:12,570 --> 01:07:14,538
من تحقيقات بيشتري کردم

781
01:07:14,697 --> 01:07:17,450
مي‌دوني،از نظر پزشکي
حرف نزدن عمدي غيرممکنه

782
01:07:17,617 --> 01:07:20,587
مگر اين که تارهاي صوتي
از بدن بيرون آورده بشن يا پاره بشن

783
01:07:20,745 --> 01:07:24,045
يا غده‌هاي سرطاني
بهشون آسيب بزنن

784
01:07:24,541 --> 01:07:28,171
...اگر اين طور نباشه
پس يک واکنش هيستريايي

785
01:07:28,336 --> 01:07:30,464
به يک حادثه‌ي تنش‌زا هست

786
01:07:30,630 --> 01:07:33,804
که در اون،فرد تصميمي
روانشناختي مي‌گيره که

787
01:07:33,967 --> 01:07:36,846
حرف نزنه،چون حرف زدن
باعث تکرار حادثه ميشه

788
01:07:38,429 --> 01:07:40,147
گفتم بد نيست بدوني

789
01:07:55,488 --> 01:07:59,334
!صبر کن! من نمي‌تونم از اين رد بشم
!اين پل امن نيست

790
01:07:59,826 --> 01:08:01,419
!ممکنه بيافتم

791
01:08:12,255 --> 01:08:14,849
از اينجا نمي‌تونم بخونم
!که چي نوشتي

792
01:08:28,980 --> 01:08:33,451
<i>نوشت: "اگر از پل رد بشي
"داستان زندگيم رو برات ميگم</i>

793
01:08:34,277 --> 01:08:38,532
!صبر کن منم بيام
!صبر کن بيام!زياد جلو نرو

794
01:08:39,532 --> 01:08:43,457
<i>بعد نوشت: "بيا يه استراحت کنيم
"و صحبت کنيم</i>

795
01:08:47,999 --> 01:08:50,798
!نميشه! تازه شروع کرديم

796
01:08:53,630 --> 01:08:54,973
همين جا منتظر بمون

797
01:09:09,270 --> 01:09:11,068
!منو ول نکن

798
01:09:17,779 --> 01:09:18,871
سلام؟

799
01:09:44,722 --> 01:09:46,315
صداي منو مي‌شنويد؟

800
01:09:52,605 --> 01:09:54,357
!اينجا کسي نيست

801
01:10:20,240 --> 01:10:21,087
مشروب فروشي

802
01:10:33,896 --> 01:10:36,115
قول دادي منو ول نکني

803
01:10:42,989 --> 01:10:44,616
چي نوشته؟

804
01:10:46,576 --> 01:10:47,998
...خيلي خب... نوشته

805
01:10:48,161 --> 01:10:52,086
...من جاهاي زيادي زندگي کردم"

806
01:10:52,832 --> 01:10:55,676
"ولي در آلمان به دنيا اومدم"

807
01:10:55,877 --> 01:10:59,598
"بعد از جنگ (جهاني دوم) ازدواج کردم"

808
01:11:00,173 --> 01:11:05,771
"صاحب يه بچه شدم"
"اما ترسوتر از اون بودم که يک پدر باشم"

809
01:11:06,596 --> 01:11:12,069
وقتي يک پسربچه بودم،با پدر و مادرم"
"توي يه پناهگاه بوديم

810
01:11:12,226 --> 01:11:17,483
که يک بمب منفجر شد و هر دوي اون‏ها کشته شدن

811
01:11:17,899 --> 01:11:19,526
براي همين ديگه حرف نزدي؟

812
01:11:20,902 --> 01:11:22,870
برات يه نوشابه ميارم،پسر

813
01:11:24,947 --> 01:11:26,665
از اون موقع بود که ديگه حرف نزدي؟

814
01:11:28,227 --> 01:11:30,429
بله
نه

815
01:11:40,190 --> 01:11:43,407
خيلي چيزها هست که من ازت نمي‌پرسم
خيلي چيزها هم هست که نمي‌خوام ازم بپرسي

816
01:11:47,345 --> 01:11:49,814
مي‌خوام از اين به بعد
همراه من بياي

817
01:12:04,862 --> 01:12:07,957
<i>و درست مثل بابام
شونه‌هاش رو بالا انداخت</i>

818
01:12:08,574 --> 01:12:09,996
<i>از اين کار خوشم اومد</i>

819
01:12:58,124 --> 01:13:00,752
<i>يک ماه از شنبه‌ها و يکشنبه‌ها
اون همراه من اومد</i>

820
01:13:00,918 --> 01:13:03,922
<i>و 37 "بلک" ديگه رو ديديم</i>

821
01:13:09,594 --> 01:13:11,016
!نه،نه،نه

822
01:13:11,804 --> 01:13:13,397
مواظب باش چي کار مي‌کني

823
01:13:13,556 --> 01:13:16,730
کسيدي بلک" توي "گلنديل" زندگي نميکنه"
توي "وودهيون" زندگي ميکنه

824
01:13:16,893 --> 01:13:18,770
بيا،بذار کمکت کنم

825
01:13:22,064 --> 01:13:23,907
<i>اورليا بلک" در "وايت‌استون" زندگي ميکنه"</i>

826
01:13:24,400 --> 01:13:26,152
<i>باز بلک" در "فلاشينگ" زندگي ميکنه"</i>

827
01:13:26,652 --> 01:13:27,949
<i>بي بلک" در "رزديل" زندگي ميکنه"</i>

828
01:13:28,654 --> 01:13:31,157
<i>بي.جي بلک" در "ساني‌سايد" زندگي ميکنه"
فهميدي؟</i>

829
01:13:33,993 --> 01:13:36,963
"فردا مي‌تونيم بريم پيش "مارو بلک

830
01:13:37,121 --> 01:13:40,591
"در محدوده‌ي "جي جي
قسمت "اي.ان.50" نقشه. ميل بيسين

831
01:13:41,211 --> 01:13:43,070
چطوره يه روز رو تعطيل کنيم
و بريم سينما يه فيلم ببينيم؟

832
01:13:43,160 --> 01:13:46,635
قانون شماره‌ي 7
هيچ چيز نبايد جستجو رو متوقف کنه

833
01:14:14,659 --> 01:14:16,707
سلام. من "اسکار شل" هستم
...پدرم

834
01:14:16,869 --> 01:14:18,166
!داري اشتباه ميري

835
01:14:44,855 --> 01:14:46,232
از غذا خوشت مياد؟

836
01:14:51,404 --> 01:14:55,580
ببين،وقتي خيلي آهسته راه ميري چيزي نميگم
چون دست خودت نيست

837
01:14:55,741 --> 01:14:58,494
و وقتي هر ساعت سه بار ميري دستشويي
...هم چيزي نميگم

838
01:14:58,661 --> 01:15:00,254
چون مي‌دونم مجبوري

839
01:15:00,413 --> 01:15:02,256
!ولي بايد غذات رو سريعتر بخوري

840
01:15:02,415 --> 01:15:05,919
جيمز بلک" بود"
"دان بلک"،"ايموس بلک"

841
01:15:06,127 --> 01:15:09,256
"گاتري بلک"
و سه تا "بن بلک" هم هست

842
01:15:09,672 --> 01:15:11,049
بي‌فايده است

843
01:15:12,075 --> 01:15:13,802
براي امروز کافيه

844
01:15:13,926 --> 01:15:15,178
هنوز کارمون تموم نشده

845
01:15:17,930 --> 01:15:19,932
آقايون،من بايد برم خونه به زن و بچه‌م برسم

846
01:15:20,141 --> 01:15:22,610
!خواهش ميکنم! فقط يه دقيقه صبر کن

847
01:15:28,983 --> 01:15:30,485
خيلي خب

848
01:15:36,407 --> 01:15:37,454
"بن بلک"

849
01:15:46,208 --> 01:15:47,551
"گاتري بلک"

850
01:15:53,299 --> 01:15:54,551
"ايموس بلک"

851
01:16:17,948 --> 01:16:20,497
...واقعا انتظار داري برم اونجا و ببينم

852
01:16:20,659 --> 01:16:22,912
هي،بچه،يه شاه کليد لازم داري

853
01:16:58,293 --> 01:16:59,403
بس کن

854
01:16:59,782 --> 01:17:01,375
!نمي‌تونم

855
01:17:42,074 --> 01:17:45,374
اگه يه سوال ازت بپرسم
راستش رو بهم ميگي؟

856
01:17:47,037 --> 01:17:49,381
حتي اگه ناراحتم کنه؟

857
01:17:50,581 --> 01:17:53,052
بله

858
01:17:53,836 --> 01:17:55,884
فکر مي‌کني اين کليد
به قفلي مي‌خوره؟

859
01:18:01,231 --> 01:18:02,191
بله

860
01:18:02,428 --> 01:18:03,554
واقعاً؟

861
01:18:05,715 --> 01:18:08,057
بله

862
01:18:08,184 --> 01:18:09,527
يعني... واقعاً؟

863
01:18:09,749 --> 01:18:10,747
بله

864
01:18:16,108 --> 01:18:18,076
فکر مي‌کني قفل رو پيدا مي‌کنيم؟

865
01:18:18,294 --> 01:18:19,292
نه

866
01:18:37,713 --> 01:18:39,886
منم زياد مطمئن نيستم

867
01:18:50,307 --> 01:18:52,460
پس شايد بهتر باشه
دست از جستجو برداريم؟

868
01:18:54,313 --> 01:18:56,441
يه چيزي هست که بايد نشونت بدم

869
01:18:58,651 --> 01:19:02,076
<i>مطمئن نبودم
براي همين چيزي نگفتم</i>

870
01:19:02,238 --> 01:19:04,457
<i>ولي هميشه احساس مي‌کردم</i>

871
01:19:05,115 --> 01:19:08,995
<i>طرز راه رفتنش
طرز بالا انداختن شونه‌هاش</i>

872
01:19:09,161 --> 01:19:12,290
<i>از حرف نزدن مادربزرگ
در مورد اون</i>

873
01:19:12,831 --> 01:19:15,175
<i>اون حتماً پدربزرگ منه</i>

874
01:19:31,976 --> 01:19:33,523
مادرم بيرونه

875
01:20:11,515 --> 01:20:12,892
از اين طرف

876
01:20:32,036 --> 01:20:33,834
مي‌توني روي تختم بشيني

877
01:20:44,340 --> 01:20:46,513
اينا رو از اينترنت گرفتم و چاپ کردم

878
01:21:08,697 --> 01:21:10,415
احتمالاً خودشه

879
01:21:10,574 --> 01:21:12,497
يا... شايد باشه

880
01:21:13,285 --> 01:21:15,379
لباس‌هاش شبيه لباس‌هاي بابامه

881
01:21:15,537 --> 01:21:19,883
وقتي عکس رو تا جايي نزديک مي‌برم
که نقطه‌ها بزرگ ميشن و ديگه شکل آدم نيست

882
01:21:20,042 --> 01:21:22,636
گاهي اوقات
مي‌تونم عينکش رو ببينم

883
01:21:24,755 --> 01:21:26,132
يا... فکر مي‌کنم که مي‌بينم

884
01:21:29,259 --> 01:21:31,808
احتمالاً بقيه‌ي بچه‌ها هم
باباشون رو مي‌بينن

885
01:21:41,939 --> 01:21:43,657
مي‌خواستم اينو بهت نشون بدم

886
01:21:55,911 --> 01:22:00,587
تو بدترين روز،بابام شش پيغام روي
اين دستگاه پيغام‌گير گذاشت

887
01:22:05,003 --> 01:22:06,926
تا حالا هيچ کس جز من
اونا رو نشنيده

888
01:22:14,509 --> 01:22:15,383
حتي مادرت؟

889
01:22:15,556 --> 01:22:17,479
خصوصاً اون

890
01:22:18,976 --> 01:22:21,855
اولين پيغام ساعت 8:56 صبح بود

891
01:22:22,062 --> 01:22:24,281
هنوز منتظر بودم که بريم سر کلاس

892
01:22:24,440 --> 01:22:27,319
<i>داشتم با "مينچ" بازي مي‌کردم
وقتم رو تلف مي‌کردم</i>

893
01:22:27,484 --> 01:22:29,782
<i>خونه هستي؟
الو؟</i>

894
01:22:30,988 --> 01:22:34,288
<i>الان با اداره‏ات تماس گرفتم
ولي کسي جواب نداد</i>

895
01:22:34,450 --> 01:22:37,374
<i>...اه... گوش کن... اه
يه اتفاقي افتاده،من حالم خوبه</i>

896
01:22:37,578 --> 01:22:39,876
<i>بهمون گفتن همينجايي که هستيم بمونيم</i>

897
01:22:43,584 --> 01:22:45,837
دومين پيغام در ساعت 9:12 بود

898
01:22:46,378 --> 01:22:48,130
<i>...خب حالا ويژگي‌هاي مثلث -
اون موقع سر کلاس بودم -</i>

899
01:22:48,297 --> 01:22:49,469
متساوي‌الاضلاع رو مي‌دونيد...

900
01:22:49,798 --> 01:22:52,551
خب،حالا مثلث متساوي‌الاضلاع
...قشنگ جادويي رو

901
01:22:52,718 --> 01:22:54,345
...به دو قسمت زيبا تقسيمش

902
01:22:54,511 --> 01:22:56,058
<i>بازم من هستم</i>

903
01:22:56,221 --> 01:22:57,222
<i>الو</i>

904
01:22:57,556 --> 01:23:00,560
<i>ببخشيد... اميدوار بودم خونه باشي</i>

905
01:23:00,726 --> 01:23:02,603
<i>نمي‌دونم شنيدي چه اتفاقي افتاده يا نه</i>

906
01:23:02,769 --> 01:23:05,488
<i>ولي مي‌خواستم بهت بگم که من حالم خوبه</i>

907
01:23:05,647 --> 01:23:08,742
<i>،همه چيز مرتبه
همه منتظريم ببينيم چيکار بايد بکنيم</i>

908
01:23:08,901 --> 01:23:11,950
<i>اوضاع خيلي بهم ريخته اس،قرار بود
آتش‌نشان‌ها بيان... چي؟</i>

909
01:23:16,241 --> 01:23:19,211
پيغام سوم ساعت 9:58 بود

910
01:23:19,411 --> 01:23:22,005
من و چند تا از همکلاسي‌هام
با مادر "مينچ" تا خونه پياده مي‌رفتيم

911
01:23:22,164 --> 01:23:24,587
مامان "مينچ" گفت يه خبري شده
ولي نگفت چه اتفاقي افتاده

912
01:23:25,209 --> 01:23:29,760
<i>"سر تقاطع خيابان 92 و "برادوي
به يک فروشگاه رفتم تا يه آبميوه بگيرم</i>

913
01:23:30,172 --> 01:23:33,927
<i>مي‌دونم درست همون موقع اونجا بودم چون
برگ رسيدش رو نگه داشتم</i>

914
01:23:34,218 --> 01:23:35,891
ساعت خريد روش بود

915
01:23:38,388 --> 01:23:39,731
<i>الو</i>

916
01:23:41,433 --> 01:23:42,559
<i>الو</i>

917
01:23:43,852 --> 01:23:44,899
<i>الو</i>

918
01:23:46,939 --> 01:23:48,316
<i>الو</i>

919
01:23:50,955 --> 01:23:54,613
نه

920
01:23:54,947 --> 01:23:56,449
بايد همه‌ش رو برات پخش کنم

921
01:23:58,784 --> 01:24:01,287
پيغام چهارم ساعت 10:07 بود

922
01:24:01,453 --> 01:24:06,425
با حساب سرعت متوسط راه رفتن بچه‌اي به سن من
...که 1/34 متر بر ثانيه است

923
01:24:06,792 --> 01:24:10,137
و بين دو پيغام 9 دقيقه فاصله بود

924
01:24:10,295 --> 01:24:14,721
حساب کردم که 725 متر راه رفتم

925
01:24:14,883 --> 01:24:17,636
<i>پاکت آبميوه رو روبروي
کليساي يونايتد در "برادوي" انداختم دور</i>

926
01:24:17,803 --> 01:24:19,680
اينو مي‌دونم چون دوباره رفتم
و اندازه گرفتم

927
01:24:21,473 --> 01:24:22,816
<i>...منم</i>

928
01:24:24,476 --> 01:24:26,319
<i>...اميدوار بودم خونه باشي</i>

929
01:24:27,813 --> 01:24:32,284
<i>خيلي دوست داشتم باهات حرف بزنم
...مي‌خواستم برات توضيح</i>

930
01:24:33,652 --> 01:24:36,451
<i>،خواهش ميکنم،خواهش ميکنم،نه
...فقط يه دقيقه ديگه،ببخشيد</i>

931
01:24:36,822 --> 01:24:38,950
<i>زياد نمي‌تونم از تلفن استفاده کنم</i>

932
01:24:39,324 --> 01:24:41,122
<i>خب مي‌خواستم بهت بگم</i>

933
01:24:42,244 --> 01:24:43,837
<i>که چقدر دوستت دارم</i>

934
01:24:47,249 --> 01:24:49,502
<i>مي‌خواستم بهت بگم
که چقدر دوستت دارم</i>

935
01:24:50,513 --> 01:24:52,745
چي؟-
گوش کردن اين‌ها کمکي نمي‌کنه -

936
01:24:52,921 --> 01:24:55,265
پيغام پنجم ساعت 10:17 بود

937
01:24:55,424 --> 01:24:57,643
وقتي بابا اين پيغام رو گذاشت
داشتم با دربان "استن" صحبت مي‌کردم

938
01:24:59,636 --> 01:25:00,933
<i>خونه هستي؟</i>

939
01:25:02,472 --> 01:25:07,273
<i>!خونه هستي؟خواهش ميکنم،اگه خونه‌اي گوشي رو بردار -
!بس کن! کافيه -</i>

940
01:25:07,436 --> 01:25:08,858
!نه

941
01:25:09,521 --> 01:25:13,025
يه پيغام ديگه مونده
پيغام ششم

942
01:25:14,359 --> 01:25:15,702
ساعت 10:27

943
01:25:51,587 --> 01:25:53,422
!بس کن! کافيه

944
01:26:09,870 --> 01:26:12,226
و جستجو کردن هم ديگه کافيه

945
01:27:11,476 --> 01:27:13,774
!هي! يه دقيقه صبر کن

946
01:27:15,480 --> 01:27:16,652
داري چيکار مي‌کني؟

947
01:27:19,302 --> 01:27:21,233
...اوضاع که بايد بهتر بشه
بدتر شده

948
01:27:21,486 --> 01:27:23,488
کي گفته اوضاع بايد بهتر بشه؟

949
01:27:29,369 --> 01:27:30,916
همه‌ش همين بود؟

950
01:27:37,413 --> 01:27:39,519
مي‌خواستم کمکت کنم
ولي دارم اذيتت ميکنم

951
01:27:40,672 --> 01:27:42,140
!هي

952
01:27:45,260 --> 01:27:47,012
!مي‌خواي بري؟باشه برو

953
01:27:47,262 --> 01:27:49,230
هميشه مي‌دونستم پدربزرگ مني

954
01:27:49,389 --> 01:27:53,314
ولي اگه فکر کردي وقتي رفتي دل ما برات تنگ ميشه
!نگران نباش! چون دلمون تنگ نميشه

955
01:27:54,644 --> 01:27:56,772
در واقع،بايد ازت تشکر کنم

956
01:27:56,938 --> 01:28:00,693
باباي من بهترين باباي دنيا بود
چون تو بدترين باباي دنيا بودي

957
01:28:00,859 --> 01:28:02,611
باباي من به دبيرستان "بروکساين" رفت

958
01:28:02,778 --> 01:28:06,282
اونجا مربي تيم بيسبال بود
و مدير مسئول روزنامه مدرسه شون بود

959
01:28:06,448 --> 01:28:10,294
وقتي دبيرستانش تموم شد به "راچرز" رفت
اونجا رشته‌ي بيوشيمي خوند

960
01:28:10,452 --> 01:28:13,001
مامانم رو تو يه کتابفروشي ديد
و در شهر "نورواک" ايالت کنتيکات

961
01:28:13,163 --> 01:28:16,292
ازش خواستگاري کرد
...و هر تابستان که به درياچه توبي ميرفتيم

962
01:28:16,458 --> 01:28:18,210
دوباره ازش تقاضاي ازدواج ميکرد

963
01:28:18,376 --> 01:28:21,380
روزي که به دنيا اومدم
اون با کاغذ مومي برگ‌هاي درخت برام درست کرد

964
01:28:21,546 --> 01:28:24,675
<i>و اونا هنوز توي پنجره‌ي اتاق خواب آويزون هستن
،اون مي‌خواست يه دانشمند بشه</i>

965
01:28:24,841 --> 01:28:27,310
<i>ولي جواهرفروش شد
تا بتونه براي خانواده‌ي ما پول در بياره</i>

966
01:28:27,469 --> 01:28:30,348
اون عاشق بوي بنزين بود
از گوجه فرنگي متنفر بود

967
01:28:30,514 --> 01:28:32,687
هرگز مثل بچه‌ها با من حرف نزد

968
01:28:32,849 --> 01:28:36,228
...پس،يه جورايي
حال تو خيلي بدتر از حال منه

969
01:30:01,897 --> 01:30:03,649
<i>الو</i>

970
01:30:03,815 --> 01:30:05,817
اه... الو
من "اسکار شل" هستم

971
01:30:05,984 --> 01:30:08,487
<i>اسکار؟
!"منم،"ابي بلک</i>

972
01:30:10,405 --> 01:30:13,659
<i>پشت خطي؟
الو؟</i>

973
01:30:27,047 --> 01:30:29,345
!اسکار شل" هستم،من اينجام"

974
01:30:30,050 --> 01:30:32,599
!اسکار
!بزرگ شدي

975
01:30:33,595 --> 01:30:37,190
بيا بريم -
داريم کجا مي‌ريم؟-

976
01:30:38,516 --> 01:30:40,314
من سوار ماشين غريبه‌ها نميشم

977
01:30:40,477 --> 01:30:43,856
قانون خوبيه
ولي ما همچين غريبه هم نيستيم

978
01:30:44,606 --> 01:30:45,698
سوار شو

979
01:30:54,199 --> 01:30:57,669
قبلاً که اومدي اينجا گفتم که
چيزي در مورد کليد نمي‌دونم

980
01:30:57,827 --> 01:30:59,124
ولي مي‌دونستي

981
01:30:59,329 --> 01:31:01,002
...خب،شوهرم

982
01:31:02,374 --> 01:31:06,470
شوهر سابقم،همونطور که فهميدي
وسايل خونه رو حراج کرده بود

983
01:31:06,628 --> 01:31:08,630
براي همين فکر کنم بهتره
با اون صحبت کني

984
01:31:08,797 --> 01:31:10,344
شوهر سابقت کجاست؟

985
01:31:10,507 --> 01:31:13,511
سر کاره
الان تو رو مي‌برم پيشش

986
01:31:13,969 --> 01:31:15,186
شب يکشنبه؟
(روز تعطيل)

987
01:31:15,887 --> 01:31:18,185
در ژاپن صبح دوشنبه است

988
01:31:40,078 --> 01:31:42,797
خيلي خب
گفت که مي‌تونين برين بالا

989
01:31:45,250 --> 01:31:46,547
طبقه‌ي 32 هست

990
01:31:46,960 --> 01:31:48,177
تو نمياي؟

991
01:31:49,045 --> 01:31:50,843
من اينجا منتظر مي‌مونم

992
01:32:06,271 --> 01:32:07,443
!موفق باشي

993
01:32:52,984 --> 01:32:54,327
بيا تو

994
01:33:03,328 --> 01:33:04,329
سلام

995
01:33:05,163 --> 01:33:06,210
سلام

996
01:33:06,581 --> 01:33:08,675
چه کاري از دستم ساخته‌س؟
چي شده؟

997
01:33:09,167 --> 01:33:10,919
شما پدرم رو مي‌شناختين؟

998
01:33:11,336 --> 01:33:13,338
پدرت؟
پدرت کي هست؟

999
01:33:14,089 --> 01:33:15,215
توماس شل

1000
01:33:16,841 --> 01:33:19,936
فکر نکنم
کسي به اسم "شل" نمي‌شناسم

1001
01:33:20,762 --> 01:33:22,014
اون 11 سپتامبر مُرد

1002
01:33:23,848 --> 01:33:28,524
واقعاً متأسفم -
يه پاکت پيدا کردم که اسم شما روش بود -

1003
01:33:28,686 --> 01:33:31,109
و فکر کردم اون اسم همسرشما هست
ولي الان مي‌دونم همسر سابق شماست

1004
01:33:31,272 --> 01:33:32,865
...ولي اون چيزي در موردش نمي‌دونست

1005
01:33:33,024 --> 01:33:35,197
و يه مرد از اتاق بالايي داد ميزد

1006
01:33:35,360 --> 01:33:38,284
شما از پدرم چي مي‌دونين؟-
کي اين اتفاقي افتاد؟-

1007
01:33:38,696 --> 01:33:42,291
سه ماه و 17 روز و 8 ساعت

1008
01:33:42,450 --> 01:33:45,954
و 16 دقيقه و 11
و الان 12 ثانيه‌ي پيش

1009
01:33:46,788 --> 01:33:49,041
...و امشب در ساعت 7:42:46 شب

1010
01:33:49,207 --> 01:33:52,381
يه تيکه‌ي روزنامه پيدا کردم
"که بابام دور "جستجوي بي‏وقفه خط کشيده بود

1011
01:33:52,544 --> 01:33:54,922
و يه شماره تلفن پشتش پيدا کردم

1012
01:33:55,255 --> 01:33:57,098
که شماره‌ي "ابي بلک" بود

1013
01:33:58,216 --> 01:34:02,141
اوني که توي خونه داد ميزد من بودم

1014
01:34:02,554 --> 01:34:04,272
داشتم اسباب کشي ميکردم

1015
01:34:04,430 --> 01:34:07,229
مي‌دونم

1016
01:34:08,560 --> 01:34:10,779
اين پاکت چه چيز خاصي داره؟

1017
01:34:16,401 --> 01:34:17,448
مي‌تونم ببينمش؟

1018
01:34:25,743 --> 01:34:28,212
چيزي روي پاکت نوشته شده بود؟

1019
01:34:28,621 --> 01:34:30,294
"نوشته بود "بلک

1020
01:34:31,916 --> 01:34:34,840
اين پاکت رو توي
يه گلدون آبي پيدا کردي؟

1021
01:34:38,089 --> 01:34:39,762
همم؟

1022
01:34:40,592 --> 01:34:42,265
باورم نميشه

1023
01:34:42,760 --> 01:34:45,354
واقعاً که اين شگفت انگيزترين اتفاقيه که
...من

1024
01:34:45,513 --> 01:34:47,766
...من بيش از يک ساله که

1025
01:34:47,932 --> 01:34:49,525
دنبال اين کليد مي‌گردم

1026
01:34:50,143 --> 01:34:52,771
من چندين ماه مشغول
پيدا کردن قفلش بودم

1027
01:34:52,937 --> 01:34:56,282
پس ما در جستجوي همديگه بوديم -
اين چي رو باز ميکنه؟-

1028
01:34:57,066 --> 01:34:58,363
يه صندوق امانات بانکي

1029
01:34:58,526 --> 01:35:00,369
اين چه ربطي به باباي من داره؟

1030
01:35:00,528 --> 01:35:01,950
باباي تو؟

1031
01:35:03,114 --> 01:35:06,869
اينو توي وسايل بابام پيدا کردم
و چون مُرده نمي‌تونستم ازش بپرسم براي چيه

1032
01:35:07,035 --> 01:35:08,753
براي همين بايد خودم
مي‌رفتم دنبالش

1033
01:35:10,622 --> 01:35:12,340
خب

1034
01:35:14,751 --> 01:35:16,879
باباي من هم از دنيا رفته

1035
01:35:17,462 --> 01:35:19,260
دو سال پيش

1036
01:35:21,466 --> 01:35:22,683
...اون

1037
01:35:22,842 --> 01:35:24,264
...اون براي

1038
01:35:25,303 --> 01:35:27,977
...يه معاينه‌ي ساده رفت دکتر و

1039
01:35:33,645 --> 01:35:34,988
...بگذريم

1040
01:35:36,397 --> 01:35:41,244
آخرش دکترها گفتن
تا دو ماه ديگه زنده مي‌مونه

1041
01:35:46,658 --> 01:35:50,913
نمي‌دونستم با وسايل و کتاب‌ها
و لوازم خونه‌ش چيکار کنم

1042
01:35:51,079 --> 01:35:54,003
نمي‌خواستي نگهشون داري؟-
هيچ کدومش رو نمي‌خواستم -

1043
01:35:56,042 --> 01:35:57,919
<i>اموالش رو حراج کردم</i>

1044
01:35:59,295 --> 01:36:01,798
<i>من و پدرم
زياد به هم نزديک نبوديم</i>

1045
01:36:03,341 --> 01:36:06,515
اون دو ماه آخر زندگيش رو

1046
01:36:06,678 --> 01:36:09,852
صرف نامه نوشتن به همه کرد. قوم و خويش‌ها
همکارهاش،کسايي که اصلاً نمي‌شناختم

1047
01:36:10,431 --> 01:36:13,105
در مورد کارهايي نوشت که مي‌خواست انجام بده
ولي هرگز نتونست،و کارهايي که انجام داد

1048
01:36:13,268 --> 01:36:16,568
ولي نمي‌خواسته انجام بده

1049
01:36:19,023 --> 01:36:21,867
چيزهايي رو باهاشون در ميون گذاشت
که هرگز به من نگفته بود

1050
01:36:24,862 --> 01:36:28,412
يعني چيزهايي که
مي‌خواستم درباره‌ش بدونم

1051
01:36:30,034 --> 01:36:31,707
مي‌خواي بغلت کنم؟

1052
01:36:32,704 --> 01:36:34,581
لازم نيست،ممنونم

1053
01:36:35,081 --> 01:36:36,833
براي تو نامه ننوشت؟

1054
01:36:38,209 --> 01:36:40,553
چرا،ولي مي‌ترسيدم بازش کنم

1055
01:36:40,712 --> 01:36:43,056
اگه من بودم خيلي کنجکاو مي‌شدم

1056
01:36:43,214 --> 01:36:45,888
همسرم بهم گفت
که اين کارم مسخره است

1057
01:36:46,551 --> 01:36:49,771
کارم بچگانه‌س -
ولي تو بچه‌ش بودي -

1058
01:36:53,391 --> 01:36:56,736
مي‌ترسيدم يه جور اعتراف باشه

1059
01:36:56,894 --> 01:37:00,068
<i>اميدوار بودم بهم بگه متأسفه</i>

1060
01:37:00,648 --> 01:37:02,366
<i>و اين که دوستم داره</i>

1061
01:37:02,984 --> 01:37:05,908
<i>يا يه چيز خصوصي بين دو نفرمون
ولي اين نبود</i>

1062
01:37:07,405 --> 01:37:10,750
...در آخر نامه،نوشته بود

1063
01:37:11,409 --> 01:37:14,253
...چيزي توي گلدان آبي"

1064
01:37:14,412 --> 01:37:16,255
توي طاقچه‌ي اتاق خواب هست

1065
01:37:16,414 --> 01:37:19,418
<i>،که مي‌خوام بدمش به تو"
"فکر کنم متوجه بشي چرا اينو ميدم به تو</i>

1066
01:37:21,753 --> 01:37:24,256
!ولي... من گلدان آبي رو فروخته بودم

1067
01:37:24,422 --> 01:37:29,770
در واقع اونو دادم به بابات
...قبل از اين که نامه رو باز کنم

1068
01:37:30,636 --> 01:37:32,764
براي همين سعي مي‌کردم پيداش کنم

1069
01:37:32,930 --> 01:37:34,682
بابام رو ديدي؟

1070
01:37:35,391 --> 01:37:36,938
گمون کنم

1071
01:37:37,101 --> 01:37:38,193
اونو به ياد داري؟

1072
01:37:39,520 --> 01:37:42,774
يه چيزي در مورد سالگرد ازدواجش گفت

1073
01:37:43,524 --> 01:37:45,276
<i>...که همسر من... -
14سپتامبر -</i>

1074
01:37:45,610 --> 01:37:49,615
<i>و مي‌خواست مادرت رو غافلگير کنه</i>

1075
01:37:49,781 --> 01:37:50,828
سالگرد ازدواجتون رو تبريک ميگم

1076
01:37:50,990 --> 01:37:52,412
<i>يه چيزهايي درباره‌ي يه رستوران مجلل گفت</i>

1077
01:37:53,034 --> 01:37:54,911
اون کت و شلوارش

1078
01:37:55,078 --> 01:37:56,455
بدون کليد نمي‌تونستم کاري کنم

1079
01:37:58,164 --> 01:37:59,882
براي همين مي‌خواستي بابام رو پيدا کني

1080
01:38:00,041 --> 01:38:03,716
ولي نمي‌دونستم چه طوري پيداش کنم
حتي اسمش رو هم نمي‌دونستم

1081
01:38:03,920 --> 01:38:07,174
چند هفته اطراف
خونه‌ي پدرم پياده روي کردم

1082
01:38:07,340 --> 01:38:08,842
<i>به اميد اين که بهش بربخورم</i>

1083
01:38:09,008 --> 01:38:12,387
<i>نوشته‌هايي به ديوار زدم که
...آقايي که در حراج اموال خيابان 75م"</i>

1084
01:38:12,553 --> 01:38:14,430
يه گلدان ازم خريدي"
"لطفاً باهام تماس بگير

1085
01:38:16,349 --> 01:38:18,443
<i>ولي اين کارها
...يه هفته بعد از</i>

1086
01:38:19,185 --> 01:38:22,485
<i>... همون
...يازده سپتامبر بود و</i>

1087
01:38:24,482 --> 01:38:27,156
ولي مردم همه جا نوشته به ديوار زده بودن

1088
01:38:51,759 --> 01:38:53,181
...خب

1089
01:38:55,346 --> 01:38:57,644
ديگه لازم نيست بگردي

1090
01:39:22,290 --> 01:39:26,386
متأسفم،مي‌دونم اين چيزي نيست
که به دنبالش بودي

1091
01:39:26,544 --> 01:39:27,887
چيزي نيست

1092
01:39:30,381 --> 01:39:32,054
بيا هر دو با هم بريم به بانک

1093
01:39:32,216 --> 01:39:34,639
و ببينيم چي توي صندوقه
و با هم تقسيمش کنيم

1094
01:39:34,886 --> 01:39:38,140
لطف داري
ولي،نه،ممنون

1095
01:39:46,314 --> 01:39:47,782
حالت خوبه؟

1096
01:39:49,567 --> 01:39:52,161
مي‌تونم چيزي بهت بگم که
تا حالا به کسي نگفتم؟

1097
01:39:52,445 --> 01:39:54,038
البته

1098
01:40:00,536 --> 01:40:04,837
اون روز،به محض اين که رفتيم
مدرسه،مدرسه رو تعطيل کردن

1099
01:40:05,041 --> 01:40:06,588
من پياده تا خونه‏مون رفتم

1100
01:40:07,168 --> 01:40:11,298
دوستم گفت اون تماس مي‌گيره
براي همين به دستگاه پيغام‌گير نگاه کردم

1101
01:40:11,547 --> 01:40:13,049
چند پيغام گذاشته شده بود

1102
01:40:13,299 --> 01:40:14,767
از دوستت؟

1103
01:40:15,259 --> 01:40:16,932
از بابام

1104
01:40:18,179 --> 01:40:20,056
پدرم توي اون ساختمون بود

1105
01:40:21,265 --> 01:40:23,939
ولي چيزي هست که
تا حالا به کسي نگفتم

1106
01:40:24,101 --> 01:40:26,650
به هيچ کس،حتي يه نفر

1107
01:40:29,106 --> 01:40:30,949
تلفن زنگ خورد

1108
01:40:32,527 --> 01:40:34,279
اوه،خداي من

1109
01:40:57,969 --> 01:41:00,688
نتونستم گوشي رو بردارم
اصلاً نمي‌تونستم

1110
01:41:00,846 --> 01:41:03,941
زنگ خورد،زنگ خورد و زنگ خورد
و من نمي‌تونستم تکون بخورم

1111
01:41:25,329 --> 01:41:28,674
مي‌خواستم جواب بدم،ولي نمي‌تونستم
اصلاً نمي‌تونستم

1112
01:41:29,667 --> 01:41:33,217
<i>...تلفن رفت روي پيغام‌گير
صداي بوق اومد</i>

1113
01:41:33,379 --> 01:41:35,177
<i>پيغام شماره شش
11سپتامبر ساعت 10:27 صبح</i>

1114
01:41:35,339 --> 01:41:37,683
<i>بعد صداش رو شنيدم</i>

1115
01:41:39,135 --> 01:41:40,352
<i>اونجايي؟</i>

1116
01:41:40,928 --> 01:41:42,555
<i>اونجايي؟</i>

1117
01:41:43,180 --> 01:41:44,352
<i>اونجايي؟
اونجايي؟</i>

1118
01:41:45,516 --> 01:41:47,018
اونجايي؟

1119
01:41:51,355 --> 01:41:53,858
اون بهم نياز داشت
و من نتونستم گوشي رو بردارم

1120
01:41:54,442 --> 01:41:56,740
،مي‌ترسيدم
نمي‌تونستم اين کارو بکنم

1121
01:41:57,361 --> 01:42:02,868
اونجايي؟9بار اينو پرسيد
مي‌دونم چون شمردم

1122
01:42:03,868 --> 01:42:06,087
چرا نگفت "کسي"؟

1123
01:42:06,412 --> 01:42:11,384
کسي" اونجا نيست؟"
فقط با يه نفر حرف ميزد

1124
01:42:11,667 --> 01:42:14,011
به نظرم مي‌دونست من اونجا هستم

1125
01:42:14,378 --> 01:42:17,678
شايد مرتب اينو مي‌گفت تا بهم زمان بده
تا شجاعت به خرج بدم و گوشي رو بردارم

1126
01:42:19,258 --> 01:42:23,934
بيشترين فاصله که بين سومين
و چهارمين دفعه است،15 ثانيه‌س

1127
01:42:24,096 --> 01:42:25,222
<i>اونجايي؟</i>

1128
01:42:25,389 --> 01:42:28,063
صداي گريه‌ي مردم دور و برش مياد

1129
01:42:28,309 --> 01:42:30,232
<i>اونجايي؟-
صداي هليکوپتر اومد -</i>

1130
01:42:30,394 --> 01:42:31,737
<i>اونجايي؟</i>

1131
01:42:31,896 --> 01:42:34,069
<i>صداي شکستن شيشه‌ها اومد</i>

1132
01:42:34,231 --> 01:42:36,074
<i>اونجايي؟
...اونجايــ</i>

1133
01:42:37,401 --> 01:42:38,448
<i>بعد قطع شد</i>

1134
01:43:08,849 --> 01:43:10,522
منو مي‌بخشي؟

1135
01:43:10,935 --> 01:43:12,437
تو رو ببخشم؟

1136
01:43:13,604 --> 01:43:16,107
به خاطر چي؟
چون نتونستي گوشي رو برداري؟

1137
01:43:18,275 --> 01:43:20,448
چون نتونستم به کس ديگه اي بگم

1138
01:43:20,611 --> 01:43:22,613
...آه

1139
01:43:24,865 --> 01:43:26,867
البته که مي‌بخشمت

1140
01:43:30,287 --> 01:43:33,666
نمي‌دوني اين چقدر
احساس بهتري به من ميده

1141
01:43:37,253 --> 01:43:39,631
اميدوارم چيزي که دنبالشي رو پيدا کني

1142
01:43:50,808 --> 01:43:51,980
من بايد برم

1143
01:44:13,581 --> 01:44:14,753
متشکرم

1144
01:44:23,799 --> 01:44:25,176
داره کجا ميره؟

1145
01:44:29,013 --> 01:44:30,515
!اسکار

1146
01:45:40,417 --> 01:45:43,796
بدش به من،بدش به من

1147
01:45:49,510 --> 01:45:51,262
چيزي نيست،چيزي نيست
اينو بده به من

1148
01:45:51,428 --> 01:45:54,477
بدش به من
بدش به من،چيزي نيست

1149
01:45:54,640 --> 01:45:59,020
ولش کن،ولش کن،ولش کن

1150
01:45:59,186 --> 01:46:03,612
ولش کن،ولش کن،ولش کن،ولش کن،عزيزم

1151
01:46:03,774 --> 01:46:07,620
چيزي نيست ولش کن،ولش کن
چيزي نيست ولش کن،ولش کن

1152
01:46:07,945 --> 01:46:12,121
ولش کن،چيزي نيست
چيزي نيست

1153
01:46:13,117 --> 01:46:16,963
قول ميدم به زودي بهتر بشم،قول ميدم
مثل بچه‌هاي عادي ميشم

1154
01:46:17,454 --> 01:46:20,628
اين آخرين چيزيه که مي‌خوام
تو فوق العاده اي

1155
01:46:21,458 --> 01:46:25,508
به شدت تلاش کردم،مامان
نمي‌دونم چطور مي‌تونستم سخت‌تر تلاش کنم

1156
01:46:25,671 --> 01:46:27,218
مي‌دونم

1157
01:46:27,548 --> 01:46:30,142
،مي‌دونم تلاش کردي
مي‌دونم

1158
01:46:30,801 --> 01:46:32,895
تو نمي‌دوني -
مي‌دونم -

1159
01:46:33,053 --> 01:46:34,976
تو اصلاً نمي‌دوني،مامان

1160
01:46:35,139 --> 01:46:39,485
مي‌دونم اگه بابات بود چقدر بهت افتخار مي‌کرد
که دست از جستجو برنداشتي

1161
01:46:41,437 --> 01:46:44,691
عزيزم،فکر کردي من مي‌ذارم
يه لحظه از جلوي چشمم دور بشي؟

1162
01:46:44,857 --> 01:46:47,861
فکر کردي مي‌ذارم اتفاقي برات بيافته؟

1163
01:46:48,152 --> 01:46:49,995
من هميشه مي‌دونستم کجا بودي

1164
01:46:50,154 --> 01:46:51,576
هميشه

1165
01:46:52,156 --> 01:46:53,248
واقعاً؟

1166
01:46:53,949 --> 01:46:57,169
وقتي "استن" دربان بهم گفت
که بهش گفتي اون همه دفترچه‌ي تلفن رو

1167
01:46:57,328 --> 01:47:02,550
براي يه پروژه‌ي مدرسه در مورد حواس پنجگانه مي‌خواستي
فهميدم مي‌خواي يه کاري بکني

1168
01:47:03,584 --> 01:47:05,006
چطور فهميدي؟

1169
01:47:06,003 --> 01:47:09,007
درس "حواس پنجگانه" رو هفت سال ديگه مي‌خونين

1170
01:47:14,511 --> 01:47:18,061
يعد به اتاق تو رفتم
و سعي کردم مثل تو فکر کنم

1171
01:47:18,849 --> 01:47:20,726
مي‌خواستم درک کنم

1172
01:47:21,352 --> 01:47:22,854
جاسوسي منو مي‌کردي؟

1173
01:47:25,022 --> 01:47:27,195
در جستجوي تو بودم

1174
01:47:33,447 --> 01:47:36,075
<i>بازي "جنگل جادويي" تو رو ديدم
...و فهرست "بلک"ها</i>

1175
01:47:36,241 --> 01:47:38,790
<i>سيستم طبقه‌بنديت رو ديدم
که براي 5 منطقه‌ي نيويورک بود</i>

1176
01:47:38,953 --> 01:47:40,045
<i>"سي.زي.آي"</i>

1177
01:47:40,204 --> 01:47:41,626
...سي.زي.آي" تو رو ديدم"

1178
01:47:42,373 --> 01:47:44,091
"يعني "طبقه بندي ناحيه‌اي تا شو
(CZI)

1179
01:47:44,249 --> 01:47:46,877
<i>ديدم که از چهار رقم آخر
شماره تلفن‌ها استفاده کردي بودي</i>

1180
01:47:47,044 --> 01:47:48,387
فکر کردم کار زيرکانه‌ايه

1181
01:47:48,671 --> 01:47:50,218
<i>خيلي زيرکانه بود</i>

1182
01:47:51,256 --> 01:47:53,224
منم براي خودم نقشه درست کردم

1183
01:47:53,509 --> 01:47:55,557
و همه‌ي حوزه‌هاي تو رو علامت زدم

1184
01:47:56,011 --> 01:47:57,638
104حوزه

1185
01:47:58,889 --> 01:48:00,937
216آدرس

1186
01:48:01,266 --> 01:48:04,065
"472نفر با نام خانوادگي "بلک

1187
01:48:04,812 --> 01:48:08,066
<i>يه فهرست از تمام کسايي که اون هفته
مي‌خواستي ببيني تهيه کردم</i>

1188
01:48:08,232 --> 01:48:09,950
<i>با کسايي که قبلاً ديده بودي تماس گرفتم</i>

1189
01:48:10,109 --> 01:48:13,488
<i>و رفتم ديدن کسايي که قرار بود بري پيششون</i>

1190
01:48:13,654 --> 01:48:15,122
<i>واقعاً؟</i>

1191
01:48:16,156 --> 01:48:18,079
همه‌شون؟

1192
01:48:19,827 --> 01:48:23,001
<i>،از وقتي شوهرم مُرده
پسرم داره تمام شهر رو جستجو ميکنه</i>

1193
01:48:23,163 --> 01:48:26,838
يه کليد داره که فکر ميکنه
...ممکنه سرنخي باشه،پس خيلي

1194
01:48:27,001 --> 01:48:29,095
اوه... ممنون،ممنون

1195
01:48:29,253 --> 01:48:31,927
خيلي ممنون،خيلي ممنون

1196
01:48:32,089 --> 01:48:36,094
...پس وقتي اومد
...تمام اين نقشه رو

1197
01:48:37,094 --> 01:48:38,437
ممنون،خيلي ممنون

1198
01:48:39,930 --> 01:48:41,273
خيلي متشکرم

1199
01:48:42,057 --> 01:48:43,934
خيلي ممنون؛ ممنون

1200
01:48:44,101 --> 01:48:47,230
...آه

1201
01:48:47,771 --> 01:48:48,818
متشکرم

1202
01:48:48,981 --> 01:48:50,824
<i>هکتور بلک" خيلي از بغل کردن خوشش مياد"</i>

1203
01:48:50,983 --> 01:48:52,985
<i>اون منو 17 بار بغل کرد</i>

1204
01:48:53,152 --> 01:48:55,780
مي‌خواستم در برم
ولي مرتب بغلم مي‌کرد

1205
01:48:59,575 --> 01:49:03,296
و فکر ميکنه اين ربطي به مرگ پدرش داره

1206
01:49:03,454 --> 01:49:05,456
ميدونم. غم انگيزه
واقعاً داستان غم انگيزيه

1207
01:49:07,791 --> 01:49:10,965
من "الين بلک" و پنج بچه‌ي
پر سر و صداش رو دوست داشتم

1208
01:49:20,804 --> 01:49:22,101
<i>برات نقاشي کشيدن؟</i>

1209
01:49:22,681 --> 01:49:24,024
<i>ده‌ها نقاشي</i>

1210
01:49:31,774 --> 01:49:36,905
پس وقتي اومد مثلاً اگه مي‌تونين
بذارين سوار اون بشه

1211
01:49:50,042 --> 01:49:52,090
<i>لي-ان بلک" چطور؟" -
!گمشو -</i>

1212
01:49:52,252 --> 01:49:54,129
<i>اون سرم داد زد که گمشو</i>

1213
01:49:54,671 --> 01:49:56,173
آره،سر منم داد زد

1214
01:49:56,340 --> 01:49:59,059
...که ربطي به اون داشته يا نه

1215
01:50:00,552 --> 01:50:03,681
برو
!خواهش ميکنم،از اينجا برو،برو

1216
01:50:04,139 --> 01:50:06,858
لانا بلک" داستان زندگي جالبي داشت"

1217
01:50:07,226 --> 01:50:09,695
فکر مي‌کردم "لانا بلک" ميزنه زير گريه

1218
01:50:10,187 --> 01:50:14,658
چيز خاصي نيست. چند تا سوال مي‌پرسه
فقط همين رو مي‌خواد

1219
01:50:15,150 --> 01:50:16,697
مطمئني مشکلي برات پيش نمياد؟

1220
01:50:20,155 --> 01:50:22,658
وقتي من رسيدم اونجا حالش خوب بود -
جدا؟-

1221
01:50:26,161 --> 01:50:30,712
مي‌دونستم چقدر طول ميکشه تا از
"خونه‌ي "النور بلک" در "آستوريا

1222
01:50:30,874 --> 01:50:32,876
به خونه‌ي "هارلن بلک" در "بوش‌ويک" برسي

1223
01:50:34,586 --> 01:50:36,384
به خاطر پدرت واقعاً متأسفم

1224
01:50:38,966 --> 01:50:41,185
!مامان اون پسره است -
!همون پسره -

1225
01:50:44,763 --> 01:50:47,391
به نظرم مامان‌هامون شبيه هم هستن،مگه نه؟

1226
01:50:51,353 --> 01:50:54,402
پس در مورد کليد مي‌دونستي

1227
01:50:55,232 --> 01:50:57,906
مي‌دونستم بايد اين چيزها
رو با منطق خودت بفهمي

1228
01:50:58,068 --> 01:50:59,945
و بايد با تو ميومدم

1229
01:51:00,737 --> 01:51:02,455
،نگران نبودي که بهم تجاوز کنن،منو بکشن

1230
01:51:02,614 --> 01:51:05,163
خفه‌م کنن،يا با چاقويي چيزي منو بزنن؟

1231
01:51:05,325 --> 01:51:06,747
<i>همه ساعت و همه روز</i>

1232
01:51:09,288 --> 01:51:11,086
<i>تا زماني که در بسته نميشد
نمي‌تونستم نفس بکشم</i>

1233
01:51:11,248 --> 01:51:13,000
!سلام -
من اومدم -

1234
01:51:15,460 --> 01:51:17,963
فکر مي‌کردم فقط
بابا مي‌تونه مثل من فکر کنه

1235
01:51:18,881 --> 01:51:20,258
منم همين طور

1236
01:51:21,925 --> 01:51:25,429
خيلي‌هاشون يه چيزي
يا کسي رو از دست داده بودن،مامان

1237
01:51:25,596 --> 01:51:27,348
درست مثل ما

1238
01:51:31,602 --> 01:51:33,570
دلت براي چي بابا تنگ ميشه؟

1239
01:51:37,482 --> 01:51:39,826
اوه،دلم براي خيلي کارهاش تنگ شده

1240
01:51:40,861 --> 01:51:43,990
من دلم براي اين تنگ شده که
با دست زدن به پنجره وضعيت آب و هوا رو مي‌گفت

1241
01:51:45,532 --> 01:51:47,500
:وقتي مي‌اومد خونه داد ميزد

1242
01:51:47,659 --> 01:51:50,128
"مشغول چه کاري هستين؟"

1243
01:51:56,877 --> 01:52:00,131
دلم براي وقتي که دستش رو تا آرنج توي ظرف
قهوه‏ي مغازه "فروجي" فرو ميبرد

1244
01:52:00,297 --> 01:52:01,799
،چون ميگفت از حسي که بهش ميده خوشش مياد
تنگ شده

1245
01:52:01,965 --> 01:52:05,845
اين کارش کفر منو در مي‌آورد
چون همه تو مغازه نگاش مي‌کردن

1246
01:52:06,887 --> 01:52:10,482
واقعا؟-
اوه،نمي‌دونم،نمي‌دونم -

1247
01:52:14,978 --> 01:52:17,026
دلم براي صداش تنگ شده

1248
01:52:19,483 --> 01:52:22,407
دلم براي صداش تنگ شده
که بهم مي‌گفت دوستم داره

1249
01:52:23,820 --> 01:52:25,242
منم همين طور

1250
01:52:29,493 --> 01:52:31,211
مامان؟

1251
01:52:32,037 --> 01:52:35,166
اگه دوباره عاشق بشي
اشکالي نداره. اگر بخواي

1252
01:52:37,793 --> 01:52:39,420
اوه

1253
01:52:39,836 --> 01:52:44,433
ديگه هرگز براي اولين بار عاشق نميشم
هيچ کس مثل اون نميشه

1254
01:52:44,591 --> 01:52:45,808
هيچ کس

1255
01:52:49,846 --> 01:52:53,020
بهم گفته بود. بهم گفت

1256
01:52:53,433 --> 01:52:56,687
من واقعاً مامانت رو دوست دارم"
"اون دختر خيلي خوبيه

1257
01:53:12,536 --> 01:53:13,708
مامان؟

1258
01:53:17,040 --> 01:53:20,135
من به اندازه‌ي کافي
بهت نميگم دوستت دارم،نه؟

1259
01:53:20,711 --> 01:53:22,258
اوه

1260
01:53:25,048 --> 01:53:26,641
چرا،ميگي

1261
01:53:27,551 --> 01:53:29,053
اوه،عزيزم

1262
01:53:31,096 --> 01:53:32,564
به اندازه‌ي کافي ميگي

1263
01:53:46,361 --> 01:53:47,908
پله‌ها خراب بود

1264
01:53:48,071 --> 01:53:50,290
امروز زود داري ميري مدرسه

1265
01:53:51,366 --> 01:53:53,744
مدرسه که تعطيله
امروز روز رئيس جمهوره

1266
01:53:54,578 --> 01:53:56,251
فکر ميکردم روز رييس جمهور در ماه فوريه است

1267
01:53:56,872 --> 01:53:58,795
تغييرش دادن

1268
01:53:59,708 --> 01:54:00,960
ممم

1269
01:54:42,167 --> 01:54:44,886
به کساني که ديده بودم نامه نوشتم

1270
01:54:47,214 --> 01:54:50,889
<i>:نوشتم
...آقا يا خانم يا دوشيزه‌ي عزيز</i>

1271
01:54:51,593 --> 01:54:55,473
<i>"يا "ابي
"يا "هيزل" يا "تامي" يا "الين</i>

1272
01:54:55,639 --> 01:54:58,142
<i>يا هر کس ديگه‌اي که ديدمتون
و نام خانوادگيتون"بلک" هست</i>

1273
01:54:59,559 --> 01:55:01,357
<i>شايد منو به خاطر داشته باشين</i>

1274
01:55:01,728 --> 01:55:03,651
<i>من "اسکار شل" هستم</i>

1275
01:55:04,648 --> 01:55:07,322
<i>پيش شما اومدم تا کمکم کنيد
قفلي رو پيدا کنم</i>

1276
01:55:07,484 --> 01:55:09,953
<i>که کليدي که پدرم برام گذاشته بود
بهش بخوره و بازش کنه</i>

1277
01:55:11,571 --> 01:55:14,666
<i>اکثرتون خيلي کمک کرديد
و با من مهربون بوديد</i>

1278
01:55:15,075 --> 01:55:17,203
<i>مي‌خوام از اين بابت ازتون تشکر کنم</i>

1279
01:55:17,786 --> 01:55:20,835
<i>و به خاطر اسب سواري که
بهم دادين تشکر ميکنم</i>

1280
01:55:20,997 --> 01:55:23,841
<i>و به خاطر نقاشي
تيلور" از من و کليدم"</i>

1281
01:55:25,001 --> 01:55:28,505
<i>...شايد بخوايد بدونيد
اون کليد جزء سرنوشت من نبوده</i>

1282
01:55:29,756 --> 01:55:32,259
<i>اون رو براي آقاي
ويليام بلک" گذاشته بودن"</i>

1283
01:55:32,426 --> 01:55:35,555
<i>که شايد بيشتر از من بهش نياز داشت</i>

1284
01:55:35,720 --> 01:55:38,690
<i>واضحه که من نااميد شدم</i>

1285
01:55:39,057 --> 01:55:42,186
<i>ولي از ته دل خوشحالم
که به دست صاحبش رسيد</i>

1286
01:55:42,686 --> 01:55:44,563
<i>و حتي به خاطر نااميدي خودم
خوشحال‌ترم</i>

1287
01:55:45,689 --> 01:55:48,283
<i>چون خيلي بهتر از
نداشتن هيچ چيز هست</i>

1288
01:55:50,026 --> 01:55:54,953
<i>پدرم بهم گفت
نيويورک زماني منطقه ششمي داشته که سيل اونو برده</i>

1289
01:55:55,198 --> 01:55:58,042
<i>سعي کردن اون منطقه رو نجات بدن
ولي نتونستن</i>

1290
01:55:58,243 --> 01:56:00,541
<i>و هرگز برنمي‌گرده</i>

1291
01:56:01,371 --> 01:56:03,465
<i>...منم هر چقدر دوست دارم</i>

1292
01:56:03,957 --> 01:56:06,710
<i>بابام هرگز برنمي‌گرده</i>

1293
01:56:07,127 --> 01:56:11,758
<i>و فکر کردم بدون اون نمي‌تونم زندگي کنم
ولي الان مي‌دونم که مي‌تونم</i>

1294
01:56:12,591 --> 01:56:15,310
<i>فکر کنم بابام
به اين افتخار کنه</i>

1295
01:56:16,386 --> 01:56:18,639
<i>منم هميشه همين رو مي‌خواستم</i>

1296
01:56:47,086 --> 01:56:48,833
<b>به شدت بلند و فوق العاده نزديک</b>

1297
01:56:53,551 --> 01:56:59,346
تقديم يه جناب آقاي توماس شل

1298
01:57:00,889 --> 01:57:03,483
<i>آدرس مستاجر
رو از مامان‌بزرگ گرفتم</i>

1299
01:57:03,642 --> 01:57:08,193
<i>و با اين که مي‌خواستم بهش بگم
"عوضي خودخواه برو گم شو"</i>

1300
01:57:08,355 --> 01:57:09,402
<i>ولي گفتم نه</i>

1301
01:57:11,983 --> 01:57:14,077
<i>ازش خواستم بياد خونه</i>

1302
01:58:08,039 --> 01:58:10,292
<i>تبريک ميگم،اسکار</i>

1303
01:58:10,500 --> 01:58:14,255
<i>با شجاعتي باورنکردني و ذکاوتي
...فراتر از سن و سالت</i>

1304
01:58:14,504 --> 01:58:18,008
<i>سفر اکتشافي شماره‌ي 6 رو حل کردي</i>

1305
01:58:18,800 --> 01:58:22,521
<i>هم توانستي وجود ششمين
...منطقه را ثابت کني</i>

1306
01:58:22,679 --> 01:58:25,353
<i>و هم زيرکي خودت را</i>

1307
01:58:26,141 --> 01:58:30,442
<i>مردم منطقه‌ ششم هر کجا که باشند
از تو به نيکي ياد خواهند کرد</i>

1308
01:58:31,146 --> 01:58:32,693
<i>و من هم همين طور</i>

1309
01:58:33,023 --> 01:58:35,196
<i>حالا وقتشه بري به خونه</i>

1310
01:59:38,755 --> 01:59:40,302
...يک

1311
02:02:12,000 --> 02:02:22,000
زيرنويس ترجمه شده توسط
"امير طهماسبي" و "حسين غريبي"

1312
02:02:22,100 --> 02:02:32,100
amir_t6262@yahoo.com
gharibi6@yahoo.com

1313
02:02:35,000 --> 02:02:42,000
WwW.FarsiSubtitle.CoM

1314
02:02:45,000 --> 02:02:55,000
"""با تبريک سال نو به تمامي پارسي زبانان عزيز"""

1315
02:02:55,100 --> 02:03:05,100
اميدوارم از ديدن اين فيلم زيبا با اين زيرنويس
بيشتر لذت برده باشيد

1316
02:07:00,000 --> 02:07:10,000
Extremely.Loud.&.Incredibly.Close
Farsi_Persian
25.12.90
ver 2 EDITED
...


